نظرات و پیشنهادات درباره ما معرفی کتاب تاریخچه جاسوسی لغات سرخپوستی تاریخ سرخپوستان جنگ جهانی دوم جنگ جهانی اول صفحه اصلی  
 

 

 
 

جنگ جهانی اول

قسمت چهارم

 

 

 

 ورود اایالت متحده آمریکا به جنگ

 ورود آمریکا به جنگ هرگز یک امر صوری و کم رنگ نبود. ارتش این کشور متشکل از 4 میلیون سرباز بود که در تابستان 1918 روزانه 10 هزار سرباز تازه نفس از آمریکا نیز به این تعداد در جبهه غرب در فرانسه اضافه میشد. ارتش آمریکا تبدیل به یک نیروی عظیم از لحاظ تعداد نفرات و میزان تدارکات و تسلیحات شده بود. این کشور سیاست های تشویقی جدیدی برای جذب سربازان به خدمت نظامی را بنیان گذاشت و اعلام کرد که مهاجرین اسپانیائی تبار که در جنگ شرکت کنند میتوانند تابعیت آمریکائی دریافت نمایند. این امر خود موجب افزایش تعداد نفرات ارتش آمریکا گردید.

 همچنین آلمان با برانگیختن آمریکا به جنگ دچار اشتباه محاسباتی بزرگی شد زیرا آنها تصور میکردند ورود آمریکا به صحنه جنگ حداقل نیازمند چندین ماه زمان خواهد بود و در صورت اعزام نیروهای آمریکائی به جنگ، قوای نظامی آمریکائی لاجرم میبایست با کشتی و از طریق اقیانوس آتلانتیک به اروپا اعزام شوند که در این صورت نیروی زیردریائی آلمان خواهد توانست با حمله غافلگیرانه مقابل اعزام نیرو توسط آمریکا به صحنه جنگ را بگیرد اما آمریکا با اعزام یک گروه عظیم از ناوگان جنگی خود به جزایر اسکاپا فلو در شمال اسکاتلند و کوئینز تون در ایرلند به جنگ زیر دریائیهای آلمانی رفت همچنین چندین هنگ از تفنگداران آمریکائی به فرانسه اعزام شدند.

 فرماندهان فرانسوی و انگلیسی خواهان اعزام افراد بیشتری از طرف آمریکا به جبهه جنگ شدند و درخواست نمودند آمریکا اولویت را به ارسال نیرو اختصاص دهد نه به ارسال تدارکات. همچنین فرماندهان فرانسوی خواهان ادغام نیروهای آمریکائی در واحدهای فرانسوی و انگلیسی بودند که این پیشنهاد آنان با مخالفت ژنرال پرشینگ فرمانده قوای اعزامی ارتش آمریکا به فرانسه مواجه شد زیرا پرشینگ خواهان انجام عملیات بصورت مستقل توسط واحدهای ارتش آمریکا بود.

 جنگ در بهار سال 1917

 مارشال لودندورف فرمانده مشهور آلمانی در بهار سال 1918 یک نقشه عملیاتی به نام رمز عملیات میشل تهیه نمود که هدف از این عملیات اجرای یک تعرض وسیع و دامنه دار در جبهه غرب به منظور شکست قطعی ارتش های متفقین بود. این عملیات با تلاش ارتش آلمان برای شکافت خط جبهه ارتش های متفقین و تقسیم ارتش های فرانسه و انگلستان به دو بخش مجزا با یک رشته عملیات خدعه آمیز به منظور پیشروی به داخل فرانسه صورت گرفت. فرماندهان ارشد آلمانی امیدوار بودند قبل از ورود خیل عظیم نیروهای ارتش آمریکا به جنگ بتوانند ضربه قطعی را بر دشمن وارد نمایند.

 عملیات میشل با حمله ارتش آلمان به نیروهای انگلیسی در نزدیکی آمیان در 21 ماه مارس 1918 آغاز شد. آنان موفق شدند با یک پیشروی بی مانند 60 کیلومتر در عمق خطوط دفاعی متفقین پیشروی نمایند و زمانی که خط جبهه ارتش آلمان به 120 کیلومتری پاریس رسید آلمان ها یک بار دیگر اقدام به استفاده از یک سلاح جدید، کشنده و عظیم نمودند. کارخانه کروپ آلمان اقدام به تولید یک توپ عظیم الجثه نموده بود که صرفا با قوای کششی ترن قطار میتوانست حمل و نقل گردد. تعداد این توپها سه عدد بود و این سه توپ با شلیک 183 گلوله توپ موجب ایجاد ترس  و  وحشت درمیان مردم و تلفات غیر نظامیان  فرانسوی  در  شهر پاریس شد و بدین ترتیب آلمان ها جنگ را از خط جبهه به شهرها گسترش دادند.

 

یک تصویر جالب از توپ ساخته شده توسط کروپ برای گلوله باران پاریس. این توپ از فاصله 120 کیلومتری پاریس را هدف قرار می داد

 

 حمله آلمانها در بهار سال 1918 چنان پیروزی بزرگی بود که قیصر ویلهلم دوم روز 24 مارس را تعطیل و جشن عمومی در آلمان اعلام نمود و بسیاری اعتقاد یافتند که پیروزی بسیار نزدیک است. اما پس از یک سلسله نبردهای شدید پیشروی ارتش آلمان با وقفه مواجه شد زیرا به علت فقدان توپخانه و قوای موتوری آلمانها نتوانستند آنچه را بدست آورده بودند حفظ کنند. علاوه بر این به علت پیشروی خط جبههِ آلمانها، خطوط تدارکاتی و مواصلاتی آنان طولانی شد و امکان ارسال تدارکات با مشکل مواجه شد. در این زمان ناگهان پیشروی ارتش آلمان با مقاومت 4 لشگر ارتش استرالیائی متوقف شد زیرا ارتش آلمان تصور نمیکرد در این نقطه هیچ لشگری وجود داشته باشد. این چهار لشگر استرالیائی زمانی که خط جبهه در شمال با حمله ارتش آلمان شکافته شد با عجله به خط جبهه اعزام شد و موفق گردید شکاف دوم ایجاد شده در خط جبهه توسط آلمان ها را پر کند.

 مدتی قبل و در 5 نوامبر 1917 در جریان کنفرانس دولانس نیروهای متفقین به منظور ایجاد وحدت در فرماندهی شرکت نمودند و در این کنفرانس مارشال فوش فرمانده سرسخت و جدی فرانسوی به عنوان فرمانده کل ارتش متفقین برگزیده شد و پتن به عنوان فرمانده کل ارتش فرانسه و ژنرال هیگ به عنوان فرمانده کل ارتش انگلستان و پرشینگ به عنوان فرمانده کل ارتش آمریکا انتخاب شدند و مارشال فوش به عنوان هماهنگ کننده این قوا عمل نمود.

 پس از ناکامی ارتش آلمان در عملیات میشل، آلمانها عملیات گئورگت را با هدف تصرف بنادر شمال فرانسه دریای مانش به اجرا گذاشتند تا خط ارتباطی ارتش انگلستان را با خاک اصلی انگلستان قطع نمایند اما ارتش متفقین موفق شد ضمن جلوگیری از پیشروی ارتش آلمان آن را به عقب براند و سپس در جنوب ارتش آلمان اقدام به دو حمله با نام رمز بلوخر و یورک نمود که هدف از این دو عملیات تصرف پاریس بود اما متفقین موفق شدند در یک عملیات که به نبرد دوم مارن معروف شد ضمن باز پس گیری شهر رمس ارتش آلمان را به سختی شکست دهند و این یکی از موفق ترین عملیات ارتش متفقین بر ضد آلمان تا آن روز در جنگ اول جهانی محسوب شد.

 در 20 جولای ارتش آلمان از مناطق شمال در خط جبهه به عقب رانده شد و هرگز موفق به تکرار پیروزیهائی نظیر آنچه در ابتدای جنگ به دست آورده بود نشد. بین ماه مارس و آوریل 1918 ارتش آلمان تلفاتی معادل 270 هزار نفر داشت که شامل قوای زبده و کارآمد استورم تروپ نیز میشد. همزمان تظاهرات ضد جنگ در آلمان شدت یافت و ارتش آلمان بیرحمانه دست به کشتار مردم زد و همزمان تولیدات صنعتی آلمان به 53 در صد سطح تولید در 1913 رسیده بود.

 ظهور کشورهای نو ظهور در مناطق جنگی

 در سال 1918 کشورهای جمهوری دموکراتیک ارمنستان و گرجستان در نزدیک مرزهای امپراطوری عثمانی تاسیس شد و بصورت همزمان جمهوری قزاقهای کریمه در جنوب روسیه شکل گرفت. در سال 1918 داشناکهای ارمنی در ارمنستان جمهوری ارمنستان را اعلام کردند و توماس نازار بکیان به عنوان نخستین فرمانده ارتش ارمنستان برگزیده شد. انور پاشا ارتشی جدید با نام ارتش اسلام تاسیس نمود و برای مقابله با جمهوری ارمنستان در آوایل سال 1918 به آن کشور حمله کرد و باکو را تصرف نمود. اگر چه آلمان ها با این حمله عثمانی به ارمنستان مخالف بودند اما انور پاشا توجهی به نظرات آنان نکرد. در این جنگ ابتدا ارتش عثمانی در نبرد سردار آپات شکست خورد اما سرانجام موفق شد ارتش ارمنستان را شکست دهد و در ژوئن سال 1918 قرار داد باتوم را با آن کشور منعقد نمود.

 پیروزی متفقین در جنگ تابستان و پائیز سال 1918

 ضد حمله ارتش متفقین در مقابل حمله ارتش آلمان در عملیات های میشل و بلوخر و یورک به جنگ صد روزه معروف و از 8 آگوست 1918 آغاز شد. ضد حمله متفقین برای مقابله با حمله ارتش آلمان جهت تصرف شهر استراتژیکی آمیان (AMIENS) در شمال فرانسه تبدیل به یک جنگ سخت بین طرفین شد و سرانجام با شکست ارتش آلمان برای تصرف این شهر به اتمام رسید. در این حمله خط جبهه ارتش متفقین به این شکل آرایش یافته بود:

 ارتش انگلستان در جناح چپ خط جبهه واقع در شمال فرانسه

 ارتش فرانسه درجناح راست خط جبهه واقع در جنوب فرانسه

 ارتش های استرالیا و کانادا در مرکز خط جبهه

 هدف متفقین تصرف شهر هابونیرز (HARBONNIERES) در شمال شرقی فرانسه بود. در این حمله 414 تانک مدل مارک 4 و 5 و 120 هزار سرباز شرکت داشتند. این ارتش در مدت 7 ساعت 12 کیلومتر در خط جبهه ارتش آلمان پیشروی نمود و این مسئله موجب شد اریش لودندورف فرمانده مشهور آلمانی در دفتر خاطراتش از این روز با نام روز سیاه برای ارتش آلمان یاد کرده است. ارتش استرالیا و کانادا در این روز حمله ای را بنیان گذاشتند که در نهایت به سقوط امپراطوری آلمان منجر شد. این حمله در مرکز خط جبهه باعث شد ارتش های فرانسه و انگلستان در جناحین با سهولت بیشتری به پیشروی خود ادامه دهند.

 زمانی که ارتش آلمان با پایداری خود موفق شد مقابل پیشروی ارتش انگلستان را پس از یک پیشروی 23 کیلومتری بگیرد، ارتش فرانسه در 10 آگوست در جبهه آمیان با یک حمله موفق شد 6 کیلومتر در خط جبهه ارتش آلمان پیشروی نماید و این پیشروی تا 16 آگوست ادامه داشت. در جنوب ارتش فرانسه (جناح راست ارتش فرانسه) فرمانده  ارتش  دهم  فرانسه،  ژنرال مانگین،  در 20 آگوست  به  سوی   سوئیسون (SOISSON) پیشروی نمود و موفق شد 8 هزار نفر از ارتش آلمان را به اسارت و 200 قبضه توپ را به غنیمت بگیرد و ارتفاعات اِسن (AISEN) در شمال وسل (VESLE) را که مشرف بر قوای ارتش آلمان بود را تسخیرنماید.

 

تصویر ژنرال مانگین فرمانده ارتش دهم فرانسه. او نقش فعالی در شکست قوای آلمان در جریان جنگ صد روزه ایفا نمود  

 

 لودندورف در دفتر خاطراتش از این روز با نام یک روز سیاه دیگر نام برده است. در همین احوال ژنرال بینگ فرمانده ارتش سوم انگلستان گزارش نمود ارتش آلمان در خط جبهه مقابل او بشدت ضعیف شده است بنابراین او دستور داد ارتش تحت فرماندهی او با 200 تانک به سوی باپایوم (BAPAUME) حمله کنند. این نبرد به نبرد آلبرت مشهور شد. براساس دستور او میبایست خط جبهه دشمن شکافته و نیروی آن محاصره شود. این دستور نیز با موفقیت انجام شد.

 در این زمان فرماندهان متفقین با تشکیل جلسه ای به تجزیه و تحلیل مسائل پرداختند و نتیجه گرفتند که ادامه جنگ در این جبهه صرفا منجر به تلفات قوای متفقین خواهد شد پس تصمیم گرفتند که با یک گردش عملیات را از نقطه دیگری آغاز نمایند بنابراین سریعا دستوری برای حمله در جناحین ارتش دشمن صادر گردید و ارتش سوم انگلستان به دلیل مقاومت ارتش آلمان و پس از یک توقف یک روزه موفق شد 24 کیلومتر در شمال جناح چپ جبهه بین آلبرت و سومه پیشروی نماید و ارتش آلمان را مجبور به عقب نشینی نمود.

 در 26 آگوست ارتش اول انگلستان که در سمت چپ ارتش سوم قرار داشت به سوی شمال پیشروی نمود و از آراس (ARRAS)عبور نمود و آن را تسخیر نمود و متعاقب آن سپاه کانادا در 28 و 29 آگوست به عنوان یک نیروی پیشقراول برای ارتش اول انگلستان خط جبهه ارتش آلمان را شکافت و موفق شد 8 کیلومتر در شرق آراس از سرزمین فرانسه را درست قبل از رسیدن به خط دفاعی هیندنبورگ آزاد نماید و به جناح بیرونی خط دفاعی هیندنبورگ رسید. خط دفاعی هیندنبورگ توسط ارتش آلمان در ناحیه شمال شرقی فرانسه طراحی شد و علت طراحی آن این بود که فرماندهان ارشد آلمانی دیگر امیدی به اینکه توان یک جنگ تهاجمی را داشته باشند از دست داده بودند.

 

تصویر خط دفاعی هیندنبورگ که در سال 1920 از آسمان گرفته شده است

 

 این خط دفاعی از 5 قسمت تشکیل شده بود که از شمال به جنوب عبارت بودند از:

 1- قسمت ووتان (WOTAN)

 2- قسمت زیگفرید (SIEGFRIED)

 3- آلبریخت (ALBERICH)

 4- برونهیلد (BRUNHILD)

 5- کریمهیلد (KRIEMHILD)

 همچنین شهر باپومه (BAPAUME) در 3 سپتامبر توسط لشگر 29 نیوزلند آزاد شد.

 ارتش دهم فرانسه نیز در جنوب موفق به پیشروی  به  سوی  شرق  چمین دس دامس (CHEMIN DES DAMES) پیشروی نمود و به نزدیکی قسمت آلبریخت که یکی از قسمت های خط دفاعی هیندنبورگ بود رسید. در طول هفته آخر آگوست فشار قوای متفقین بر ارتش آلمان سخت و بی امان شده بود. از نظر ارتش آلمان نبرد هرروز بدتر از روز قبل و فرسوده کننده بود. در این هفته ارتش آلمان بصورت شبانه روزی مورد حمله قرار گرفت و امکان استراحت را نیافت. در شمال فلاندرز که ناحیه ای بین فرانسه و بلژیک و هلند میباشد ارتش دوم و پنجم انگلستان در طول ماه آگوست و سپتامبر موفق شدند در حملات خود ضمن به اسارت گرفتن تعداد زیادی از قوای دشمن مناطق زیادی را نیز آزاد نمایند.

  در 2 سپتامبر سپاه کانادا از جناح ووتان به خط دفاعی هیندنبورگ حمله کرد و موفق شد این امکان را برای ارتش سوم انگلستان فراهم نماید که در جبهه غرب مسیر جنگ را عوض کند. سر فرماندهی ارتش آلمان هیچ انتخابی به جز صدور دستور برای عقب نشینی نداشت و 6 ارتش آلمانی مجبور به عقب نشینی بدون جنگی سخت شدند و به پشت خط دفاعی خود در کانال دونورد (CANAL DU NORD) عقب نشستند.

 

ارتش کانادا در نبرد کانال دونورد برای انتقال مجروحین خود به پشت جبهه از اسرای آلمانی استفاده میکردند. در عکس اسرای آلمانی در حال انتقال مجروحین کانادائی می باشند

 

 بنا بر نوشته لودندورف عقب نشینی به وسل(VESLE) بسیار ضروری بود. در طول 4 هفته نبرد ارتش انگلستان 75 هزار و فرانسه 25 هزار اسیر از آلمانها گرفتند پس از روز سیاه آلمانها نتیجه گرفتند که آلمان جنگ را باخته است و صلح بسیار ضروری میباشد. لودندورف پس از یکی از این نبردها به سرهنگ مرتز (MERTZ) گفته بود ما در جنگ برنده نخواهیم شد بنابراین نباید آن را ببازیم.

 در روز 11 آگوست او این پیشنهاد را به قیصر ویلهلم دوم ارائه نمود اما قیصر آن را رد کرد و گفت من روزی را میبینم که عملیات نظامی ما موازنه قوا در جنگ را ایجاد خواهد نمود. در روز 13 آگوست در اسپا (SPA) لودندورف و هیندنبورگ و صدراعظم و وزیر امور خارجه آلمان به این نتیجه رسیدند که پایان جنگ برای آلمان راه حل نظامی ندارد. در روز بعد نیز شورای سلطنتی نتیجه گیری کرد که پیروزی در میدان جنگ غیر ممکن است. از دیگر سو کشور اتریش - مجارستان اعلام کرد که فقط تا ماه سپتامبر میتواند به جنگ ادامه دهد. بنابراین لودندورف پیشنهاد نمود بی درنگ درخواست صلح شود و ویلهلم دوم پیشنهاد نمود ملکه ویلهلمینا ملکه هلند برای صلح میانجگری کند.

 

ویلهلمینا ملکه هلند. ویلهلم دوم امپراطور آلمان درخواست نمود او برای صلح میانجیگری کند اما این درخواست او توسط متفقین رد شد 

 

 در 14 سپتامبر اتریش به تمامی طرفین مخاصمه اعلام کرد که خواهان صلح است و در 15 سپتامبر آلمان به بلژیک پیشنهاد صلح داد اما هر دو پیشنهاد رد شد. در ماه سپتامبر آلمان برای باز پس گیری مناطق از دست داده دست به یک ضد حمله بر علیه ارتش متفقین زد که تقریبا برای آن کشور دستاوردی نداشت. در هفته آخر سپتامبر انگلستان موفق شد 30.441 اسیر از آلمانها بگیرد. در خارج از خط دفاعی هیندنبورگ، آلمان تقریبا داشت تمام مواضع خود را از دست میداد.

 در 12 سپتامبر نیز ارتش سوم لوینکورت (LVINCOURT) و ارتش چهارم در افنی(EPHENY) در 18 سپتامبر و یک روز بعد ارتش فرانسه اسیگنی (ESSIGNY) را متصرف شدند. در 24 سپتامبر نیز ارتش مشترک فرانسه و انگلستان موفق شدند در سنت کوئنتین (ST. QUENTIN) سه کیلومتر پیشروی نمایند. حمله نهائی متفقین به خط دفاعی هیندنبورگ در تاریخ 26 سپتامبر آغاز شد. در این حمله 260 هزار سرباز آمریکائی موفق به تصرف اهداف از پیش تعیین شده گردیدند. اگر چه آمریکائی ها در مونت فائوکن (MONT FAUCON) با مقاومت شدید قوای آلمان مواجه شدند اما اهداف خود را تصرف نمودند. همزمان ارتش فرانسه در کمپین(CHAMPAGEN) پیشروی نمود و موفق به انسداد مرز با بلژیک گردید و ارتش های استرالیا و نیوزلند با یک پیشروی مهم وارد خاک بلژیک شدند.

 آخرین شهر بلژیک که قبل از متارکه جنگ به تصرف متفقین درآمد شهر گنت (GHNET) بود. این شهر مرکز توپخانه ارتش آلمان بود و با تصرف آن ارتش آلمان دچار ضربه ای شدید شد. آلمان که خط جبهه خود را هر روز کوتاهتر از روز قبل می دید از مرز هلند به عنوان یک تکیه گاه استفاده نمود تا از پشت سر خود مطمئن باشد. در ماه اکتبر اثبات شده بود که آلمان امکان یک دفاع موثر را نخواهد داشت. سرانجام خط دفاعی هیندنبورگ در تاریخ 10 نوامبر با حمله ارتش فرانسه به چسن (CHESEN) و پیروزی ارتش آمریکا در بوزانسی (BUZANSY) به پایان رسید. و این پایان حیات ارتش آلمان بود هر روز سربازان جدیدی به خدمت فراخوانده میشدند ولی جیره غذائی کاهش میافت.

 لودندورف در 1 اکتبر به یک نتیجه قطعی رسید: آلمان 2 راه بیشتر ندارد نابودی کامل و یا صلح. او یک نامه به صدراعظم نوشت و در آن اینچنین نوشت: فشار ارتش متفقین را هیچ چیزی به جز صلح فرو نخواهد نشاند.

 در همین زمان انتشار شایعه شکست قریب الوقوع آلمان در جنگ در سراسر کشور و در میان سربازان و نظامیان موجب کاهش شدید روحیه آنان و بروز شورش فزاینده در میان آنان گردید و ملوانان شهر بندری کیل (KIEL) در شمال آلمان سر به شورش برداشتند. آدمیرال راینهارد شییر و لودندورف تصمیم گرفتند آخرین کوشش خود را برای ایجاد حس شجاعت در سربازان بکار برند. از دیگر سو شاهزاده ماکس بادن صدر اعظم آلمان هرگونه عملیات خشن نظامی بر ضد سربازان شورشی را منع نمود ولی لودندورف تصمیم گرفت بون آگاهی ماکس بادن شورشیان را سرکوب نماید. بسیاری از گروه های شورشی مورد حمله قرار گرفتند و تعداد زیادی از آنان دستگیر شدند اما آنان از حضور در جبهه جنگ خودداری نمودند و اعلام کردند رفتن به جنگ به منزله خودکشی میباشد. لودندورف در چنین اوضاعی از قیصر عیب جوئی نمود بنابراین توسط قیصر در 26 اکتبر از کار برکنار شد.

 

ماکس بادن صدر اعظم دانای آلمان. او آخرین صدر اعظم امپراطوری آلمان بود

 

 با سقوط بالکان آلمان با کمبود شدید مواد غذائی، تدارکاتی و سوختی روبرو شد و ارتش ذخیره نیز در مدت چهار سال جنگ ِ بی وقفه تحلیل رفت و تقریبا دیگر وجود خارجی نداشت اما این در شرایطی بود که آمریکا روزانه 10 هزار سرباز تازه نفس به اروپا اعزام مینمود. آلمان متحمل 6 میلیون تلفات در جنگ گردیده بود و این مسئله خود دلیل دیگری برای گرایشات صلح طلبانه در آن کشور بود. در بسیاری از شهرها زنان و مردان به طرفداری از صلح تظاهرات کردند و شورش های اجتماعی در آلمان ظاهر شد. شاهزاده ماکس بادن، صدراعظم دانای آلمان پیشنهاد صلح به متفقین داد.

 او اعتقاد داشت مذاکرات صلح میبایست فورا با ویلسون شروع شود زیرا اعتقاد داشت پیشنهاد صلح به کشورهای انگلستان و فرانسه بسرعت توسط این دو کشور رد خواهد شد. ویلسون نیز در مقابل اعلام کرد شرط صلح با آلمان استعفای ویلهلم دوم است. این پیشنهاد ویلسون فورا و بدون مقاومت توسط ویلهلم دوم پذیرفته شد زیرا فلیپ شیدمن (PHILIPP SCHEIDEMANN) در 9 نوامبر 1918 در جریان یک شورش عظیم مردمی در آلمان اعلام حکومت جمهوری نمود. ویلهلم در 9 نوامبر استعفا نمود و سپس به هلند گریخت و در تبعید در آن کشور زندگی نمود. با پایان جنگ اگر چه خاک آلمان توسط متفقین هرگز اشغال نشد اما غرور ملت آلمان به شدت جریحه دار شد و این تئوری که علت باخت جنگ توسط آلمان خنجر زدن یهودیان از پشت به آلمان بود قوت گرفت و به نام تئوری STAB IN THE BACK LEGEN  مشهور شد.

 

فلیپ شیدمن در 9 نوامبر 1918 از پنجره رایشستاک مجلس آلمان اعلام جمهوری دموکراتیک نمود 

 

 صلح و پایان جنگ

 بلغارستان اولین کشوری بود که در 29 اکتبر 1918 در سالونیکا قرارداد متارکه جنگ را پذیرفت. عثمانی در 30 اکتبر در جزیره مودروس (MUDROS) در دریای مدیترانه قرار داد متارکه جنگ را امضا نمود. در 3 نوامبر 1918 امپراطوری اتریش - مجارستان در شهر پادوآ (PADUA) در ایتالیا قرار داد متارکه جنگ را امضا نمود. و سرانجام در ساعت 11 صبح روز 11 نوامبر 1918 آتش بس در خط مقدم جبهه غربی بین طرفین مخاصمه به اجرا گذاشته شد و در جنگل کمپین مارشال فوش فرانسوی شرایط  متارکه  را  به  آلمانها  در  یک واگن فرماندهی دیکته نمود.

 

روزنامه نیویورک تایمز در روز 11 نوامبر خبر صلح را منتشر کرد

 

 براساس  گزارشها  جورج لاورنس (GEORGE LAWRENCE) سرباز کانادائی آخرین سرباز بود که در جنگ اول جهانی در ساعت 10:57 صبح روز 11 نوامبر و درست 3 دقیقه قبل از اجرای آتش بس توسط یک تک تیرانداز آلمانی در دهکده ویله سور هاینه در بلژیک از پای درآمد.

 

 جورج لاورنس آخرین سرباز کشته شده در جنگ

 

همچنین هنری گونتر (HENRY GUNTHER) آمریکائی آخرین سربازی بود که در عملیات نظامی توسط سربازان آلمانی از پای در آمد. همچنین ستوان آلمانی به نام توماس آخرین نظامی آلمانی بود که پس از ساعت 11 صبح به دلیل نزدیک شدن به خط جبهه ارتش آمریکا توسط آنان از پای در آمد.

 قرار داد صلح بین ساعت 5:12 تا 5:20 دقیقه بعد از ظهر به وقت پاریس در جنگل کمپین در ترن قطار فرماندهی  مارشال  فوش  فرمانده  کل  ارتش  متفقین  بین او  و  نماینده  آلمان  به  نام  ماتیاس ِارزبرگر  (MATTHIAS ERZBERGER) به امضاء طرفین رسید.

 

 

                                                                              نوشته شده در تاریخ : 20/07/88

                                                                                                         نظر بدهید

 

 

 

 

جنگ جهانی اول  
  قسمت اول  
  قسمت دوم  
  قسمت سوم  
  قسمت چهارم
 
 
   
   
   
   
   
   
   
   
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

info@Special-History.com

استفاده از مطالب سایت تنها با ذکر منبع مجاز است و تمام حقوق این وب سایت متعلق به مؤلف می باشد.