بمب پرنده وی 1

 

 

 سال شروع به خدمت: 1944

 استفاده توسط: لوفت وافه

 مهندس طراح: روبرت لاسر

 بهای هر فروند: 5.090 رایش مارک

 وزن: 2.150 کیلوگرم

 طول: 32.8 متر

 عرض: 37.5 متر

 ارتفاع: 42.1 متر

 وزن کلاهک: 850 کیلوگرم

 موتور: مدل ARGUS AS 109-014PULSE GET ENGINE

 برد عملیاتی: 250 کیلومتر

 سرعت: 640 کیلومتردر ساعت

 در اواخر سال 1936 فریتز گوسلائو (FRITZ GOSSLAU) که یک مهندس آلمانی بود و در کمپانی آرگوس مورتورن (ARGUS MORTOREN) کار می کرد شروع به کار برروی یک هواپیمای قابل هدایت از راه دور نمود. کمپانی ارگوس مشغول توسعه یک پروژه در خصوص ساخت یک هواپیمای شناسائی کنترل از راه دور به نام AS 292 بود. در تاریخ 9 نوامبر 1939 پیشنهاد طراحی یک هواپیمای کنترل از راه دور که قابلیت حمل 1000 کیلوگرم  و بردی معادل 500 کیلومتر را داشته باشد به وزارت هوا نوردی آلمان ارائه گردید. کمپانی آرگوس به همراه لورنتز AG و آرادو شروع به توسعه پروژه نمودند و در آوریل سال 1940 گوسلائو اقدام به ارائه یک طرح اصلاح شده با نام پروژه P 35 ERFURT نمود.

 

هواپیمای شناسائی AS 292

 

تولید انبوه Argus As 292 - آلمان ها اولین تولید کنندگان هواپیمای کنترل از راه دور بودند

 

 در تاریخ 31 ماه می رودولف بری که یکی از اعضای وزارت هوانوردی بود یاداشتی نوشت که به موجب آن او هیچ شانسی که پرتابه کنترل از راه دور بتواند در شرایط جنگی عمل نماید، نمی دید. او در این یاداشت نوشت که سیستم هدایت از راه دور یک سیستم ناقص میباشد. در تاریخ 6 ژانویه 1941 هاینریش کوپنبرگ رئیس هیئت مدیره آرگوس با ارنست اودت (ارنست اودت یکی از خلبانان افسانه ای آلمان و از برجسته ترین طراحان هواپیما در وزارت هوانوردی و نیز لوفت وافه بود) ملاقات نمود و تلاش کرد تا او را به ادامه پروژه قانع نماید اما اودت تصمیم به لغو پروژه گرفت با وجود این گوسلائو متقاعد شد که ایده اصلی بی عیب و نقص است و به سوی ساده تر کردن طراحی آن حرکت نمود. آراگوس به عنوان تولید کننده موتور فاقد توانائی برای تولید بدنه برای این پروژه بود بنابراین کوپنبرگ از روبرت لاسر رئیس بخش طراحی و رئیس هیئت مدیره تکنیکی کارخانه هاینکل دعوت به همکاری نمود. در تاریخ 22 ژانویه لاسر یک پست در کمپانی هواپیما سازی فایسلر گرفت. او با کوپنبرگ در 27 فوریه ملاقات نمود و پروژه گوسلائو به او معرفی گردید. در این طرح از 2 موتور جت استفاده شده بود اما لاسر تصمیم گرفت این طرح را تغییر دهد و به جای 2 موتور از 1 موتور استفاده کند.

 

روبرت لاسر طراح وی 1

 

 پروژه نهائی پیشنهاد شده با نام FI 103  در 5 ژوئن به افسر فنی وزارت هوانوردی تسلیم گردید. در تاریخ 19 ژوئن فیلد مارشال ارهارد میلش (او یکی از عالی رتبه ترین افسران لوفت وافه بود) به پروژه FI 103 بالاترین اولویت در تولید را داد و توسعه آن در مرکز لوفت وافه در کارلسهاگن انجام شد.

 در تاریخ 30 آگوست تولید اولین بدنه برای FI 103 به اتمام رسید و نخستین پرواز این سلاح با نام FI 103 V7 در تاریخ 10 دسامبر انجام شد و در جریان آن یک هواپیمای FW 200 این سلاح را پرتاب نمود.

V1  با نام گیلاس سنگ طراحی شد و لایر و گوسلائو بدنه آن را از ورق فولادی جوش داده شده و بال آن را از تخته سه لا ساختند. موتور آن یک موتور ساده جت با صدای زوزه مانند  که مشخصه آن بود و به همین دلیل در زبان محاوره ای با نام بمب زوزه ای خوانده می شد، بود.

 سیستم جرقه زنی موتور جت آن با استفاده از یک نوع شمع خودرو ساخته شد و این شمع در فاصله 0/76 متری پشت کرکره مصرف آن قرار گرفته بود. 3 نازل هوا در جلوی موتور جت قرار داشت که همزمان به یک منبع خارجی هوا با فشار بالا که با استارت موتور مورد استفاده قرار میگرفت، متصل بود. گاز استیلن برای شروع بکار موتور مورد استفاده قرار می گرفت و یک پنل از چوب  یا موادی مشابه آن مانع خروج و فرار سوخت قبل از احتراق کامل آن میشد.

 هنگامی که موتورها شروع بکار میکردند و درجه حرارت به سطح حداقل عملیاتی افزایش میافت، شلنگ هوای خارجی و اتصالات بلند شده و موتور بدون نیاز به سیستم جرقه زنی که در ابتدای آغاز بکار مورد استفاده قرار گرفته بود، به فعالیت خود ادامه می داد.

 

نمای داخلی وی 1

 

 حداقل سرعت سیر هوائی موتور جت در نمونه اولیه 240 کیلومتر در ساعت بود. واقعیت امر این بود که این پرنده به دلیل استاتیک محوری و موتور جت نصب شده در آن و نیز بال های کوچک میبایست حتما از یک هواپیمای بمب افکن به مانند هاینکل 111 پرتاب می شد اما در نمونه اصلاح شده آن ازیک سطح شیب دار برای پرتاب استفاده شد و با استفاده از پراکسید هیدروژن و پرمنگنات پتاسیم در این پرنده سرعت پرنده در لحظه پرتاب به 580 کیلومتر در ساعت می رسید.

 سیستم هدایت این پرنده با استفاده از یک خلبان اتوماتیک ساده برای تنظیم ارتفاع و سرعت سیر هوائی عمل می کرد. یک سیستم آونگ اندازه گیری وزن دائما به شکلی پاندولی حرکت می کرد و تعادل پرنده برای تنظیم حرکت افقی آن را برعهده داشت و این سیستم مانع از بین رفتن تعادل بین دم و دماغه این پرنده میشد. همچنین یک قطب نما که دائما شمال را نشان می داد در این پرنده نصب شده بود. انرژی مورد نیاز برای ژیروسکوپ و کنترل پرواز به وسیله 2 مخزن هوای فشرده گوی مانند که مخزن سوخت را نیز کنترل می کردند تهیه می شد. این 2 مخزن هوای فشرده قبل از پرتاب تا 15000 کیلو پاسکال شارژ میشدند.

 سامانه ناوبری این پرنده بسیار جالب بود. این پرنده در دماغه جلوی خود یک پروانه داشت که در هر 30 دور چرخش یک عدد بر روی دستگاه شمارش می انداخت این شمارنده پس از طی مسافت لازم صفر می شد و با صفر شدن این شمارنده یک کاتر اقدام به بریدن ریسمانی می کرد که به پروانه جلو وصل بود. با بریده شدن این ریسمان سکان پرنده از حالی افقی به حالت مایل در می آمد و به سوی زمین حرکت میکرد. در این زمان این پرنده قبل از اصابت به زمین یک صدای زوزه مانند شدید را ساطع می کرد.

 اولین نمونه کامل وی 1 در تاریخ 30 اگوست 1942 تکمیل گردید و اولین پرواز آزمایشی در 28 اکتبر 1942 در جزیره پینه مونده انجام شد. ارتفاع در نظر گرفته شده 2.750 متر بود اما در نتیجه شکست های مکرر به دلیل شکسته شدن رگلاتور فشار سوخت، ارتفاع عملیاتی تا نصف این ارتفاع تغییر یافت.

 گزارش های طلاعاتی 

 سرویس مخفی انگلستان قبل از بهره برداری آلمان ها از وجود و تحقیقات در خصوص بمب پرنده وی 1 اطلاع یافته بود.

 یک ریاضی دان و فیزیکدان آلمانی به نام هانس فرانک در تاریخ 1 و 2  نوامبر 1939 یک گزارش برای سفارت انگلستان تهیه نمود و این گزارش در تاریخ 4 نوامبر در یک بسته به دست وابسته نظامی انگلستان در سفارت انگلستان در نروژ رسید که در آن جزئیات تحقیقات تسلیحاتی آلمان ها را که موشک های وی 1 و وی 2 جزئی از آن بود را فاش میکرد. این گزارش به گزارش اسلو معروف شد و پایه تحقیقات سرویس اطلاعاتی انگلستان در خصوص این سلاح ها گردید و نام رمز گزارش اسلو بر آن نهاده شد.

 همچنین در تاریخ 22 مارس 1943 دو ژنرال اسیر شده آلمانی به نامهای ژنرال فون توما و ژنرال کرویول در عمارتی در باغ کنزینگتون با یکدیگر گفتگو گردند و در جریان این گفتگو ژنرال فون توما اظهار تعجب نموده بود که چرا لندن تا به حال به تلی از ویرانه تبدیل نشده است و سپس تعریف کرد که چگونه هنگامی که از محل آزمایش این موشک ها بازدید میکرده ردیفی از موشک های غول آسا را مشاهده نموده است. این دو ژنرال در اتاقی با یکدیگر صحبت میکردند که توسط میکروفون استراق سمع می شد. هنگامی که این خبر به دکتر آر. وی. جونز و همکارش دکتر اف سی فرانک در سرویس اطلاعاتی انگلستان رسید آنها این اطلاعات را در کنار سایر اطلاعات رسیده قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که گزارشهای مربوط به سلاح های پرنده وی 1 و وی 2 یک تبلیغ برای ترساندن انگلستان نیست زیرا گزارش های دیگر اطلاعاتی وجود این سلاح را تائید می کرد.

 چرچیل داماد خود دانکن ساندیز را مامور رسیدگی به مسئله موشکهای آلمان نمود و سازمان اطلاعاتی تحت هدایت او دست به یک پژوهش گسترده در این زمینه زد. زمانی که یک متصدی وزارت هوانوردی آلمان در مورد چگونگی توزیع سهمیه سوخت بین همه ایستگاه های تحقیقاتی آلمان پیامی فرستاد و ایستگاه ها را بر حسب اهمیت آنها طبقه بندی نمود، پینه مونده را در صدر لیست قرار داد و این مسئله توسط سیستم رمز شکن اولترا رمزگشائی شد و اهمیت این ایستگاه تحقیقاتی برای انگلیسی ها کاملا واضح گردید. تجسس هوائی برفراز جزیره پینه مونده تشدید شد و عکسهای هوائی تاسیسات آلمان ها را در این جزیره نشان داد. همچنین پیام رمز آلمانها هم محل شلیک موشک ها و هم عملکرد این موشک ها را بر انگلیسی ها آشکار نمود.

 اندکی بعد گزارش لیسبون به دست سرویس مخفی رسید و تمام اجزای این پازل را به یکدیگر ارتباط داد. هرچند هرگز معلوم نشد این گزارش توسط چه کسی تهیه شده است اما حدس زده می شود این گزارش به دستور دریاسالار کاناریس و توسط سروان لودویگ گئره که از افسران ابوهر و عضو ارکستر سیاه بود، تهیه شده باشد. در این گزارش جزیره پینه مونده به عنوان محل تولید این سلاح معرفی شده بود و ذکر گردیده بود که تعداد 1500 کارگر متخصص به این جزیره منتقل شده اند. ارتش زیرزمینی مقاومت لهستان یکی دیگر از منابع اطلاعاتی انگلستان در خصوص موشک وی 1 بود. از آنجائی که آلمان ها در بیشتر مسیر تحقیق و توسعه و تولید سلاح وی 1 اقدام به بهره گیری از اسرای لهستانی می نمود، ارتش میهنی لهستان از طریق این بردگان به موضوع تحقیقات آلمان ها در جزیره پینه مونده پی برد و متعاقبا این اطلاعات را به سرویس مخفی انگلستان اطلاع داد.

 انگلیسی ها تصمیم به بمب باران جزیره پینه مونده گرفتند و در شب 17 اوت نیروی هوائی انگلستان عملیاتی حیله گرانه با نام رمز عملیات هیدرا را برای نابودی این جزیره آغاز نمود.

 هواپیماهای انگلیسی برای بمب باران شبانه شهرهای آلمان از فراز جزیره پینه موند در دریای بالتیک عبور می کرند. در ابتدا به هنگام نزدیک شدن هواپیماهای بمب افکن انگلیسی در جزیره آژیر هشدار به صدا در می آمد و کارکنان به پناهگاه ها می رفتند اما پس از مدتی آلمان ها مشاهده کردند که هدف این حملات هوائی شهرهای آلمان بوده و از آن پس نزدیک شدن بمب افکن ها اگر موجب به صدا در آمدن آژیر حمله میشد سبب رفتن کارکنان این پروژه به پناهگاه نمی گشت.

 آن شب هواپیماهای موسکیتو به طعمه سفید (نام رمز برلین) حمله کردند و چند منور به پائین پرتاب نمودند. لوفت وافه تصور نمود که برلین هدف حمله واقع خواهد شد بنابراین فرماندهان لوفت وافه دستور دادند تا واحدهای هوائی آلمانی برای مواجهه با بمب باران برلین به سوی آن شهر حرکت نمودند (و از هدف اصلی یعنی پینه مونده غافل شدند). از دیگر سو فرماندهی لوفت وافه در نبرد هوائی برلین برعهده ژنرال یوزف کامهوبر که فرمانده گروه دوازدهم هوائی بود گذاشته شد ستاد او در آرنهام دیل هلند واقع شده بود و فرامینش توسط یک خط تله پرینتر صادر می شد اما هنگامی که حمله به پینه مونده آغاز شد کابل این کانال ارتباطی توسط سرویس اطلاعاتی انگلستان قطع شد.

 هواپیماهای بمب افکن که ماموریت بمب باران پینه مونده را داشتند برای اجتناب از دادن فرصت به سیستم رادار آلمان در اعلام هشدار سریع، در ارتفاعی بسیار پائین تر از خط افق رادارهای آلمانی حرکت کردند و زمانی که به جزیره رسیدند ناگهان اوج گرفتند و تا ارتفاع 7 هزار پائی بالا رفتند و سپس اقدام به بمب باران پینه مونده نمودند. حمله انگلیسی ها در 3 موج انجام شد و در جریان آن 281 تن بمب آتشزا و 1593 تن بمب بر روی جزیره فرو ریخت. در جریان این حمله 370 از کسانی که از کارکنان برنامه ساخت سلاح های سری بودند کشته شدند و 2 تن از آنان به نامهای تایل و والتر از برجسته ترین محققان آلمانی بودند. پس از این حمله هیتلر دستور انتقال همه ابزارها و برنامه های مهم از پینه مونده به یک میدان تیر در بلیزنا بین کراکو و لووف را صادر کرد اما این منطقه ای بود که نیروهای اطلاعاتی لهستان آزاد در آن نفوذ کرده بودند و این گروه نیز به نوبه خود زیر کنترل لندن قرار داشتند. مدتی بعد این تجهیزات برای اجتناب از حمله هوائی به زیر کوه های هارتز انتقال داده شدند. در آنجا 2 تونل موازی که هر یک 1.25 مایل طول و 0.75 مایل از یکدیگر فاصله داشتند و توسط 46 سالن به یکدیگر متصل می شدند حفر شده بود. در این مکان 16 هزار کارگر اجباری از اردوگاه های کار اجباری و 2000 تکنسین و چند مامور سرویس مخفی انگلستان بر روی وی 1 و وی 2 کار می کردند.

 عملیات و اثر بخشی وی 1

 پس از حمله متفقین به نرماندی در تاریخ 6 ژوئن، هیتلر به این نتیجه رسید که زمان استفاده از موشک وی1 فرا رسیده است بنابراین دستور استفاده از آن را صادر نمود. قبل از شروع تهاجم، آلمانها به عوامل مهم خود مانند گاربو که در حقیقت برای انگلیسی ها جاسوسی می کرد گفته بودند که لندن را ترک کنند و این امر نشان می داد که تهاجم سختی در پیش است.

 در تاریخ 13 ژوئن 1944 اولین موشک وی 1 علیه هدف شماره 42 (اسم رمز لندن) پرتاب شد. در روز اول 10 موشک شلیک شد که چهار تای آن هنگام پرواز منفجر شد و دو فروند اصلا به انگلستان اصابت نکرد و تنها چهار موشک در نزدیکی نقطه هدف در قلب لندن فرود آمد. نخستین موشک در دهانه رود تایمز فرود آمد و دومین موشک در فاصله ای دورتر در شمال برینگتون فرود آمد و باعث به هوا پریدن کلاغ ها شد و سومین موشک در نزدیکی سون اوکز در کنت به زمین خورد و همه را هراسان نمود و چهارمی در محله بنتال گرین که از شلوغترین محلات لندن بود اصابت نمود و باعث خراب شدن یک ایستگاه راه آهن و کشته شدن 6 نفر و جراحت 13 نفر دیگر شد. انگلیسی ها با مشاهده این آمار برخورد یک موشک از 10 موشک خشنود شدند اما در شب 15 ژوئن هفتادو سه موشک وی 1 به لندن برخورد نمود. یکی شاهد عینی به نام الیزابت شپارد جونز انفجاری را که در جلوی چشمش رخ داد چنین به یاد می آورد:

 جمعیت به پا خاست... صدای زوزه موتور یک بمب پرنده از فاصله ای شنیده می شد. جمعیت یکصدا شروع به دعا خواندن نمود: ترا ستایش می کنیم ای خدا، ترا حمد میگوئیم تا نجات دهند ما باشی، صدای موتور اینک به غرشی میمانست که صدای دعا به دلیل سر و صدای آن به زحمت شنیده می شد.... تمام زمین ترا عبادت میکنند ای پدر ابدی ما، هنگامی که موتور به یکباره ایستاد غرش به یکباره قطع شد.... صدای دعا یکباره به سکوت گرائید. همه فرشتگان به درگاهت با صدای بلند زاری می کنند. آسمانها و هر آنچه در آنها تواناست... آنگاه صدای انفجاری آنچنان مهیب به گوش رسید که گوئی همه آبها و بادهای کره خاک یکباره با یکدیگر تصادم کرده اند و سقف کلیسا با بارانی از آجر و خاک بر سرمان فرود آمد... یک لحظه پیش داشتم دعا می خواندم و لحظه بعد در غبار و تاریکی غرق بودم. تنها این را می دانستم که باید راهی برای نفس کشیدن پیدا کنم.

 

بر روی پلاک آبی نوشته شده است اینجا در 13 ژوئن اولین حمله بمب پرنده انجام گردید

 

 اینک دیگر سلاح سری هیتلر یک تهدید صرف به  نظر  نمی  آمد.  تا 25  ژوئن  آلمانها 2000 پرنده وی 1 به سوی لندن پرتاب نموده بودند که صدها فروند از آنها پس از عبور از سد دفاعی انگلستان به لندن اصابت نموده بودند. خرابی و انهدام بسیار شدید بود و دولت شروع به تخلیه زنان و کودکان و افراد مسن نمود. در تاریخ 27 ژوئن وزیر کشور هربرت موریسون هشدار داد که تاکنون موشک های وی 1 متجاوز از 200 هزار خانه را منهدم نموده و یا به آن صدمه رسانده است و بی اغراق میلیونها جام شیشه را از قاب پنجره های لندن به بیرون کشیده است. اگر صنعت شیشه سازی تا قبل از زمستان نمی توانست این مقدار کمبود را جبران کند بیماری در طول زمستان خسارات مصیبت باری بر نیروی انسانی کشور وارد می کرد. سرویس اطلاعاتی انگلستان دست بکار شد و به زودی یک عضو جنبش مقاومت فرانسه به نام دبلیو جی ساوی کشف کرد که آلمانها 2000 موشک وی 1 در غارهای سریل در نزدیکی پاریس پنهان نموده اند. این اطلاعات به لندن مخابره شد و در شب 4 ژوئیه  بمب افکنهای  RAF  با پرتاب 11 بمب 6 تنی از نوع زلزله این غارها را منهدم کردند و مجددا در شب 7 ژوئیه این مناطق را هدف بمب باران قرار دادند.

 این موشک ها از سکوهای شیب دار و در سواحل نرماندی به سوی لندن پرتاب میشدند و پس از آزادسازی فرانسه سکوهای پرتاب وی 1 از فرانسه به هلند و بلژیک انتقال یافت و شلیک به لندن از آنجا تداوم پیدا کرد. اگر چه تنها 25 درصد وی 1 ها به اهداف خود رسیدند اما این موشک ها تاثیرات روانی عمیقی بر روی اهالی لندن گذاشتند. حدود 30 هزار پرنده وی 1 در مدت زمان 350 ساعت تولید شد که از این تعداد فقط حدود 10 هزار فروند به انگلستان رسید و از این تعداد فقط 2.419 فروند به لندن رسید و تلفاتی معادل 6.184 کشته و 17.981 زخمی برجا گذاشت. 

 انگلیسی ها برای مقابله با این موشک تدابیر متعددی اندیشیدند که یکی از این تدابیر پرواز هوپیماهای شکاری به منظور مقابله با این پرنده بود اما تنها هواپیمای انگلیسی که می توانست در ارتفاع پائین پرواز کند و برضد این پرنده عمل نماید هواپیمائی به نام هاوکرتمپست بود اما فقط تعداد 30 فروند از این هواپیما در دسترس بود.

 

هاوکر تمپست تنها هواپیمائی بود که قادر به مقابله با وی 1 بود

 

 انگلیسی ها به زودی برای مقابله با این پرنده تاکتیک جدیدی بکار گرفتند. عملکرد این تاکتیک این گونه بود که هواپیماهای انگلیسی خود را به این پرنده رسانده و در زیر آن قرار میگرفتند و سپس به آرامی ارتفاع خود را افزایش داده و بال هواپیمای انگلیسی را مماس با زیر بال این پرنده قرار داده و به آرامی ارتفاع را افزایش می دادند. با افزایش ارتفاع هواپیما تعادل افقی پرنده بهم می خورد و نوک این پرنده به سوی زمین مایل میشد و قبل از رسیدن به لندن با زمین برخورد می کرد.

 

یک هواپیمای اسپیت فایر انگلیسی تلاش میکند تا با بالهایش مسیر حرکت وی 1 را تغییر دهد

 

 همچنین انگلیسی ها با ارسال بالن هائی به هوا اقدام به پهن نمودن تورهائی در آسمان می نمودند که پرنده های وی 1 بعضا در این تورهای هوائی گرفتار میشدند. علاوه بر این انگلیسی ها حجم عظیمی از آتشبارهای ضدهوائی را در مسیر این پرنده قرار داده و تلاش می کردند تا با سدی از آتش این پرنده را قبل از رسیدن به لندن در آسمان منفجر کنند. اما جالب ترین حقه انگلیسی ها یک حقه اطلاعاتی برای بی نتیجه نمودن اثر بخشی این پرنده بود. سازمان ضد اطلاعات انگلستان در جریان جنگ موفق شد تمام جاسوسان آلمان در انگلستان را دستگیر نموده و در برابر تهدید به اعدام در جریان عملیاتی به نام عملیات صلیب دوبله آنان را به استخدام خود درآورد. بدین ترتیب سازمان ضد اطلاعات انگلستان موفق شد به جای اطلاعات واقعی هر نوع اطلاعاتی که می خواست را به آلمان ارائه نماید. پس از شروع عملیات وی 1، آلمان ها شروع به پرس و جو در خصوص محل اصابت پرنده های وی 1 و تعداد تلفات این حملات نمودند. انگلیسی ها نیز که می دانستند برای آلمان ها اهمیت دارد که موشک ها به قلب و مرکز لندن اصابت نماید جاسوسان دوجانبه را وادار کردند در حالی که موشک ها به قلب لندن اصابت می کرد در گزارشهای خود اعلام کنند که این موشک ها به حومه شمالی لندن اصابت نموده و تلفات اندکی داشته است. آلمان ها که تصور می کردند موشک هایشان به حومه شمالی لندن اصابت کرده تصمیم به کم کردن مقدار سوخت گرفتند تا سوخت موشک ها قبل از رسیدن به شمال لندن به اتمام رسیده و به مرکز لندن اصابت نماید اما در عمل این موشک ها قبل از رسیدن به مرکز لندن و در خارج از شهر به زمین اصابت می نمود. همچنین انگلیسی ها روزنامه ها را وادار می کردند تا محل اصابت موشک ها را مرکز لندن و تعداد تلفات را بالا گزارش نمایند. اخبار این روزنامه ها گزارشهای جاسوسان دربند آلمانی را تائید می نمود و عملا این موشک را به یک سلاح فاقد کارائی تبدیل نمود. این اقدامات متفقین موجب شد تا در ماه ژوئن 17 درصد وی 1 ها قبل از رسیدن به هدف نابود شده و این آمار در ماه اوت به 74 درصد رسید. در مجموع تعداد 4.261 وی 1 توسط هواپیماها و ضد هوائی و بالن های انگلیسی و حقه های اطلاعاتی قبل از رسیدن به هدف نابود شدند. آخرین حمله وی 1 در تاریخ 29 مارس 1945 انجام شد و طی آن محله داچ ورث هدف این پرنده واقع شد.

 موشک وی 1 اولین موشک کاربردی در جنگ بود و در آن زمان طرحی بسیار جسورانه و پیشرفته محسوب می شد و برتری تکنولوژیکی آلمان را به رخ متفقین کشاند. این موشک حتی امروزه نیز مدل و الگوی مادر موشک های پیشرفته ای مانند کروز و تام هاوک محسوب می شود.     

  

  

                                                                            نوشته شده در تاریخ : 02/01/91

                                                                                                       نظر بدهید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

info@WikiArya.com

استفاده از مطالب سایت تنها با ذکر منبع مجاز است و تمام حقوق این وب سایت متعلق به مؤلف می باشد.