والتر فون رایشنو

 

 

 والتر فون رایشنو

 متولد 8 اکتبر 1884 - مرگ 17 ژانویه 1942

 والتر رایشنو در تاریخ 8 اکتبر 1884 در شهر کارلسروهه در آلمان در خانواده ای پروسی  متولد شد. پدرش ژنرال ارتش بود و والتر جوان نیز در سال 1903 به ارتش پیوست. با آغاز جنگ جهانی اول رایشنو در جبهه غرب به خدمت پرداخت و به دریافت نشان صلیب آهن درجه یک نائل شد. او در سال 1918 و زمانی که جنگ به پایان رسید دارای درجه سروانی بود.

 با پایان جنگ او در ارتش تازه تاسیس جمهوری وایمار موسوم به رایشسوهر باقی ماند و به عنوان افسر ستاد به خدمت پرداخت. از سال 1931 او به عنوان رئیس ستاد بازرسی مخابرات ارتش خدمت کرد و سپس به همراه ژنرال بلومبرگ در پروس خاوری ادامه خدمت داد. عموی او یک نازی متعصب بود که او را در سال 1932 به آدولف هیتلر معرفی نمود و بلافاصله پس از آن رایشنو به حزب نازی پیوست. این امر تخلف از قانون ارتش بود که نظامیان را از پیوستن به احزاب سیاسی منع می کرد.

 خانواده رایشنو بسیار ثروتمند بودند و از یکی از سرشناس ترین خانواده های آلمان محسوب میشدند. در اواخر سده نوزدهم و اوایل قرن بیستم خانواده رایشنو مالک یکی از بزرگترین کارخانجات تولید مبلمان منزل در آلمان بودند. در سال 1938 اسناد ثبت شده نشان دادند که خانواده رایشنو این کارخانه را به حزب نازی بخشیده اند و این کارخانه تبدیل به یک کارخانه تولید مهمات شده است. در سال 1945 یک حمله هوائی متفقین موجب ویرانی این کارخانه در خارج شهر کارلسروهه شد. این کارخانه آخرین یادگار توانگری مالی خانواده رایشنو بود و با این حمله هوائی این یادگاری نیز محو شد.

 رایشنو با یک دختر به نام الیکس مالتزان که دختر یک کنت از اهالی سیلیسی آلمان به نام آندرئاس مالتزان بود ازدواج نمود. خواهر همسرش به نام ماریا (ماروشکا) در طول جنگ نامزدش هانس هیرشل را که یک یهودی بود در آپارتمان خود در برلین پنهان کرد و زمانی که رایشنو از این مسئله آگاه شد به آن آپارتمان رفت و آنان را ملاقات نمود. ماریا اغلب به یهودیان فراری و یا ناراضیان سیاسی پناه می داد و به آنان کمک می کرد تا از آلمان فرار کنند.

 زمانی که در ژانویه 1933 هیتلر به قدرت رسید، مارشال بلومبرگ به عنوان وزیر جنگ منصوب شد و رایشنو نیز به عنوان رئیس دفتر وزارت خانه منصوب شد و به عنوان افسر رابط بین وزارت خانه و حزب نازی عمل می کرد. رایشنو نقشی اساسی در ترغیب سردسته های ارشد حزب نازی مانند هرمان گورینگ و هاینریش هیملر برای سرکوبی ارنست روهم و SA  ایفا نمود و به آنان گفت تنها در این صورت ارتش از حزب نازی حمایت خواهد نمود. این مسئله منجر به سرکوبی نیروهای SA  در شب خنجرهای بلند در 30 ژوئن 1934 شد.

 در سال 1935 رایشنو به درجه ژنرال دومی ارتقا یافت و در مونیخ به فرماندهی منصوب شد. پس از ماجرای بلومبرگ - فریتش که در جریان آن ژنرال فریتش مجبور به کناره گیری از فرماندهی در ارتش شد، رایشنو نخستین انتخاب هیتلر برای جانشینی او بود اما فرماندهان ارشدی به مانند گرد فون روندشتت و لودویگ فون بک از خدمت در زیر نظر رایشنو طفره رفتند و هیتلر از این تصمیم منصرف شد. گرایشات رایشنو به نازیسم موجب شد تا بسیاری از ژنرالهای ارتش مخالفت او با هیتلر را غیرممکن بدانند.

 با حمله آلمان نازی به لهستان و آغاز جنگ دوم جهانی در 1 سپتامبر 1939 ژنرال رایشنو فرماندهی ارتش دهم را برعهده داشت و نقش مهمی در انهدام ارتش لهستان و شکست آن کشور ایفا نمود. همچنین در سال 1940 و در جریان حمله به غرب، او فرماندهی ارتش ششم در حمله به بلژیک و فرانسه را برعهده داشت و در جولای همان سال هیتلر او را به مقام فیلد مارشالی ارتقا داد.

 

ملاقات رایشنو و هیتلر در لهستان

 

 در 22 ژوئن 1941 با حمله آلمان نازی به اتحاد شوروی، رایشنو مجددا به فرماندهی ارتش ششم منصوب شد و موفق شد شهرهای کیف و خارکف را به تصرف درآورد. در طول تهاجم به شوروی رایشنو با دیدن هر تانک غنیمتی اتحاد شوروی، به داخل تانک رفته و آن را روشن می کرد و مدتی با آن راه می رفت و قطر زره آن را امتحان می کرد. در جریان یکی از این بازدیدها از یک تانک  T-34 او به یکی از افسرانش گفت اگر روسها بتوانند این تانک را در حد انبوه تولید کنند ما این جنگ را خواهیم باخت.

 رایشنو از لحاظ عقاید سیاسی یک ضد یهود بود و یهودیت را با بلشویک ها برابر، و ملل آسیائی را تهدیدی برای اروپا می دانست. او در دستور نفرت انگیز خود در اکتبر 1941 که به دستور رایشنو مشهور شد، راه را برای کشتار دسته جمعی افرادش باز کرد. دستور او به این شرح بود:

 در این منطقه از جبهه شرق، سربازان، فقط یک مرد جنگی که بر حسب نقش خود در هنر جنگیدن رفتار می کنند نیستند ... به خاطر همین دلایل سربازان باید یاد بگیرند  که کاملا قدر موقعیتی را که سخت گیری را ایجاب مینماید بدانند و بلکه کیفر ِ نژاد یهود باید از نوع مادون انسانی آن باشد.

 براساس این رهنمود تمام یهودیان از این پس یک خطر و به عنوان پارتیزان شناخته می شوند و فرماندهان باید یکی از این 2 دستور را اجرا کنند که یا به شکلی سریع آنان را اعدام کنند و یا آنان را دستگیر کرده و در اختیار جوخه های سیار مرگ قرار دهند. به مجرد شنیدن دستور سخت گیرانه رایشنو، گرد فون روندشتت بلافاصله موافقت کامل خود را با آن اعلام کرد و آن را به تمام فرماندهان و ژنرالهای دیگرش ابلاغ نمود تا افرادش به محض نیاز یهودیان را حذف نمایند. بعضی مورخین مانند والتر گورلیتز از رایشنو دفاع می کنند که خلاصه آن این است که رایشنو با این کار خود می خواسته است تا فاصله میان افرادش با اقامتگاه غیرنظامیان را حفظ کند.

 

 

 رایشنو از اعمال جوخه های سیار مرگ در کشتار یهودیان در داخل زیست بوم های اتحاد شوروی حمایت می کرد. در 19 دسامبر 1941 هیتلر مارشال والترفون براوخیچ را از مقام فرماندهی ستاد اخراج کرد و تلاش نمود تا رایشنو را در این سمت بگمارد اما مجددا فرماندهان عالی رتبه ارتش، ریاست رایشنو را به دلیل آنکه او سیاسی شده بود ، نپذیرفتند.

 در ژانویه 1942  رایشنو دچار خونریزی مغزی شد و مقامات  تصمیم  گرفتند  تا  او  را  از  پُلتاوا (POLTAVA) به بیمارستانی در لایپزیگ در آلمان منتقل کنند. او اغلب می گفت که در یک حادثه هوائی در روسیه کشته می شود. گورلیتز می نویسد هواپیما فقط مجبور به فرود اظطراری در یک زمین صحرائی شد و در نتیجه آن رایشنو دچار حمله قلبی شد و درگذشت. همزمان با مرگ او  تبلیغات شدید نهضت زیرزمینی لهستان به منظور بی اعتباری رایشنو در چشم سران حزب نازی شکل گرفت و آنان ادعا کردند که رایشنو نقشه ای برای براندازی رژیم نازی در سر داشته است و بدگمانی شدیدی بین سران سیاسی و سران نظامی آلمان شکل گرفته است و در نهایت یکی از ژنرالهای آلمانی قربانی این سوظن شده و او کسی است که مسئولیت جنایات جنگی در لهستان را برعهده داشت. این همزمانی دستاویز خوبی برای موفقیت در طرح تئوری توطئه بود که براساس آن رایشنو در حقیقت توسط سرویس مخفی رژیم نازی کشته شده است.

        

  

                                                                         نوشته شده در تاریخ : 23/10/90

                                                                                                     نظر بدهید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

info@WikiArya.com

استفاده از مطالب سایت تنها با ذکر منبع مجاز است و تمام حقوق این وب سایت متعلق به مؤلف می باشد.