ماگدا گوبلز

 

 

 ماگدا گوبلز

 متولد 11 نوامبر 1901 - مرگ 1 می 1945

 جوانا ماریا رایشل در تاریخ 11 نوامبر 1901 در شهر برلین متولد شد. مادرش آگوسته بهرند و پدرش اسکار رایشل نام داشتند. پدرش مهندس بود و در اوایل همان سال با مادر وی ازدواج نموده بود اما این دو تن سه سال بعد و در سال 1904 از یکدیگر جدا شدند.  بعضی منابع مانند اتو میسنر ادعا نموده اند که ماگدا قبل از ازدواج پدر و مادرش متولد شده بود اما ین ادعا توسط هیچ مدرکی اثبات نگردید. وقتی که ماگدا 5 ساله بود مادرش او را به شهر کلن و نزد پدرش فرستاد. پدرش نیز او را به شهر بروکسل فرستاد و در یک صومعه ثبت نام کرد. او در این صومعه دختری فعال و با هوش محسوب میشد. آگوسته مادر ماگدا اندکی بعد با یک کارخانه دار یهودی به نام ریچارد فریدلندر ازواج نمود و این زوج سپس در سال 1908 به بروکسل نقل مکان نمودند.

 با آغاز جنگ اول جهانی آلمانی های مقیم بلژیک و منجمله مادر ماگدا از ترس عواقب ناشی از تهاجم آلمان به بلژیک به آلمان پناهنده شدند. ماگدا و مادر و ناپدریش به برلین بازگشتند و ماگدا در یک مدرسه فرانسوی حضور یافت در سال 1914 آگوسته از ریچارد فریدلندر که فقیر شده بود جدا شد و سالها بعد تحت حاکمیت نازیها، ریچارد در اردوگاه کار اجباری بوخنوالد درگذشت. در این زمان ماگدا با یکی دیگر از آوارگان آلمانی از بلژیک به نام لیزا آرلوسوروف دارای دوستی صمیمانه ای شد. برادر لیزا به نام حیم اروسولوف بعدها تبدیل به یکی از سران نهضت صهیونیزم گردید و در سال 1933 در فلسطین توسط عناصر تند روی صهیونیزم ترور شد. در سال 1919 ماگدا در کالج هولژائوسن در نزدیکی گولسار ثبت نام نمود.

 ماگدا در سن 17 سالگی و زمانی که با قطار در حال بازگشت به کالج بود با یک کارخانه دار ثروتمند آلمانی به نام گونتر کوانت که دو برابر سن او را داشت آشنا شد. این مرد ثروتمند که دارای سهام شرکت بی ام دبلیو و دایملر بنز نیز بود از نظر فیزیکی اصلا مرد قابل اعتنائی نبود. آن دو در تاریخ 4 ژانویه  1921 ازدواج کردند و تنها فرزند ماگدا که از جنگ جان سالم به در برد به نام هارولد در 1 نوامبر همان سال متولد شد. ماگدا به زودی از ازدواج با گونتر کوانت دچار سرخوردگی گردید زیرا گونتر زمان کمی را با او می گذراند. ماگدا در سن 23 سالگی عاشق مربی 18 ساله پسرش هارولد گردید اما این مرد در اثر آپاندیسیت در سال 1927 درگذشت. اندکی بعد گونتر و ماگدا به یک تور شش ماهه با اتومبیل در آمریکا رفتند و در جریان این تور ماگدا با نوه هربرت هوور رئیس جمهور آمریکا ملاقات نمود و پس از بازگشت به آلمان در سال 1929 از گونتر جدا شد و به آمریکا بازگشت و مجددا با نوه رئیس جمهور ملاقات نمود و از او درخواست ازدواج کرد اما این ارتباط با سقوط اتومبیل این دو که براثر آن ماگدا زخمی شد و معشوق او درگذشت به اتمام رسید.

 ماگدا که در نتیجه  طلاق از گونتر صاحب ثروت زیادی شده بود در جریان یک میتینگ تبلیغاتی حزب نازی یکی از اعضای جوان و دلنشین این حزب به نام ژوزف گوبلز را ملاقات نمود. ماگدا در 1 سپتامبر سال 1930 به حزب پیوست و داوطلب انجام فعالیت های حزبی به صورت داوطلبانه شد. او در ستاد حزب نازی در برلین به عنوان منشی شخصی گوبلز به کار پرداخت.

 اتو واگنر ادعا می کند که در ابتدا ماگدا تحت تاثیر آدولف هیتلر قرار گرفته بود و تصمیم داشت تا با او ازدواج کند اما از آنجائی که هیتلر قصد داشت تا مجرد باقی بماند (در آن زمان کمتر کسی از وجود اوا براون معشوقه هیتلر مطلع بود) ماگدا با خود اندیشیده بود می تواند با ازدواج با یکی از عالی رتبه ترین مقامات نازی به عنوان بانوی اول رایش عمل کند و از دیگر سو ارتباطات اجتماعی و وابستگی ماگدا به طبقه ثروتمند آلمان موجب شده بود ژوزف گوبلز تحت تاثیر این بانوی زیبا قرار گیرد. ازدواج میان گوبلز و ماگدا بشدت توسط آدولف هیتلر مورد حمایت قرار گرفت و این دو در تاریخ 19 دسامبر 1931 در مکلنبورگ در مزرعه گونتر کوانت ازدواج کردند در حالی که هیتلر به عنوان شاهد این ازدواج حضور یافته بود.

 

مراسم ازدواج ماگدا و گوبلز - مرد پشت سر هیتلر

 

 ارتباط میان هیتلر و این زوج بسیار پایدار و صمیمانه بود و اغلب وقتی شب ها دیر هنگام هیتلر و گوبلز از جلسات کاری به منزل گوبلز می آمدند ماگدا برای آنان غذا تهیه و سرو می کرد و در این زمان هیتلر هلگا دختر بزرگ گوبلز را بر روی زانوان خود می نشاند و به صحبت های شبانه مشغول می شدند. این ارتباط به خصوص زمانی که در ژانویه 1933 تلاشی برای مسموم نمودن هیتلر در هتل کایزرهوف بی نتیجه ماند بسیار عمیق تر شد و هیتلر خواستار آن شد که ماگدا گوبلز غذای او را شخصا تهیه کند.

 حاصل ازدواج ماگدا ژوزف گوبلز 6 فرزند بود که به ترتیب عبارت بودند از:

 هلگا سوزان

 هیلگارد معروف به هیلده

 هلموت کریستین

 هلدین کاترین معروف به هُلده  

 هدویگ جوانا معروف به هدا

 هیدرون الیزابت معروف به هیده

 

گوبلز و ماگدا در کنار دیگر اعضای خانواده

 

 ژوزف گوبلز در طول زندگی خود با زنان دیگر ارتباطاتی داشت که یکی از معروف ترین آنها یک هنرپیشه دارای اصالتی چک به نام لیدا بارووا بود. ارتباط او با لیدا بارووا به حدی جدی بود که تصمیم گرفت تا با طلاق ماگدا با این هنرپیشه زیبا رو ازدواج کند. اندک بعد در یک نمایش شبانه فیلم در خانه ژوزف گوبلز که وزیر تبلیغات و تنویر افکار عمومی رایش سوم بود اولین نمایش یک فیلم با حضور لیدا بارووا موجب ایجاد اختلاف بین این زن و شوهر گردید و ماگدا با مراجعه به هیتلر خواستار اجازه او برای طلاق از گوبلز شد اما هیتلر گوبلز را به حضور خود فراخواند و به او دستور داد تا به ارتباط خود با لیدا بارووا پایان دهد. گوبلز درخواست نمود با طلاق ماگدا با لیدا ازدواج کرده و با استعفا از شغل وزارت تبلیغات به عنوان سفیر آلمان در ژاپن مشغول بکار شود که این درخواست او نیز رد شد. سرانجام پلیس آلمان با ارسال نامه ای برای لیدا بارووا او را عنصر نامطلوب تلقی نموده و از آلمان اخراج کرد. با اخراج لیدا بارووا مسئله طلاق بین ماگدا و گوبلز نیز منتفی شد. همچنین شایع بود که ماگدا با کارل هانک (KARL HANKE) معاون ژوزف گوبلز سرو سری داشته است.

 ماگدا و ژوزف گوبلز به دلیل ارتباط نزدیک با آدولف هیتلر در جامعه آلمان دارای منافع شخصی و اجتماعی بسیار بالائی بودند. ژوزف به عنوان وزیر تبلیغات و ماگدا به عنوان بانوی دوم رایش (پس از امی گورینگ همسر هرمان گورینگ) از هیتلر حمایت می کردند اما ماگدا بعضی اوقات در اظهاراتی خصوصی پس از آنکه روند جنگ در جبهه شرقی به سوی شکست تغییر جهت داد اظهار شک و تردیدهائی در خصوص تصمیمات هیتلر ابراز می داشت. در یک میهمانی خصوصی در 9 نوامبر 1942 ماگدا پس از گوش دادن به سخنرانی هیتلر از رادیو آن را خاموش کرد و فریاد زد:

 خدای من چقدر چرت می گه! گزارش شده است که در سال 1944 ماگدا درباره هیتلر گفته بود او هیچ منطقی بالاتر از فریاد زن نشنیده است. آنها باید به او بگویند آنچه آنها می خواهند بشنوند فقط چیزی است که به آن اعتقاد دارند.

 هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ماگدا تلاش کرده باشد تا ناپدری خود را که یهودی بود از کشتار جمعی یهودیان نجات دهد. اگرچه به یقین نمی توان گفت که ناپدری ماگدا در این قضیه کشته شده است اما اکثر منابع از کشته شدن مردی یهودی با هویت ماکس فریدندل خبر می دهند. همچنین یکی از دوستان دختر ماگدا که دارای اصالت یهودی بود از ماگدا درخواست کمک کرد اما ماگدا از کمک به این خانواده امتناع کرد. او در پاسخ به سوالی درباره یهودی ستیزی در آلمان گفت پیشوا آن را می خواهد بنابراین ژوزف باید اطاعت کند.

 در آغاز ماگدا تلاش کرد تا با ذوق و شوق در خدمت ماشین تبلیغاتی شوهرش باشد او به سرگرم کردن همسران سران دولت های خارجی حمایت از نیروهای نظامی و دلداری دادن به زنان بیوه بپردازد. پسر اول ماگدا هارولد کوانت در لوفت وافه به عنوان خلبان مشغول به خدمت شد و به جبهه جنگ اعزام شد در حالی که ماگدا تلاش کرد در منزل تصویری از یک مادر وطن پرست با آموزش پرستاری و کمک های اولیه به همکاری با صلیب سرخ بپردازد و در شرکت تلفنکن به عنوان پرستار بکار پرداخت.

 در اواخر جنگ ماگدا بطور ناگهانی مبتلا به بیماری نورالژی عصب سه قلو گردید. این بیماری عصبی اگر چه یک بیماری خطرناک شناخته نشد اما به علت درد شدید و نیز پاسخ سخت به درمان یک بیماری بدنام بود. این مسئله موجب بستری شدن او در بیمارستان در اواخر اوت 1944 گردید. در اواخر آوریل سال 1945 نیروهای ارتش سرخ شوروی وارد برلین شدند و هیتلر ژوزف گوبلز را به عنوان فرمانده کل دفاع از برلین برگماشت. گوبلز و خانواده اش به پناهگاه زیرزمینی هیتلر که در باغ صدارت عظمی ساخته شده بود نقل مکان نمودند و هیتلر اجازه داد آنان از تنها حمام موجود در پناهگاه که متعلق به خودش بود استفاده کنند. در همین حال گزارش هائی از غارت و چپاول سربازان شوروی و تجاوز آنان به زنان برلینی رسید. هیتلر و اوا براون یک روز پس از عروسی خود به منظور اجتناب از اسارت توسط ارتش شوروی در بعد از ظهر روز 30 آوریل خودکشی نمودند.

 دو روز قبل از آن ماگدا یک نامه خداحافظی برای پسرش هارولد نوشت که در اردوگاه اسرای جنگی در شمال آفریقا نگهاری می شد:

 پسر محبوب من در حال حاضر ما به مدت شش روز است که در پناهگاه پیشوا زندگی می کنیم. بابا و شش خواهر شما و من برای دادن زندگی ملی خود در پایان راه آماده هستیم حتی پیشوا در روز یکشنبه گذشته می خواست برای خروج من از برلین کمک کند اما اکنون که ایده شکوهمند ما خراب شده است زندگی پس از پیشوا هیچ ارزشی ندارد. وفاداری ما به پیشوا حتی در زمان مرگ نیز باقی خواهد ماند. پسر عزیز من می خواهم به شما آنچه را که در زندگی آموخته ام یاد دهم: وفادار باش. به خود و به مردم و به کشور خود وفادار باش. به ما افتخار کن و سعی کن ما را در حافظه عزیزت نگه داری کنی.

 ماگدا و گوبلز تصمیم گرفتند تا پس از خودکشی هیتلر آنان نیز خود کشی کنند. آنان تصمیم گرفتند تا قبل از خودکشی فرزندان خود را نیز بکشند.

 در روز 1 ماه می 1945 ماگدا و ژوزف گوبلز با تزریق مرفین به کودکان خود ابتدا آنان را خوابانده و سپس با شکستن کپسول سیانور آنان را کشتند. به نظر می رسد ماگدا از یک ماه قبل از کشتن کودکان خود صحبت می کرده است و حتی پیشنهاد آلبرت اشپیر وزیر تولیدات صنایع نظامی آلمان را مبنی بر خروج قاچاقی کودکان را رد کرد. زمانی که نیروهای اتحاد شوروی وارد حیاط پناهگاه شدند کودکان گوبلز را در لباس خواب و با روبان های گره خورده در مویشان پیدا کردند. شواهدی به شکل کبودی در اطراف گردن هلگا که 12 ساله بود دیده شد که نشان می داد او قبل از مسمومیت بیدار شده بود و در برابر مسمومیت مقاومت کرده و سپس کشته شده بود. 

 دو ساعت پس از کشتن فرزندانشان ماگدا و ژوزف گوبلز از راه پله های پناهگاه زیرزمینی به سوی باغ صدارت عظمی بالا می رفتند در حالی که ماگدا گوبلز به همسرش تکیه داده بود. گوبلز به همراهانش گفته بود که نمی خواهد زحمت حمل جنازه ها را به آنان تحمیل کند. اندکی بعد صدای شلیک دو گلوله به گوش رسید و افسران و سربازان همراه گوبلز اجساد این زوج را به باغ صدارت عظمی منتقل نموده و با ریختن بنزین آتش زدند. زمانی که در تاریخ 2 ماه می 1945 سربازان ارتش شوروی این دو جنازه را کشف کردند متوجه شدند که سوختگی این جنازه ها سطحی بوده است. در این عکس وحشتناک یکی از دستان گوبلز از آرنج به طرف بالا خم شده است. این جنازه ها به همراه جنازه هیتلر و اوا براون و سگ هیتلر و ژنرال هانس کربس فرمانده دفاع از برلین در 21 فوریه 1946 در ماگدبورگ دفن شد و سپس در 4 آوریل 1970 به دستور یوری آندروپوف رئیس ک گ ب یک تیم از نیروهای آن سازمان با جزئیات سری از محل دفن جنازه ها مخفیانه اقدام به نبش قبر نموده و 5 صندوق چوبی را از زیر خاک خارج نمودند. سپس جنازه ها مجددا سوزانده شده و خاکستر آن به رودخانه  BIEDERITZ که یکی از سرشاخه های رود الب بود ریخته شد.  

 

  

                                                                              نوشته شده در تاریخ : 07/07/90

                                                                                                         نظر بدهید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

info@WikiArya.com

استفاده از مطالب سایت تنها با ذکر منبع مجاز است و تمام حقوق این وب سایت متعلق به مؤلف می باشد.