نظرات و پیشنهادات درباره ما معرفی کتاب تاریخچه جاسوسی لغات سرخپوستی تاریخ سرخپوستان جنگ جهانی دوم جنگ جهانی اول صفحه اصلی  
 

 

 
 

آدولف گالاند

 

 آدولف گالاند

 متولد 19 مارس 1912 ، مرگ 9 فوریه 1996

 گالاند در شهر وسترهولت در ايالت وستفالی در آلمان از يك خانواده اصالتا فرانسوی زاده شد. پدر او دارای چهار فرزند بود كه آدولف فرزند دوم خانواده محسوب ميشد. دو برادر ديگر او نيز به نيروی هوائی آلمان نازی پيوستند و هردو آنها در عمليات جنگی كشته شدند. پاول گالاند برادر آدولف در 31 اکتبر 1942 و در حالی که 17 پيروزی در كارنامه خود داشت توسط يك اسپیت فایر انگلیسی سرنگون شد. برادر ديگر وی به نام ويلهلم فرديناند گالاند در 17 آگوست 1943 بر فراز كشور هلند و در حالی که 54 پيروزی كسب كرده بود، ساقط شد.

 آدولف گالاند در سال 1933 به نيروی هوائی آلمان نازی پيوست و بر اساس خاطرات خود برای آموزش فن خلبانی به ايتاليا اعزام شد. او در خاطرات خود ميگويد وقتی به ايتاليا اعزام شديم ايتاليائيها با ما مانند افراد مبتدی رفتار ميكردند اما در یکی از روزها يك خلبان ايتاليائی با پروازی معادل 45 دقيقه بر پشت يك ركورد جالب از خود به جا گذاشت. سه روز بعد وقتی مربی پرواز به گالاند گفته بود كه پرواز نمايد او برای مدت نيم ساعت بر پشت پرواز نمود و ايتاليائی ها كه ترسيده بودند ركورد آنان توسط يك خلبان نوآموز آلمانی شكسته شود ترسيدند و به او امر كردند تا فرود آيد و او نيز اطاعت نمود. گالاند ميگويد از آن روز به بعد رفتار ايتاليائی ها با ما تغيير نمود و ما را به چشم افراد مبتدی نگاه نميكردند.

 او پس از بازگشت به آلمان دچار يك سانحه هوائی شد و بينائی چشم چپ خود را از دست داد و اين مسئله به جلوگيری از پرواز او منجر شد اما گالاند توانست با حفظ تمام علامتهای تابلوی چشم پزشکی، در معاينات چشم پزشکی تيم معاينه كننده را دچار اشتباه نموده و اجازه پرواز را كسب نمايد. مدتی بعد گالاند برای شركت در جنگ داخلی اسپانيا به آن كشور اعزام شد و در اين جنگها نقشی بسيار موثر داشته است. او ميگويد در یکی از اين جنگها او و افراد تحت امرش با تركيب روغن موتور سوخته و بنزين و يك چاشنی انفجاری بمب ناپالم ساخته بودند كه بر فراز شهرهای اسپانيا و مواضع جمهوری خواهان استفاده نموده بودند (اين بمب بعدها در سطحی وسيع در جنگ مورد استفاده قرار گرفت و گالاند كه خود یکی از افراد سازنده اين بمب بود بعدها شاهد بمب باران وسيع شهرهای آلمان توسط متفقين گرديد كه شهرهای هامبورگ، كولونی، درسدن و... از جمله اين شهرها ميباشند).

 او پس از بازگشت از اسپانيا فرماندهی يك اسكادران هوائی را دريافت نمود و در جريان حمله به لهستان رايشتوفن مشهورترين خلبان آلمانی در آن زمان به او و اسكادران تحت امرش دستورداد در ظرف سه روز نيروی هوائی ارتش لهستان را با حمله به فرودگاه های آن كشور از بين ببرد اما گالاند و اسكادران تحت امرش موفق شدند در مدت دو روز اين مهم را به انجام برسانند. او پس از جنگ لهستان به درجه سروانی نائل شد و صليب آهن درجه دو را دريافت نمود. او در جبهه غرب نيز بسيار فعال بود و به قول خودش به غير از روز اول كه صرف كاغذ بازی شد، از روز دوم در جبهه جنگ فعاليت نمود و با خلبانان كشورهای بلژيك و فرانسه و انگلستان درگير شد و در پايان نبرد فرانسه او موفق شد 14 هواپيمای دشمن را ساقط نمايد و سومين خلبانی بود كه موفق به دريافت صليب شواليه شد.

 در 22 آگوست به فرماندهی اسكادران JG26 رسيد و در جولای 1940 او به درجه سرگردی ارتقا يافت. در 25 سپتامبر او به دليل موفقيت در کشتن 40 خلبان دشمن به لقب ريتر كروز نائل شد. در پايان سال 1940 گالاند به درجه سرگردی رسيد. در جريان نبرد بريتانيا و در يك مذاكره، مارشال گورينگ از فرماندهان هوائی خود پرسيد برای پيروزی در نبرد بريتانيا به چه چيزی نياز داريد؟ گالاند در پاسخ به گفته بود ما احتياج به هواپيماهای اسپیت فایر انگلیسی داريم. اين پاسخ گالاند بصورت تلویحی اعتراف به برتری هواپيماهای انگلیسی نسبت به هواپيماهای آلمانی بوده است. گورينگ با شنيدن اين پاسخ از فرط عصبانيت لال شده بود و هيچ نگفت.

 گالاند در خاطرات خويش به اين مسئله اعتراف ميكند كه حمله هوائی به انگلستان دارای معايب بسياری بوده است. فی المثل او ميگويد هواپيماهای آلمانی پس از پرواز از فرودگاه های خويش و رسيدن به لندن فقط برای 20 دقيقه ميتوانستند اقدام به عمليات نمايند و پس از اين مدت ميبايست برميگشتند. از ديگر سو اين حملات محدود به جنوب انگلستان بود و برد هواپيماهای انگلیسی به مركز و شمال آن كشور نميرسيد. او همچنين ميگويد خلبانان انگلیسی در صورت هدف قرار گرفتن با چتر نجات فرود می آمدند و روز ديگر مجددا به عمليات می پرداختند اما خلبانان آلمانی در صورت سقوط و فرود با چتر نجات به اسارت در می آمدند و آلمان هر روز تعدادی خلبان را از دست می داد.

 گالاند همچنين می گويد وقتی هواپيماهای شكاری آلمان از محافظت از بمب افكن های آلمانی قاصر شدند گورينگ دستور داد بر روی هواپيماهای شكاری بمب نصب نمايند تا لندن با تعداد بمب های بيشتری هدف قرار گيرد و وقتی با اعتراض خلبانان شكاری مانند گالاند روبرو شد در پاسخ گفت: اسبی كه نتواند در مسابقه برنده شود بايد بار حمل كند. گالاند در كتاب خاطرات خود ميگويد اين بمب ها هواپيماهای شكاری را بسيار سنگين می كرد و قابليت تحرك آن را كم و مانور و سرعت آن را تقليل می داد. گالاند یکی از دلايل عدم موفقيت آلمان در به زانو در آوردن انگلستان را عدم صلاحيت فرماندهی (بخصوص شخص گورينگ) می داند.

 در 15 آوریل 1941 گالاند تصميم گرفت قبل از عزيمت به جشن تولد ژنرال تئو اوستر كمپ يك هديه به وی دهد بنابراین راه خود را كج كرد و به سواحل فرانسه در دريای مانش رفت و در آنجا چهار هواپيمای اسپیت فایر انگلیسی را يافت و موفق به سرنگون نمودن سه هواپيمای انگلیسی شد كه خلبان یکی از هواپيماها اسير و دو خلبان ديگر مجروح شدند. هر دو هواپيما يافته شد و مورد بازرسی و تحقيق فنی قرار گرفت. در صبح 21 ژوئن 1941 گالاند موفق شد يك هواپيمای اسپيت فاير از اسكادران 303 دولت در تبعيد لهستان را سرنگون نمايد و در بعد از ظهر همان روز توسط اسكادران 145 دولت در تبعيد لهستان سقوط نمود و مختصر مجروح شد. در همان شب او به دليل کشتن 70 مين خلبان دشمن به عنوان اولين نظامی آلمانی موفق به دريافت شمشير ريتر كروز گرديد.

 در 2 جولای 1941 گالاند يك هواپيمای اسپیت فایر جديد دريافت نمود كه پشت صندلی آن با يك ورق فولادی زره پوش شده بود. در همان روز او تسط يك هواپيمای اسپيت فاير انگلیسی (احتمالا از اسكادران 308 دولت در تبعيد لهستان) مورد هدف قرار گرفت اما اين ورق فولادی از اصابت گلوله به وی ممانعت نمود و او بطرزی شگفت انگيز نجات يافت اما مجروح شد و برای دو روز در بيمارستان بستری شد. در نوامبر 1941 گورينگ پيشنهاد نمود كه گالاند به دلیل 94 مين پيروزی خود به فرماندهی واحد شكاری نيروی هوائی آلمان برگزيده شود. هيتلر با اين پيشنهاد موافقت نمود و يك درجه جديد به نام ژنرال شكاری ابداع نمود و به گالاند اعطا نمود كه قبل از آن کسی مفتخر به دريافت اين درجه نشده بود و بعدها هم هرگز به کسی اعطا نشد و اين درجه صرفا برای گالاند طراحی شده بود.

 در 23 ماه می 1943 گالاند نمونه اوليه از اولين هواپيمای جت جنگنده جهان به نام مستر اشمیت 262 را آزمايش نمود و با آن پرواز كرد. او همچنين از حملات هوائی انگلستان و آمريكا به شهرهای آلمان به تلخی ياد ميكند اما در خصوص عملكرد مشابه خود و ديگر خلبانان آلمانی سكوت نموده است. در سال 1941 داگلاس بادر خلبان مشهور انگلیسی كه هر دو پايش قطع شده بود و از دو پای چوبی استفاده ميكرد به اسارت گالاند افتاد و گالاند با او مانند قهرمانان رفتار كرد و از او تجليل نمود.

 

داگلاس بادر

 

 در تمام مدت سال 1943 گالاند به دفاع از آسمان رايش موظف گرديد اما او اعتراف ميكند كه به دليل عدم توليد هواپيماهای شكاری به ميزان لازم، امكان تحقق اين هدف (دفاع از آلمان) ممكن نشد و هر روز شهرهای بيشتری ويران شدنداو در كتاب خود ميگويد چون انگلیسی ها می خواستند تلفات كمتری بدهند در شب حمله ميكردند و آمريكائی ها چون قصد داشتند دقيق تر بمب باران نمايند در روز اين كار را ميكردند در نتيجه ملت و خلبانان آلمانی شب و روز آسايش نداشتند و تعدادی از آنان زير فشار تحمل ناپذير خستگی و فرسودگی دست به خودکشی زدند. او ميگويد وقتی بمب افكن های سنگين و چهار موتوره موسوم به B-17 وارد جنگ شد، آلمان به تلی از ويرانه تبديل شد. او در كتاب خاطرات خود ميگويد اين هواپيما دارای 13 مسلسل بود و وقتی يكصد فروند از اين هواپيما در يك آرايش نظامی وارد فضای آلمان ميشد و هر 13 مسلسل اين هواپيماها در يك لحظه شليك ميكردند 1.300 مسلسل با نواخت يك ميليون و ششصد هزار گلوله در دقيقه در شش جهت شليك ميكردند و اين مسئله امكان نزديك شدن هواپيماهای شكاری آلمانی به آنان را غيرممكن ميكرد.

 گالاند از بمب باران شهر لوبك كه در جريان آن 11 هزار آلمانی كشته و زخمی شد و همچنین بمباران شهر درسن و نيز از بمب باران سدهای ادر و موهر كه موجب كشته شدن مردم بی شماری شده بود نيز در كتاب خود ياد كرده است. او در خصوص بمب باران سدهای ادر و موهر ميگويد وقتی بمب های انگلیسی سدها را شكافت 220 ميليون متر مكعب آب از سوراخ ايجاد شده به ناگهان جاری شد و وارد جلگه ای شد كه در آن دهها قصبه و قريه و صدها مزرعه و 450 كارخانه وجود داشت. هزاران نفر خفه شدند و جريان آب و توليد برق در قسمتی از منطقه صنعتی آلمان متوقف شد.

 

راین عکس پس از بمباران شهر درسدن و از پشت مجسمه حضرت عیسی گرفته شده و

 بشکلی نمادین ویرانی شهر درسدن از منظر حضرت مسیح را بنمایش گذاشته است

 

 در ژانویه 1945 به دليل اختلاف با گورينگ، گالاند از پست رياست نيروی شكاری بركنار گرديد و در 14 ماه ممی 1945 در فرودگاه سالزبورگ خود و افراد زير دستش اسير آمريكائی ها شدند. او بعدها به آرژانتين رفت و نيروی هوائی آن كشور را متحول نمود و در جريان ساخت فيلم مستند نبرد بريتانيا گالاند به عنوان مشاور نظامی خدمت نمود.

 گالاند در 9 فوریه 1996 درگذشت.

 

  

                                                                              نوشته شده در تاریخ : 09/09/88

                                                                                                         نظر بدهید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

info@Special-History.com

استفاده از مطالب سایت تنها با ذکر منبع مجاز است و تمام حقوق این وب سایت متعلق به مؤلف می باشد.