یوناس اشتینهوف

 

 

 یوناس اشتینهوف

 متولد 15 سپتامبر 1913 ، مرگ 21 فوریه 1994
 یوناس اشتینهوف در 15  سپتامبر 1913 در شهر بوتندورف در ایالت ترونینگن متولد شد. پدرش یک کارگر آسیاب و مادرش خانه دار بود. او 2 برادر به نامهای برند و ولف داشت. یوناس قبل از آغاز جنگ دوم جهانی تلاش کرد تا استاد دانشگاه ینا شود اما موفق نشد. سپس در نیروی دریائی ثبت نام نمود و به مدت یک سال به عنوان دانشجوی نیروی دریائی خدمت کردد. زمانی که در سال 1935 هرمان گورینگ به فرماندهی لوفت وافه منصوب شد یوناس اشتینهوف به نیروی هوائی رفت و پس از اتمام دوره آموزشی خود مامور به خدمت در واحد
JG26 گردید.
 پس از حمله آلمان نازی به لهستان در سال 1939 و اعلام جنگ بین دو کشور آلمان و انگلستان، در اولین ماموریت نظامی خود به مقابله با یک گروه از بمب افکن های ویلینگتون رفت که قصد بمب باران تاسیسات ساحلی ویلهلم هاوزن را داشتند. در این نبرد اشتینهوف موفق شد چند هواپیمای دشمن را سرنگون کند و این مسئله موجب شد او به سمت نایب فرمانده اسکادران شماره 10 از
JG26 منصوب شود. در فوریه 1940 اشتینهوف به اسکادران 4 از JG52 منتقل شد و در نبرد فرانسه و نبرد بریتانیا شرکت کرد. در پایان این نبردها اشتینهوف موفق به سرنگونی 6 هواپیمای دشمن شده بود. بزرگترین نقطه قدرت اشتینهوف این بود که به خوبی قادر بود دانش و مهارت های خود را به خلبانان تازه کار انتقال دهد و آنها را به مهارت های زنده ماندن و آخرین توانائی های یک خلبان جنگنده مجهز کند.
 با آغاز عملیات بارباروسا و حمله آلمان نازی به اتحاد شوروی در 22 ژوئن 1941 واحد هوائی
JG52 بالاترین آمار پیروزیهای هوائی را در لوفت وافه در اختیار داشت. در اولین ماه از آغاز عملیات برضد اتحاد شوروی اشتینهوف 28 هواپیمای دشمن را سرنگون نمود. در 30 آگوست 1941 او به دریافت نشان صلیب شوالیه مفتخر شد و در 2 سپتامبر 1942 نیز به عنوان 115 مین نظامی آلمانی موفق به کسب برگ بلوط برای نشان صلیب شوالیه خود شد. او تا مارس 1943 در واحد JG52 باقی ماند و سپس به فرماندهی JG77 منصوب شد و به جبهه مدیترانه رفت اما مدت کوتاهی پس از آن در یک نبرد هوائی توسط یک اسپیت فایر انگلیسی هدف قرار گرفت و موفق شد هواپیمای آسیب دیده خود را فرود آورد. او قبلا یکبار هم در جریان نبرد بریتانیا سرنگون شده بود.
 

 

 در 28 جولای 1944 اشتینهوف موفق شد به عنوان 82 مین نظامی آلمانی شمشیر طلا را به نشان صلیب شوالیه ِ مزین به برگ بلوط خود اضافه کند. اشتینهوف در اکتبر 1944 به عنوان خلبان جت در واحد ِنووتنی به خدمت مشغول شد و سپس با یک درجه ارتقا در دسامبر همان سال به فرماندهی JG7 منصوب شد. واحد JG7 یک واحد هوائی مجهز به جنگنده جت 262 بود و به اشتینهوف اجازه داده شد خلبانان زبده را از دیگر واحدهای هوائی برای انتقال به واحد JG7 دستچین نماید. اشتینهوف نیز خلبانانی مانند گرهارد بارکهورن و هاینز  بار  را  به  این  واحد آورد.  پس از تحمل  تلفات سنگین  در  جریان عملیات (BODENPLATTE) خلبانان جنگنده ها برضد بی کفایتی فرماندهی لوفت وافه و به خصوص شخص هرمان گورینگ شورش کردند و این مسئله موجب مغضوب شدن فرماندهان واحدهای هوائی گردید و اشتینهوف از فرماندهی برکنار شد. بودنپلیت عملیاتی بود که در روز 1 ژانویه 1945 به منظور نابودی نیروی هوائی متفقین در بلژیک و لوکزامبورگ اجرا شد و تلفات زیادی برای لوفت وافه به بار آورد و نتیجه ای هم برای لوفت وافه نداشت.
 در اوایل سال 1945 و با تشکیل واحد
JV44 تحت فرماندهی آدولف گالاند، اشتینهوف به آن واحد منتقل شد. این واحد متشکل از برگزیده ترین خلبانان لوفت وافه و مجهز به هواپیماهای جت بود. در ابتدا او به عنوان افسری انجام وظیفه میکرد که باید به شناسائی و استخدام نیروهای زبده بپردازد. او در این واحد به تشویق خلبانان برجسته برای عضویت در JV44 می پرداخت. در روز 18 آوریل و در حالی که اشتینهوف موفق شده بود 6 مین پیروزی خود را با واحد JV44 به دست آورد، هنگام فرود آمدن برروی باند فرودگاه به دلیل ترکیدن لاستیک هواپیمایش دچار سانحه شد و دچار سوختگی صورت شد و از ناحیه پلک چشمش آسیب دید. او تا پایان جنگ دیگر نتوانست به پرواز ادامه دهد و پس از اتمام جنگ یک جراح انگلیسی پلک چشم او را جراحی و ترمیم کرد.
 اشتینهوف در مجموع 993 ماموریت جنگی خویش موفق به کسب 176 پیروزی شد که تعداد 152 پیروزی او در جبهه شرق و 12 پیروزی در برابر خلبانان غربی و 12 پیروزی در جبهه مدیترانه بدست آمد. او 12 بار سقوط کرد که فقط یک بار مجبور به استفاده از چتر نجات شد.

 


 
پس از جنگ
 
اشتینهوف پس از اتمام جنگ با دختری به نام اورسولا (URSULA) ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک فرزند دختر بود که نام او را نیز اورسولا گذاشتند. او پس از جنگ توسط دولت آلمان غربی برای بازسازی لوفت وافه دعوت بکار شد و در ناتو (NATO) بکار پرداخت و در این سازمان تا مقام ژنرالی ارتقا یافت. او در فاصله سالهای 1965 - 1966 به عنوان فرمانده عملیاتی نیروی هوائی متفقین در اروپای مرکزی خدمت کرد. در فاصله سالهای 1966 تا 1970 او به ریاست ستاد فرماندهی لوفت وافه برگزیده شد و در فاصله سالهای 1971 تا 1974 به ریاست کمیته نظامی ناتو برگزیده شد. اشتینهوف در سال 1974 بازنشسته شد.
 او پس از بازنشستگی کتابی به نام آخرین ساعات نوشت که جزئیات شورش برضد هرمان گورینگ را شرح می داد. او سپس کتابی به نام مستر اشمیت بر فراز سیسیل: خاطرات یک فرمانده لوفت وافه نوشت که بصورت داستانهای دنباله دار نوشته شده بود. او پس از جنگ نیز 3 نشان کسب کرد که عبارت بودند از لوح شایستگی به همراه ستاره، مدال شایستگی لوژیون آمریکا و مدال لوژیون دونوئر کشور فرانسه.

 

کتاب اشتینهوف به نام مستر اشمیت بر فراز سیسل

 
 در  سال 1985 بازدید  رونالد  ریگان  رئیس  جمهور  ایالات  متحده  آمریکا از   گورستان  کولمشهوهه (
KOLMESHOHE) در نزدیکی بیتبورگ موجب جارو جنجال رسانه ای شد که عامل آن اشتینهوف بود. در 40 مین سالروز V-E DAY (سالروز اتمام جنگ در اروپا و مصادف با 7 ماه می 1945) ریگان و هلموت کهل صدراعظم آلمان برنامه ای برای بازدید از این گورستان داشتند اما زمانی که مشخص شد در میان 2.000 گور موجود در قبرستان تعداد 22 گور نیز به افراد واحدهای وافن اس اس تعلق دارد، این مسئله موجب خشم یهودیان و افکار عمومی گردید ریگان و کهل تصمیم به لغو این بازدید گرفتند و به بازدید اردوگاه برگن بلزن رفتند. در میان همراهان هلموت کهل یک ژنرال 90 ساله آمریکائی به نام ماتیو رایدوی (MATTHEW RIDGWAY) قرار داشت که فرماندهی لشگر 72 هوابرد را در جنگ دوم جهانی به عهده داشت. علاوه بر او اشتینهوف نیز در این میان مدعوین بود.

 ریگان برای ادای احترام به کشته شدگان در اردوگاه یک حلقه گل در کنار دیوار یادبود قرار داد. پس از نواخته شدن یک ترومپت کوتاه و ادای احترام به کشته شدگان، اشتینهوف که در کنار ریگان قرار داشت ناگهان چرخید و با ژنرال ماتیو رایدوی دست داد و ریگان نیز با اشتینهوف دست داد. ریگان نیز اگر چه شوکه شده بود اما لبخندی زد و کهل نیز با یک سخن دیپلماتیک موضوع را اینگونه فیصله داد که از اشتینهوف بخاطر عمل (مسالمت آمیزش) متشکرم. اشتینهوف بعدها گفت که این عمل او یک کار درست بوده است.
 اشتینهوف در روز دوشنبه 21 فوریه 1994 در بیمارستانی در شهر بن آلمان بر اثر ناراحتی قلبی در سن 80 سالگی درگذشت.

 

 
 

 

                                                                              نوشته شده در تاریخ : 07/08/89

                                                                                                         نظر بدهید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

info@WikiArya.com

استفاده از مطالب سایت تنها با ذکر منبع مجاز است و تمام حقوق این وب سایت متعلق به مؤلف می باشد.