نظرات و پیشنهادات درباره ما معرفی کتاب تاریخچه جاسوسی لغات سرخپوستی تاریخ سرخپوستان جنگ جهانی دوم جنگ جهانی اول صفحه اصلی  
 

 

 
 

جنگ جهانی اول

قسمت اول

 

جنگ اول جهانی نخستین جنگ فراگیر بود متعاقب آن جنگ های فراگیر دیگر مانند جنگ دوم جهانی و جنگ سرد شکل گرفت

 

 جنگ اول جهانی

 28 ژوئن 1914 تا 11 نوامبر 1918

 در قرن نوزدهم قدرتهای مهم اروپا در دوره ای بسر می بردند که به دوره صلح مسلح معروف است. در این دوره کشورهای آلمان، فرانسه، بریتانیا، روسیه، ایتالیا، اتریش - مجارستان و عثمانی نسبت به تجدید تسلیحات مدرن به شکلی روز افزون اقدام نمودند که این مسئله یک توازن قوای ناپایدار در اروپا ایجاد نموده بود. از سوی دیگر کشورها برای ایجاد امنیت بیشتر اقدام به رایزنی های گسترده برای ایجاد بلوکهای متحد با دیگر کشورها به منظور افزایش ضریب امنیت خود در مقابل حملات دیگر کشورها نمودند.

 در این میان خصومت تاریخی فرانسه - آلمان که سابقه آن به دوره بیسمارک می رسید و ترس فزاینده از حمله مجدد آلمان، فرانسه را بر آن داشت تا با بریتانیا پیمان اتحاد ببندد و روسیه نیز که خود را حامی ملل اسلاو شرق اروپا میدانست برای جلوگیری از پیشروی ملل ژرمن تبار اروپای مرکزی، به این اتحادیه پیوست. از دیگر سو آلمان و اتریش که هر دو از ملل ژرمن اروپای مرکزی بودند نیز با یکدیگر عقد اتحاد بستند و عثمانی نیز که از چند سال قبل با آلمان روابط حسنه ای داشت به این اتحادیه پیوست. اگرچه ظاهرا باز هم بلوک اتحاد سه کشور فرانسه، بریتانیا، روسیه در مقابل بلوک اتحاد کشورهای آلمان، اتریش مجارستان و عثمانی به شکلی یک توازن قوا ایجاد نموده بود اما باید گفت در مجموع همه چیز برای یک جنگ تمام عیار آماده بود.

 در چنین اوضاعی در 28 ژوئن 1914 یک دانشجوی صرب اهل بوسنی و عضو محفل جوانان بوسنی، آرشیدوک فرانسیس فردیناند، ولیعهد اتریش را در شهر سارایوو ترور نمود. او در دومین تلاش خود در همان روز موفق شد ولیعهد و همسرش را ترور نماید.

 

عکس سمت راست، فرانسیس فردیناند ولیعهد اتریش - ترور او موجب شروع جنگ اول جهانی شد

عکس سمت چپ، گاوریلو پرنسیپ - او کسی بود که ولیعهد اتریش را ترور کرد

 

عکس سمت راست، آرشيدوك فرانسیس فردينلند وليعهد اتريش و همسرش صوفیا چوتک. هر دو آنان توسط گاوریلو پرنسیپ ترور شدند

عکس سمت چپ، لباس خونین آرشیدوک در موزه وین اتریش

 

 اتریش که در اندیشه جنگ با صربستان بود یک التیماتوم شامل 10 بند به صربستان اعلام نمود که شرایط آن از نظر صربستان غیر قابل پذیرش بود و صربستان آن را به دلیل نقض حاکمیت ملی رد کرد. در 28 جولای، اتریش به صربستان اعلان جنگ داد و روسیه که خود را حامی ملل اسلاو مستقر در شرق میدانست به اتریش اعلان جنگ داد. آلمان به حمایت از اتریش که همپیمانش بود به روسیه و فرانسه به حمایت از روسیه به یکدیگر اعلان جنگ داد. همچنین حمله آلمان به بلژیک باعث اعلان جنگ بریتانیا به آلمان شد.

 سیر وقایع اعلان جنگ در اروپا بشرح ذیل می باشد:

 23 جولای اتریش به صربستان التیماتوم داد.

 28 جولای 1914 اتریش - مجارستان به صربستان اعلان جنگ داد.

 1 آگوست آلمان به روسیه اعلان جنگ داد.

 2 اوت آلمان لوکزامبورگ را اشغال نمود.

 3 آگوست آلمان با فرانسه وارد جنگ شد و به بلژیک بی طرف حمله کرد.

 4 آگوست بریتانیا در پاسخ به حمله آلمان به بلژیک به آلمان اعلان جنگ داد.

 6 آگوست اتریش به روسیه و صربستان به آلمان اعلان جنگ داد.

 11 آگوست فرانسه به امپراطوری اتریش مجارستان اعلان جنگ داد.

 12 آگوست بریتانیا به امپراطوری اتریش مجارستان اعلان جنگ داد.

 23 آگوست ژاپن به آلمان اعلان جنگ داد.

 25 آگوست ژاپن به امپراطوری اتریش - مجارستان اعلان جنگ داد.

 26 آگوست ارتش روسیه در جنگ تاننبرگ از آلمان شکست خورد.

 9 اکتبر بلژیک پس از محاصره آنتورپ توسط نظامیان آلمانی سقوط نمود.

 29 اکتبر عثمانی به طرفداری از آلمان و اتریش - مجارستان وارد جنگ شد.

 2 نوامبر روسیه به عثمانی اعلان جنگ داد.

 5 نوامبر فرانسه و بریتانیا با عثمانی وارد جنگ شدند.

 23 ماه می 1915 ایتالیا به اتریش - مجارستان اعلان جنگ داد.

 6 آوریل 1917 ایالات متحده آمریکا با آلمان وارد جنگ شد.

 جنگ با صربستان

 ارتش صربستان در تاریخ 12 آگوست حمله اتریش را در نبرد سر (SER) دفع نمود. خطوط دفاعی ارتش صربستان در جنوب رودخانه درینا و ساوا مانع عبور ارتش اتریش شد. 2 هفته نبرد برای اتریش حاصلی بجز تلفات انسانی نداشت و امید آنان را به یک پیروزی سریع از بین برد. نتیجه این نبرد ضعیف شدن ارتش اتریش در جبهه صربستان در برابر ارتش روسیه بود.

 آلمان در جبهه غرب

سربازان آلمانی با خوشحالی در حال اعزام به جبهه فرانسه - بر روی واگن قطار نوشته شده است مسافرت به پاریس. آنها جنگ را یک شوخی و مسافرت تصور میکردند اما بسیاری از آنها از این مسافرت هرگز بازنگشتند

 

 ارتش آلمان در جبهه غرب به بلژیک بی طرف حمله کرد. ارتش آلمان در ابتدای جنگ و در نبرد فرونتیرز که از 14 تا 24 آگوست طول کشید موفقیت های خوبی به دست آورد. اما حمله ارتش روسیه به پروس شرقی واقع در جبهه شرق، توجه آلمان ها را از جبهه غربی بسوی جبهه شرق منحرف نمود. آلمانها ارتش روسیه را در یک سلسله عملیات جنگی که به نبرد تاننبرگ مشهور شد و از 17 آگوست تا 2 سپتامبر طول کشید شکست دادند. این عملیات در جبهه شرقی موجب کاهش سرعت پیش روی پیش بینی شده توسط ستاد ارتش آلمان در غرب شد. بر اساس طرح شلایفن ارتش آلمان در جبهه غرب میبایست در جناح راست نیروی بیشتری برای تصرف پاریس اختصاص می داد. اما ژنرال مولتکه این نسبت را کاهش داد. ارتش فرانسه و نیروی کمکی انگلیس در نبرد سرنوشت ساز مارن موفق شدند ارتش آلمان را شکست دهند.

 علت این امر را باید هوشیاری فرمانده فرانسوی مامور دفاع از پاریس ذکر نمود. این فرمانده نامی کسی جز یک ژنرال بازنشسته و بیمار ارتش فرانسه موسوم به ژنرال گالینی نبود. ژنرال گالینی یکی از باسوادترین افسران ارتش فرانسه محسوب میشد که تسلط کامل به زبانهای آلمانی و ایتالیائی داشت. او با عینک پنسی و جثه ضعیف خود بیشتر شبیه به یک استاد دانشگاه بود تا یک افسر بلند پایه. زمانی که حکومت فرانسه پاریس را در آستانه سقوط دید ضمن تخلیه این شهر ژنرال گالینی را به خدمت فراخواند.

 

مارشال گالینی - او کسی بود که پاریس را از سقوط  و فرانسه را از شکست نجات داد

 

 او که از بیماری رنج میبرد پس از کسب دستور برای دفاع از پاریس یک اطلاعیه منتشر نمود که متنی بسیار مختصر و قاطعانه داشت. در این اعلامیه آمده بود:

 دولت فرانسه مرا مامور دفاع از پاریس نموده است و من مصمم هستم این ماموریت را به شکلی موثر اجرا نمایم.

 این در حالی بود که ارتش آلمان تا پاریس راه زیادی نداشت. ژنرال گالینی پس از شروع بکار بلافاصله نیروهای احتیاط و ذخیره خود را فراخواند و شروع به جمع آوری اطلاعات نمود. نیروهای او از جیب یک سرباز کشته شده آلمانی پیغامی یافتند که حاوی دستور ژنرال مولتکه به نیروهای تحت امر خود و چگونگی اجرای عملیات بود. گالینی که به زبان آلمانی تسلط داشت پس از خواندن این نقشه به جزئیات آن پی برد و بلافاصله با ژنرال ژوفر فرمانده کل ارتش فرانسه که نیروهای او اکنون درحال عقب نشینی دائم بودند تماس گرفت و او را از ماجرا مطلع نمود.

 ژوفر نیز بلافاصله با هربرت کیچنر وزیر جنگ بریتانیا که در این زمان در فرانسه حضور داشت دیدار نمود  و از او خواست ژنرال جان فرنچ فرمانده ارتش انگلستان را به توقف عقب نشینی و حمله به نیروهای در حال پیش روی آلمانی متقاعد کند. اگر چه فرنچ در ابتدا این درخواست را رد مینمود اما بر اثر اصرارهای ژوفر قانع شد به نیروهای آلمانی حمله کند. همزمان گالینی دستور داد تا تمام تاکسی های موجود در پاریس برای اعزام سربازان فرانسوی به خط جبهه جمع آوری گردند. نام این ارتش به ارتش تاکسی سوار مشهور شد. حمله همزمان نیروهای فرانسوی و بریتانیا در کرانه رودخانه مارن نزدیک پاریس به نبرد اول مارن معروف شد.

 

اين تاکسی يك نمونه از تاکسی هائی است كه توسط گالینی در جنگ مارن استفاده شد

 

 این نبرد از 5 تا 12 سپتامبر 1914 بطول انجامید و شکست آلمان را به همراه داشت در نتیجه این نبرد قوای دول مرکز (یعنی آلمان و اتریش) امکان یک پیروزی سریع و توان جنگ در دو جبهه را از دست دادند. ارتش آلمان پس از عقب نشینی موفق شد مواضع پدافندی خود را تقویت و بیش از 230 هزار نفر به ارتش مشترک فرانسه و بریتانیا تلفات وارد نماید. اما مشکلات ارتباطی و تصمیمات نادرست فرماندهی سبب شد امکان یک پیروزی سریع از دست برود.

 آسیا و پاسفیک

 در این محدوده جغرافیائی نیوزلند در 30 آگوست سوموآی آلمان را متصرف شد (این مستعمره آلمان قبلا با نام سوموآی غربی شناخته می شد). در 11 سپتامبر ناوگان اعزامی استرالیا جزیره نیو پومرن که قبلا قسمتی از گینه نو آلمان بود، را متصرف شد. ژاپن جزایر میکرونزیا را متصرف شد و پس از نبرد تسینگاتو، منطقه کوئینگادو در چین را که جزو متصرفات آلمان در چین بود را تصرف نمود. در مدت چند ماه تمام متصرفات آلمان در پاسفیک از دست آن کشور خارج شد.

 جنگ در آفریقا

 اولین برخوردهای نظامی میان طرفین در جنگ در قاره افریقا روی داد. جائیکه مستعمرات آلمان، بریتانیا و فرانسه در آن واقع بود. در ماه آگوست قوای انگلستان و فرانسه به توگو که مستعمره آلمان بود حمله کردند. در 10 ماه آگوست قوای آلمان مستقر در جنوب غربی آفریقا به مستعمرات انگلستان در آفریقای جنوبی حمله کردند. این حملات بصورت پراکنده در طول جنگ ادامه داشت.

 جنگ خزیده

 تاکتیک های جنگی قبل از آغاز جنگ اول جهانی از همگامی با رشد سریع تکنولوژی بازماند. نتیجه این عدم هماهنگی میان تکنولوژی و تاکتیک های جنگی در ساختار سیستم دفاعی قابل توجه بود. تا این تاریخ تاکتیک های جنگی در بیشتر جنگها قابلیت ایجاد شکاف در جبهه دشمن را نداشتند. سیم خاردار یک عامل مهم و موثر در جلوگیری از هجوم انبوه پیاده نظام بود. ترکیب توپخانه و مسلسل پیشروی در زمین صاف و مسطح را بسیار سخت کرده بود.

 آلمان ها گازهای شیمیائی را تولید کردند که این سلاح به زودی توسط هر دو طرف درگیر در جنگ مورد استفاده قرار گرفت اما این سلاح هرگز نتوانست یک پیروزی قطعی را موجب شود. این سلاح نتیجه سرشت حیوانی بشر بود که موجب مرگ آرام و دردناک مجروحین می شد. همچنین این گازها مهمترین عامل ایجاد ترس و وحشت در جنگ بود. فرماندهان طرفین از تصرف سنگرهای دشمن بدون تحمل تلفات زیاد ناکام بودند بنابراین تکنولوژی به کمک ارتش های متخاصم آمد و سلاح های جدیدی مانند تانک وارد عرصه نبرد شد. بریتانیا و فرانسه مهمترین ارتشهای استفاده کننده تانک بودند و آلمان ها تعداد محدودی تانک طراحی کردند و نیز تعدادی تانک از متفقین به غنیمت گرفتند که بر ضد خود آنان استفاده شد.

 پس از نبرد اول مارن هر دو طرف در گیر شروع به عملیات احاطه ای (دورانی) بر ضد قوای متخاصم نمودند و این نوع تاکتیک ار تاکتیک غوطه در دریا (عملیات شناور) نام نهادند. ارتش های فرانسه و بریتانیا به زودی خود را با خندقهای حفر شده توسط قوای آلمان که از لورن تا دریای مانش امتداد داشت روبرو دیدند. بریتانیا و فرانسه در جستجوی راهی برای تصرف مناطق اشغالی توسط آلمانها بودند. از دیگر سو خندقهای حفر شده توسط آلمانها بسیار بهتر ازخندقهای متفقین بود. قوای مشترک بریتانیا و فرانسه به دلیل اینکه جنگ را موقت میدانستند خندقهای خوبی حفر نمیکردند اما آلمانها چون در اندیشه ابقا در سرزمینهای اشغالی بودند خندقهای  بهتری  حفر  نمودند. هر دو  طرف  سعی نمود با کمک تکنولوژی بن بست در جنگ را از بین ببرد.

 در آوریل سال 1915  و  در  جریان  جنگ  دوم ایپرز آلمانها گاز سمی کلرین را برای نخستین بار در جبهه ای به طول 6 کیلومتر بکار بردند و شکافی به همان وسعت در خط جبهه متحدین ایجاد نمودند اما قوای کانادا موفق شد این شکاف را پر نماید. در جنگ سوم ایپرز ارتش مشترک کانادا و آنزاکها (آنزاک نام دیگر سربازان استرالیائی بود که در جریان جنگ اول و دوم جهانی استقامت و قدرت زیادی از خود به نمایش گذاشتند). موفق به باز پس گیری روستای پسچندئال (PASSCHENDEALE) شدند.

 ارتش بریتانیا در روز 1 جولای 1916 و در جریان روز اول جنگ سومه با تعداد 19.240 کشته و 57.470 زخمی خونین ترین روز تاریخ جنگهای خود را سپری نمود. قسمت اعظم این تلفات در ساعات نخستین حمله رخ داد. جنگ سومه برای بریتانیا تلفاتی در حدود نیم میلیون نفر به همراه داشت. در طول دو سال بعد جنگ هیچکدام از طرفین درگیر نتوانست یک پیروزی قطعی به دست آورد و قوای طرفین در خندقهای خود به یک جنگ فرسایشی ادامه میدادند. به همین دلیل این دوره از جنگ را که یک دوره سکون در خندق محسوب میشد را دوره جنگ خزیده نام نهاده اند. در این دوره آلمانها در تمام طول سال 1916  در وردن به یک ناکامی بزرگ همانند آنچه در نبرد سومه برای بریتانیا رخ داد دست یافتند. این جنگ ارتش فرانسه را در آستانه فروپاشی کامل قرار داد. حملات به خطوط جبهه توسط هر دو طرف درگیر به علت قدیمی بودن متدها صرفا یک تلاش بیهوده بود. در جریان نبرد نیول سربازان فرانسوی و بریتانیائی به شکلی گسترده شورش نمودند و از جبهه فرار کردند.

 در طول سالهای 1915 الی 1917 قوای مشترک بریتانیا و فرانسه به دلیل پافشاری فرماندهان بر تاکتیکها و استراتژی های قدیمی خود مبتلا به تلفات شدیدتری نسبت به آلمان شدند. در سطح استراتژیک تنها زمانی که علائم حمله آلمانها به وردن آشکار شد متفقین تلاش نمودند خطوط آلمانها را بشکنند. اما در سطوح تاکتیکی، استراتژی دفاعی آلمان، دفاع در عمق بود بنابراین آنان به جنگ خندق ادامه دادند. ارتش آلمان با ترکیب آتش توپخانه، بکار گیری وسیع مسلسل و خندق هرگونه حمله ای را با موفقیت دفع میکردند. در یک دوره معین از جنگ تلفات انسانی برای حمله به همان اندازه بود که دفاع میتوانست داشته باشد.

 ژنرال لودندورف در دفتر خاطرات روزانه خود در 25 آگوست 1917 و در دومین فاز جنگ فلاندرز مینویسد:              

 ما بهای سنگینی پرداخت کردیم . جنگ از لحاظ تلفات انسانی در جبهه فلاندرز و وردن بسیار پرهزینه بود. سربازان ما علیرغم فشار زیادی که ما به آنان وارد میکردیم کمابیش ناتوان بودند. در بعضی از نقاط آنان هیچ قدرتی از خود نشان ندادند. دشمن عادت نموده بود که بر اساس شیوه ما دست به حمله متقابل بزند. من در درون خودم با خود یک کشاکش وحشتناک دارم. در یک رویاروئی مهم در غرب آنها به طور جدی جلوی نقشه ما را در جای دیگر میگرفتند. سربازان ما به دلیل عدم اطمینان به ما تلفاتی بسیار بیش از آنچه انتظار میرفت را دچار شدند.

 در حدود بیش از 800 هزار سرباز بریتانیائی در جبهه غرب حضور داشتند. 1000 گردان خط جبهه ای بطول دریای شمال تا رودخانه اورن در مرز آلمان و فرانسه را تشکیل میدادند که شامل 9600 کیلومتر و با 5.965 مایل از خندقها بود. هر گردان یک هفته در خط جبهه قرار داشت و سپس برای تجدید قوا به پوپرینگ در مرز بلژیک  و یا به آمیان در فرانسه منتقل میشدند.

 

سربازان کانادائی در پناه یک تانک انگلیسی مارک 2 به تپه های ویمی در آراس حمله می کنند

 

 در سال 1917 مهمترین پیروزی ارتش بریتانیا در جنگ آراس (واقع در شمالی ترین نقطه فرانسه) با تصرف تپه های استراتژیک  ویمی  که دارای معادن ذغال سنگ نیز بود، حاصل شد. این تپه ها توسط واحدهای کانادائی که تحت امر سر آرتور سوریه و جولیان بینگ قرار داشتند، تسخیر شد. برای اولین بار در جنگ یورش به وسیله واحدهای انبوه و تقویت سریه آنها، منجر به یک پیروزی گردید.

 جنگ در دریا

بلافاصله پس از اعلام جنگ بریتانیا به آلمان کشتی های انگلیسی به سوی دریاها اعزام شدند. لرد اول دریاداری انگلیس بنام وینستون چرچیل یک روز قبل از دولت انگلستان به ناوگان آن کشور دستور جنگ با آلمان را صادر کرد

 

 در ابتدای جنگ ناوگان جنگی آلمان در پهنه دریاها و اقیانوسها پراکنده بود. بعضی از این واحدها برای حمله به کشتی های تجاری متفقین مورد استفاده  قرار گرفتند و  در  مقابل  ناوگان  دریائی انگلستان این کشتی های مزاحم را شناسائی و غرق میکرد. برای مثال آلمان ها ناو جنگی سبک خود موسوم به اس ام اس امدن (SMS EMDEN) را به تسینگاتو در چین اعزام نمودند. این کشتی موفق شد 15 کشتی را تصرف کرده و یا غرق نماید که در میان آنها یک رزمناو روسی و یک ناوشکن فرانسوی وجود داشت. ناوگان آلمان در شرق آسیا مرکب از رزمناوهای شارنهورست و گنزیناویوس و دو رزمناو سبک لایپزیک و نورنبرگ و همچنین دو ناو لجستیکی بود.

 این ناوگان در کرانه های ساحلی شیلی و در نبرد کرنل (حاشیه) موفق به شکست ناوگان دریائی بریتانیا شد اما در 8 دسامبر 1918 و در نبرد جزیره فالکلند توسط نیروی دریائی بریتانیا کاملا منهدم شد. بریتانیا همچنین با آغاز جنگ، انسداد مجاری ورودی و خروجی دریائی آلمان را استراتژی خود قرار داد. این استراتژی بر قطع راه های حیاتی تدارکات و ملزومات مورد نیاز آلمان برای ادامه جنگ استوار بود. بریتانیا تمام تلاش خود را برای جلوگیری از ورود کشتی های بی طرف به سواحل و بنادر آلمان بکار بست و آلمان در مقام پاسخ گوئی تصمیم به استفاده از زیردریائی به عنوان یک تاکتیک جدید گرفت.

 در سال 1916 و بین تاریخ 31 ماه می و 1 ژوئن جنگ یوتلند که بزرگترین نبرد دریائی در طول جنگ اول جهانی بود بین دو کشور بریتانیا و آلمان حادث شد. این یک جنگ تمام عیار بود که در نتیجه آن آلمان شکست خورد و سلطه دائمی بریتانیا تا پایان جنگ بر آبهای دریای شمال و خطوط آبی منتهی به آلمان کامل شد. تلاش زیردریائی های آلمانی برای قطع خطوط تدارکاتی دریائی از آمریکا به بریتانیا به منظور ایجاد محدودیت در ارسال تدارکات به آن کشور نیز برای آلمان دردسر آفرین بود زیرا از آنجائیکه زیر دریائی یک سلاح مخفی و غافلگیر کننده است حملات آن بدون اخطار قبلی حادث میشود. ایالات متحده آمریکا بارها نسبت به این عملیات اعتراض نمود اما آلمان این مسئله را قانون جنگ زیر دریائی دانست و به تداوم آن ادامه داد.

 وقتی در سال 1915 حمله زیر دریائی آلنان به کشتی مسافربری موسوم به آر ام اس لوئیزیتانیا انجام شد و افکار عمومی بر علیه آن کشور بسیج گردید، آلمان تعهد داد حمله به کشتی هائی که در خطوط کشتی رانی بین المللی تردد میکنند را متوقف نماید. اما در سال 1917 وقتی فشار جنگ بر گرده آلمان سنگینی کرد دستور استفاده نامحدود از زیر دریائی ها صادر شد و آلمانی ها در برابر 5 هزار کشتی متفقین که منهدم نمودند فقط 178 زیردریائی تلفات دادند. همچنین در 19 جولای 1918 برای نخستین بار یک کشتی هواپیما بر بریتانیائی با نام اچ ام اس فوریوس در یک عملیات موفقیت آمیز توانست با حمله به توندرن در دانمارک پایگاه زیپلن های آلمانی را بطور کامل منهدم نماید. این کشتی حامل هواپیماهای سوپ ویت کمل بود که با تلفاتی معادل 6 هواپیما به این پیروزی دست یافت.

 

                                                                              نوشته شده در تاریخ : 29/05/88

                                                                                                         نظر بدهید

 

 

 

 

جنگ جهانی اول  
  قسمت اول  
  قسمت دوم  
  قسمت سوم  
  قسمت چهارم
 
 
   
   
   
   
   
   
   
   
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

info@Special-History.com

استفاده از مطالب سایت تنها با ذکر منبع مجاز است و تمام حقوق این وب سایت متعلق به مؤلف می باشد.