والتر مدل

 

 

 والتر مدل

 متولد 24 ژانویه 1891 - مرگ 21 آوریل 1945

 والتر مدل در تاریخ 24 ژانویه 1891 در شهر گنتین (GENTHIN) متولد شد و نظربه اینکه او در روزهای آخرین جنگ دوم جهانی تصمیم به سوزاندن تمام مدارک خود گرفت ما از سالهای اولیه زندگی او چیز زیادی نمی دانیم. او در شهر گنتین متولد شد و پدرش یک معلم موسیقی بود. خانواده او متعلق به یکی طبقه متوسط پائین و غیرنظامی بود. او در سال 1908 وارد دانشکده افسری در شهر نیسا که امروزه در لهستان واقع است، شد و در آنجا تبدیل به یک شاگرد بی عیب و نقص گردید. او در سال 1910 با درجه ستوان دومی فارغ التحصیل شد و مامور به خدمت در هنگ پنجاه و دوم پیاده نظام گردید. او در میان افسران دوستان کمی داشت و به زودی به خاطر جاه طلبی هایش مشهور شد. او فردی رک و پر حرف بود و به خاطر این خصوصیاتش شناخته میشد.

 با آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914 هنگ پنجاه و دوم به عنوان بخشی از لشگر پنجم در جبهه غرب به جنگ پرداخت. او به عنوان آجودان گردان اول هنگ پنجاه و دوم به خدمت مشغول شد. او در سال 1915 در نزدیکی آراس به شدت زخمی شد و در اکتبر همان سال مفتخر به دریافت نشان صلیب آهن درجه یک شد. اعمال او، وی را به زودی مورد توجه فرمانده لشگر قرار داد و با وجود بدگمانی نسبت به عدم اطاعت او، فرمانده وی، او را برای خدمت در ستاد کل آلمان توصیه نمود. اعزام او به ستاد کل موجب شد تا او از حضور در نبرد سومه که لشگر پنجم در آن شرکت نمود، معاف گردد. خدمت مدل در ستاد کل کوتاه مدت بود و او به لشگر پنجم بازگشت و به عنوان آجودان در تیپ دهم پیاده نظام منصوب شد و سپس ابتدا به فرماندهی یک گروهان در لشگر پنجاه و دوم پیاده و بعدها به فرماندهی یک گروهان در لشگر هشتم تفنگدار منصوب شد. او در نوامبر 917 به درجه سروانی ارتقا یافت و در سال 1918 به خدمت در ستاد لشگر گارد ارستاز (ERSTAZ) مشغول شد. این لشگر در حمله بهار 1918 که توسط آلمان ها رخ داد شرکت داشت. زمانی که جنگ به پایان رسید مدل در لشگر 36 ذخیره به خدمت مشغول بود.

 با پایان جنگ مدل به عنوان یک افسر ستاد با قابلیت بالا مشهور شده بود. او در اوایل خدمتش یک کتاب درباره یک ژنرال مشهور پروسی به نام گنیزنائو که در زمان ناپلئون جنگیده بود نوشت. علاوه بر این او توسط ژنرال هانس فون زکت (HANS VON SEECKET) که به فرماندهی ارتش تازه تاسیس رایشسوهر منصوب شده بود شناخته می شد زیرا در زمان جنگ در ستاد فرماندهی وی خدمت نموده بود. همچنین ژنرال فرانز فون رانتائو فرمانده لشگر 36 ذخیره نیز مدل را با توصیفات و سفارشات عالی معرفی نموده بود. این مسائل موجب شد تا مدل به عنوان یکی از 4000 افسری که در رایشسوهر باقی مانده بودند حفظ شود. مدل به طور کلی در دوره ای که هرج و مرج بر آلمان حکمفرما بود و موجب تولد جمهوری وایمار شد، از سیاست دور بود اما در سال 1920 به عنوان یک افسر ارتش در سرکوب خونین قیام کمونیست ها شرکت نمود. او سال بعد با هرتا هوئیسن ازدواج کرد و حاصل این ازدواج 2 فرزند دختر به نامهای کریستا و هلا و یک پسر به نام هانس جورج بود. مدل از تعریف نمودن خاطرات جنگی خود برای همسرش متنفر بود و هرگز در این باره به همسر خود چیزی نمی گفت.

 در سال 1925 مدل به خدمت در لشگر سوم پیاده نظام مشغول شد و این زمانی بود که شکل گیری نخبگان رایشسوهر که درگیر آزمایش مسائل تاکتیکی بودند آغاز شده بود. او از سال 1928 به آموزش تاکتیک به دانشجویان افسری ستاد کل مشغول شد و در سال 1930 به شاخه آموزشی اداره سپاهیان که یک پوشش برای فعالیت های ستاد کل ارتش بود منتقل شد زیرا براساس مفاد قرار داد ورسای ارتش آلمان حق داشتن ستاد کل ارتش را نداشت. او به خاطر حمایتش از مدرنیزاسیون و نوسازی ارتش شناخته میشد. در سال 1938 مدل به درجه سرتیپی ارتقا یافت و در همان سال مسئول آزمایش یک توپ تازه تولید آلمان به نام ماوزر 18 گردید که قرار بود در حمله به چکسلواکی برای نفوذ به استحکامات دفاعی آن کشور بکار رود اگر چه آلمان نیازی به استفاده از این توپ نیافت زیرا بر اساس مفاد قرار داد کنفرانس مونیخ کشور چکسلواکی به هیتلر تسلیم گردید.

 

یک نمونه از توپ موزر 18

 

 او به عنوان یک افسر عالی رتبه از حزب نازی حمایت کرد و در زمانی که در برلین حضور داشت با سران عالی رتبه حزب نازی ارتباط  داشت و در این میان دارای ارتباط نزدیکی با ژوزف گوبلز وزیر تبلیغات و تنویر افکار عمومی و اشپیر وزیر صنایع بود.

با حمله آلمان نازی به لهستان جنگ دوم جهانی استارت خورد و با آغاز نبرد لهستان مدل به عنوان رئیس ستاد در سپاه چهارم و سپس در جریان نبرد فرانسه به عنوان رئیس ستاد ارتش شانزدهم منصوب شد. او در آوریل 1940 به درجه سرتیپ تمامی ارتقا یافت و در نوامبر همان سال برای اولین بار به فرماندهی یک لشگر منصوب و به فرماندهی لشگر سوم زرهی پانزر گماشته شد. او بلافاصله دستور داد تا از تمام تشریفات سازمانی خود داری شود و این مسئله موجب شد تا او نزد افرادش بسیار محبوب شود و در مقابل افسران ستادش از او بسیار خشمگین شدند و عموما در پشت سر او بدگوئی می کردند. او همچنین برنامه های آموزشی زرم ترکیبی را که در آن افرادش بدون در نظر گرفتن گروه سازمانی آموزش مدیدند را تاسیس نمود. مدل همچنین برای چندین ماه قبل از ارتش استفاده از کامف گروپن را که بعدها در ارتش آلمان استفاده از آن یک روال شد را در لشگر خود ضروری نمود (کامپف گروپن یک آرایش ترکیبی وسایط نقلیه بود که می توانست شامل تاک و زرهپوش و کامیون و موتور سیکیلت باشد).

 

والتر مدل به همراه ژنرال والتر نهرینگ

 

 در جریان عملیات بارباروسا لشگر سوم پانزر یکی از عناصر سپاه زرهی بیست و چهارم آلمان وابسته به گروه سوم پانزر بود که تحت فرماندهی هاینز گودریان قرار داشت. عملیات بارباروسا در ساعت 3:15 دقیقه صبح روز 22 ژوئن 1941 آغاز شد و گودریان در این عملیات نیروهایش را به سرعت در اجرای عملیات زرمی تشویق می کرد. در تاریخ 4 جولای 1941 نیروهای تحت امر مدل به رودخانه دنیپر رسیدند و این امر موجب شد تا مدل به دریافت نشان صلیب شوالیه برای مدال صلیب آهن خود مفتخر شود. عبور از رودخانه نیز به نوبه خود دارای اهمیت بود زیرا ارتش سرخ برای دفاع از کرانه های رودخانه دنیپر در کرانه نزدیک آماده شده بود (کرانه نزدیک آن قسمت از ساحل رودخانه که در اختیار قوای خودی است را کرانه نزدیک و متقابلا آن قسمت از کرانه رودخانه را که در اختیار قوای دشمن است کرانه دور می گویند). در جریان عبور از رودخانه دنیپر لشگر سوم زرهی پانزر تحت فرماندهی مدل پیشقراول حمله بود ولی با شروع عملیات عبور از رودخانه لشگر سوم زرهی پانزر توسط ارتش بیست و یکم اتحاد شوروی به عقب رانده شد و ارتش آلمان تا قبل از 10 جولای موفق به عبور از رودخانه نشد. برای این عملیات نیروهای مدل با نیروهای اضافی تقویت شد و به فرمان او نیروهایش به 3 گروه سازماندهی شدند. یک نیروی پیاده نظام سنگین که وظیفه داشت پس از عبور از رودخانه یک سرپل تاسیس نماید. گروه زرهی سیار که باید از سرپل های تاسیس شده عبور می کرد و یک گروه توپخانه که باید با آتش سنگین خود از پیشروی واحد زرهی حمایت می کرد. این نقشه بسیار موفقیت آمیز بود و عبور از رودخانه تقریبا بدون تلفات انجام شد. متعاقب این پیش روی موفقیت آمیز 2 هفته نبرد سخت بین ارتش سرخ و واحدهای زرهی رخ داد که در جریان آن نیروهای روس توسط واحدهای زرهی پانزر محاصره شدند. در طول این نبرد مدل علاوه بر لشگر سوم زرهی پانزر به فرماندهی لشگر یکم سواره نیز منصوب شد که ترکیب این 2 لشگر با یکدیگر با نام گروه مدل نامیده می شد و این گروه در جریان حمله به نیروهای روس در نزدیکی روسلاول موفق به شکست نیروهای روس شدند.

 پس از سقوط اسمولنسک هیتلر دستور داد تا روند جنگ تغییر نماید و به این منظور دستور داد تا گروه زرهی پانزر که تحت فرماندهی گودریان قرار داشت از جبهه مرکزی به جنوب منتقل شود. هدف این جابجائی نیروها تصرف اکرائین و شهر کیف مرکز آن بود. در این حمله یکبار دیگر لشگر سوم در نوک حمله ارتش قرار گرفت. از 24 اوت تا 14 سپتامبر نیروهای مدل طی عملیاتی رعد آسا به عقب جبهه ارتش سرخ در جنوب غربی خط جبهه حمله کردند. مدل در جریان این عملیات به افرادش تاکید نمود که در این عملیات سرعت همه چیز است. این عملیات زمانی به نتیجه رسید که واحدهای لشگر سوم زرهی تحت فرماندهی مدل به واحد های لشگر زرهی شانزدهم پانزر ملحق شد و حلقه محاصره دور ارتش سرخ تکمیل گردید. چند روز بعد باقی مانده مقاومت روسها در هم شکسته شد و کیف سقوط نمود. در طول عملیات بارباروسا مدل افرادش را به سختی و با شدت هدایت نموده بود زیرا دستیابی به روند سریع پیشرفت خواسته دائمی گودریان بود. او اکنون در معرض ریسک بزرگی قرار داشت زیرا لشگر سوم پانزر تنها 10 تانک عملیاتی داشت اما مدل به دلیل جسارت و مهارت های فی البداهه به دست آوردهای زیادی نائل شد.

 اندکی پس از آنکه مدل به مقام ژنرال زرهی ارتقا یافت و به فرماندهی سپاه چهل و یکم پانزر منصوب گردید و در جریان عملیات تایفون برای تصرف مسکو شرکت کرد. نبرد تایفون در تاریخ 2 اکتبر 1941 شروع شد و مدل در تاریخ 14 نوامبر و در میانه نبرد مسکو به فرماندهی سپاه چهل و یکم زرهی منصوب شد.

 این سپاه بخشی از گروه سوم زرهی پانزر تحت فرمان ژنرال جورج هانس راینهارد بود و در کالینین واقع در 160 کیلومتری شمالغرب مسکو واقع شده بود. هوای سرد و بدی آب و هوا و نیز طولانی شدن خط ارتباطی، نیروهای آلمانی را به شدت اذیت نمود و این در حالی بود که ورود مدل به صحنه هدایت عملیات اندکی قبل از آخرین تلاش آلمان ها برای حمله نهائی به مسکو صورت گرفته بود. زمانی که درجه برودت بین 20 تا 40 درجه زیر صفر رسید تسلیحات و وسایط نقلیه از کار افتادند و آلمان ها مجبور به متوقف نمودن عملیات شدند و سپس نیروهای روس از جنوب شرقی جبهه و نیز کالینین دست به یک ضد حمله شدید بر ضد نیروهای آلمانی زدند و نیروهای گروه ارتش مرکز را مجبور به عقب نشینی نمودند. حمله به خصوص بر ضد نیروهای گروه سوم زرهی پانزر که بیش از هر واحد دیگری به مسکو نزدیک شده بود، سهمگین بود. در مدت 3 هفته نبرد بی رحمانه ژنرال راینهارد مجبور شد تا نیروهایش را برای اجتناب از محاصره توسط روسها به عقب کشیده و در پشت رودخانه لاما موضع بگیرد.

 موفقیت های مدل در نگهداری خط جبهه اش موجب شد تا در ژانویه 1942 برای بدست گرفتن فرماندهی ارتش نهم برای اشغال رژف در محدوده عملیاتی گروه ارتش جنوب حرکت نماید. معروف است که او به محض ورودش به ستاد فرماندهی در تاریخ 18 ژانویه مستقیما و بدون هیچگونه تشریفاتی به اتاق نقشه ها رفت و عینک یک چشمی خود را به چشم زد و پس از یررسی نهایتا اعلام کرد که اوضاع ارتش نهم خراب و حتی آشفته است. هنگامی که سرهنگ دوم بلائوروک به او اطلاع داد نقشه جاری نمی تواند فشار بیشتری به روسها برای دور ساختن آنان از راه آهن تحمیل کند، مدل اصرار کرد که یک ضد حمله با هدف حمله به پهلوی نیروهای روس می تواند آنها را از مواضع قدرتمندشان دور کند و زمانی که سرهنگ بلائوروک از مدل پرسید این حمله برای ما چه چیزی را به ارمغان خواهد آورد مدل به او نگاه تندی نمود و جواب داد خودم را.

 زمانی که مدل با نگاه به نقشه فهمید تنها راه اصلی برای ارسال تدارکات به واحدهای گروه ارتش مرکز راه آهن مسکو - اسمولنسک میباشد و این راه آهن نیز در خطر قطع ارتباط توسط نیروهای ارتش 39 اتحاد شوروی قرار دارد، بلافاصله متوجه عمق خطر شد و دستور داد تا یک ضد حمله برضد نیروهای ارتش 39 انجام گردد. متعاقب آن در اواخر فوریه یک نبرد وحشیانه رخ داد که در جریان آن مدل موفق شد چندین تلاش ارتش 39 را برای به دام انداختن سربازانش خنثی کند. او سپس در زمان مناسب در اواسط جولای اقدام به شکستن محاصره با انجام یک سری عملیات نمود. این عملیات او موجب شد تا او ضمن ارتقای یک درجه مفتخر به دریافت نشان برگ بلوط برای صلیب شوالیه خود شود. مدل در این عملیات تدافعی بر اساس اصول ذیل عمل می کرد:

 به روز کردن اطلاعات براساس گزارشهای خط مقدم و گروه های اکتشافی به جای اعتماد کردن به گزارشهای تحلیلی در پشت جبهه

 مهم نیست که خط جبهه شما نازک باشد. این اصل که در تضاد آشکار با دکترین نظامی آلمان بود، اشعار می داشت که نیروهای اصلی بایستی بسیار دور از خط جبهه قرار داشته باشند

 نیروی ذخیره تاکتیکی برای توقف هر گونه موفقیت قریب الوقوع دشمن و متفرق نمودن نیروی زرهی در امتداد خط جبهه برای حمایت از پیاده نظام به جای تمرکز آن در یک نقطه

 تمرکز بر کنترل و فرماندهی توپخانه. از زمان جنگ اول جهانی آلمان ها به تقسیم توپخانه در میان هنگ ها اقدام نموده بودند که این امر استفاده از حداکثر ظرفیت آتش پشتیبانی در یک نقطه را غیرممکن می ساخت. مدل با تغییر سازمان، توپخانه را در گردانهای ویژه که تحت هدایت و فرماندهی مستقیم فرماندهان لشگر قرار داشتند، گذاشت.

 ایجاد خط دفاعی مظاعف به منظور به تاخیر انداختن پیشروی دشمن. هیتلر ایجاد خط دفاعی مظاعف را ممنوع نموده بود زیرا اعتقاد داشت که وجود خطوط مظاعف دفاعی سربازان را به ترک خطوط در معرض حمله وسوسه نموده و موجب عقب نشینی آنها می شود.

 مدل با استفاده از این تاکتیک ها موفق شد به شکلی موثر در فاصله سالهای 192 و 1943 از خط جبهه خود دفاع نماید و در این مدت با چندین حمله نیروهای اتحاد شوروی مقابله نماید که یکی از این عملیات ها عملیات مارس بود که توسط نیروهای اتحاد شوروی انجام شد و مارشال ژوکف این عملیات را یکی از بدترین شکست های ارتش سرخ در جنگ نامید.

 

والتر مدل به همراه ژنرال شولتز

 

 در تاریخ 5 جولای 1943 مدل به فرماندهی نیروهای آلمانی در تهاجم شمالی در عملیات سیتادل در جریان نبرد کورسک منصوب شد. نیروهای تحت امر او مرکب از 2.000 تانک و زرهپوش و 34 لشگر و 1.800 هواپیما بود اما این نیروی قدرتمند تحت مقاومت سرسختانه و مداوم روسها فرسوده شد. او به دلیل عدم استفاده از نیروهای قدرتمندش در یک حمله تهاجمی مورد انتقاد قرار گرفت و در عوض او با داشتن این نیروی قدرتمند، بسیار محافظه کارانه جنگید. در مقابل گئورگی ژوکف فرمانده ارتش شوروی با استفاده از اطلاعات مفیدی که درباره حمله آلمان ها داشت موفق به متوقف نمودن حمله آلمان ها شد. زمانی که به مدل از برلین دستور رسید که حمله را متوقف نموده و به عقب بازگردد او توانست خط محاصره را در نزدیکی اوریول بشکند و نیروهایش را به عقب برگرداند. او در مسیر بازگشت به عقب دستور یافت تا به شکل سیستماتیک اقدام به نابودی شهرها و روستاهائی که در مسیر حرکتش قرار داشتند نماید و به همین دلیل نام او در لیست فرماندهان آلمانی قرار گرفت که متفقین تصمیم به دادگاهی آنان به جرم جنایات جنگی گرفته بودند.

 در ژانویه 1944 مدل به فرماندهی گروه ارتش شمال در جبهه روسیه منصوب شد. علت این انتصاب این بود که در این زمان گروه ارتش شمال در یک وضعیت فوق العاده دشوار قرار گرفته و مورد حمله ارتش ولکوف و جبهه دوم بالتیک و نیز ارتش لنینگراد قرار داشت.وضعیت بسیار مهلک و خطرناک بود زیرا 2 سپاه از 3 سپاه ارتش هجدهم آلمان درهم شکسته شده بود و ارتباط سپاه سوم زرهی پانزر که از ناروا دفاع می کرد نیز با ارتش هجدهم قطع شده بود و به عبارت بهتر در خطر محاصره قرار داشت. در این زمان او به هیتلر پیشنهاد کرد که گروه ارتش شمال برای خروج از فشار شدید ارتش شوروی به استراتژی شمشیر و سپر رو آورد و به این منظور باید نیروهای آلمانی به خط دفاعی پلنگ در استونی عقب نشینی می کردند. اساس این استراتژی این بود که نیروهای آلمانی بایستی به صورتی موقتی سرزمین هائی را که در آنجا تحت فشار شدید روسها قرار داشتند را تخلیه می کردند و اقدام به جمع کردن نیروهای ذخیره نموده و بلافاصله دست به یک ضد حمله بزنند که می تواند ارتش شوروی را به عقب براند و از فشار بر سایر خطوط جبهه کم کند. با این استدلال مدل موفق شد ارتش هجدهم را به خط دفاعی پلنگ عقب کشیده و سپس بدون آنکه منتظر تصویب سرفرماندهی کل ارتش شود اقدام به طراحی و ایجاد یک سری از خطوط دفاعی به منظور ایجاد پوششی برای عقب نشینی به خط پلنگ نمود. ارتش شوروی که زمان عقب نشینی مدل را بهترین فرصت برای حمله به ارتش هجدهم تشخیص داده بود اقدام به حمله به وی نمود اما در دام خطوط دفاعی ایجاد شده توسط مدل گرفتار شد و متحمل تلفات سهمگینی گردید.

 او در مارس 1944 او به درجه فیلد مارشالی ارتقا یافت و جالب این که ارتقای او از درجه سرهنگی به درجه فیلد مارشالی تنها 6 سال به طول انجامید. در 30 مارس 1944 به فرماندهی گروه ارتش شمال اکرائین منصوب گردید (این گروه ارتش را نباید با گروه ارتش شمال که در حوزه لنینگراد و بالتیک عملیات می کرد اشتباه گرفت بلکه این گروه ارتش یکی از اجزای گروه ارتش جنوب بود که در اکرائین عملیات می کرد و متشکل از سه گروه ارتش زیر مجموعه بود. نویسنده). گروه ارتش شمال اکرائین تحت فشار زیاد ارتش یکم اکرائین به فرماندهی مارشال ژوکف قرار داشت و به شکلی دائمی به عقب رانده می شد. مدل به جای مانشتاین به فرماندهی این گروه ارتش منصوب شده بود. مدل در این زمان دست به ایجاد یک خط دفاعی بسیار نیرومند در برابر حملات قدرتمندانه روسها زد و موفق شد با یک نبرد تاخیری سرانجام در آگوست 1944 حمله ارتش شوروی را در مرزهای پروس شرقی متوقف نماید. او به دلیل این موفقیت در 17 آگوست 1944مفتخر به دریافت نشان شمشیر طلا شد. موفقیت مدل در توقف حملات روسها او را به یکی از ماهرترین فرماندهان آلمانی در نبردها و تاکتیک های دفاعی تبدیل نمود. او عموما مورد علاقه سربازانش بود زیرا هرگز در بازدید از خط جبهه تردید نشان نمی داد. برای مثال او دراواخر سال 1942 در رژف شخصا فرماندهی یک گردان پیاده را برعهده گرفت و شخصا هفت تیر خود را درآورد و به همراه سربازانش جنگید. در برلین بسیار به او احترام می گذاشتند و به او اجازه می دادند تا با دستورات مخالفت کند حتی اگر این دستورات از دهان هیتلر بیرون آمده بود.

 

هیتلر و مارشال مدل

 

 در سپتامبر 1944 مدل موقتا و برای مدت 18 روز به جای فیلد مارشال فون کلوگه که از فرماندهی کل جبهه غرب معزول شده بود منصوب گردید اما اندکی بعد هیتلر مجددا فیلد مارشال فون روندشتت را به فرماندهی ارتش آلمان در جبهه غرب منصوب نمود.

 او سپس به هلند اعزام شد و ستاد فرماندهی خود را در آرنهم قرار داد. در تاریخ 17 سپتامبر نیروهای انگلیسی در جریان عملیاتی به نام رمز عملیات مارکت گاردن تلاش کردند تا پل های واقع بر روی رودخانه راین و ماس و وال را به تصرف خود در آورند زیرا مارشال مونتگمری در نظر داشت تا با تصرف این پلها از طریق شمال هلند و آلمان با دور زدن خط دفاعی زیگفرید به داخل خاک آلمان نفوذ کند.

 

آرنهم هلند - مارشال مدل به همراه هاینز هارمل در حال بررسی

عملیات برضد نیروهای انگلیسی در عملیات مارکت گاردن

 

خط زیگفرید با خندق آب

 

 در ابتدای این عملیات فیلد مارشال مدل تصور نمود که هدف از پیاده شدن نیروهای چترباز در نزدیکی ستاد او دستگیری وی میباشد اما زمانی که از قصد متفقین مطلع شد دستور داد تا سپاه دوم اس اس که برای تجدید سازماندهی در هلند مستقر شده بود وارد عمل شود. او موفق شد عملیات مارکت گاردن را با شکست متفقین همراه سازد.

 

مارکت گاردن

 

 در اواخر سال 1944 هیتلر در تدارک یک عملیات تهاجمی در غرب برضد نیروهای آمریکائی مستقر در بلژیک و لوکزامبورگ بود و تصمیم داشت تا با حمله از طریق جنگل آردن اقدام به تصرف مخازن سوخت نیروهای آمریکائی در باستون که آلمان ها به آن بسیار احتیاج داشتند نماید. فون روندشتت و مدل و سپ دیتریش و مانتوفیل فرماندهان آلمانی در این نبرد بودند و هیتلر بسیار به این عملیات تهاجمی دل بسته بود. عملیات در تاریخ 16 دسامبر آغاز شد و اگر چه در ابتدا با موفقیت هائی همراه بود اما به دلیل پایداری سربازان آمریکائی در باستون و نیز کمبود سوخت و شرایط بد آب و هوائی با شکست مواجه شد و نهایتا در 8 ژانویه متوقف شد و فیلد مارشال مدل در این نبرد یکی از شکست هایش را متحمل شد.

 پس از شکست در نبرد بلژ علاقه ویژه هیتلر به مدل از بین رفت و هیتلر در 21 ژانویه 1945 دستوری صادر کرد که به موجب آن گروه ارتش B حق عقب نشینی به منطقه روهر در خاک آلمان را نداشت و حتی حق نداشت یک اینچ از سرزمینهای تحت نفوذ خود را به دشمن تسلیم نماید اما مدل در برابر فشار زیاد نیروهای متفقین در اواسط مارس 1945 مجبور به عقب نشینی به روهر گردید و حتی موفق به ویران نمودن پلهای راین در منطقه رماگن نیز نشد زیرا دو سرباز لهستانی که به اجبار در ورماخت به خدمت گرفته شده بودند فیوزهای وصل شده بر روی بمب های پل را از کار انداختند. در تاریخ 1 آوریل 1945 ارتش گروه B توسط ارتش یکم و ارتش نهم ایاات متحده محاصره شد. هیتلر اعلام نمود که روهر یک دژ میباشد که نه کسی حق دارد از آن فرار کند و نه حق دارد که تسلیم شود. هیتلر همچنین دستور داد که مدل میبایست تمام صنایع و کارخانجات مستقر در روهر را نابود نماید اما مدل از اجرای این دستور خود داری نمود.

 در 15 آوریل متفقین موفق شدند نیروهای محاصره شده آلمانی در روهر را به دو نیم تقسیم کنند. مارشال متیو رادوی به مدل پیشنهاد تسلیم نمود اما مدل اعلام کرد که او یک فیلد مارشال است و هرگز تسلیم نمی شود. او سپس افراد بسیار سالخورده و بسیار جوان را از ادامه جنگ معاف نمود و باقی مانده افراد را به انتخاب بین تسلیم و دفاع از کشور دعوت نمود. در این زمان گروه ارتش B در حال متلاشی شدن بود و ژوزف گوبلز افراد گروه ارتش  B را تقبیح نمود و آنان را خیانتکار نامید و این نقطه فروپاشی اعتقاد مدل به رژیم نازی بود.

 مدل تصمیم گرفت تا جنگ را برای افرادش تمام کند بنابراین در حضور افراد ستادش گفت: چه آینده ای برای فرماندهی وجود دارد که شکست خورده است؟ هر کسی عملیات ما را به روشنی در تاریخ تصدیق خواهند نمود.

 او زمانی که مطلع شد متفقین در اندیشه محاکمه او به جرم جنایات جنگی بخصوص بخاطر کشتار 577 هزار نفر در اردوگاه های مرگ در لیتوانی هستند تصمیم به خودکشی گرفت.

 او در تاریخ 21 آوریل 1945 پس از آنکه تلاش نمود تا در خط مقدم کشته شود و موفق نشد، به عقب بازگشت و در یک منطقه جنگلی با شلیک گلوله به سرش به زندگی خود پایان داد. نقطه ای که او در آنجا خودکشی نمود منطقه ای بین دیوئسبورگ و روستای لینتورف بود که امروز بخشی از شهر راتینگن میباشد.

 مدل در جائی که خودکشی نموده بود به خاک سپرده شد و تنها در سال 1955 پسرش هانس جورج توسط چند تن از اعضای سابق ستاد پدرش به نقطه ای که پدرش در آنجا خودکشی نموده بود راهنمائی شد.

 پس از نبش قبر جنازه او به یک گورستان ویژه نظامیان آلمانی که در نزدیکی شهر ووسناخ در جنگل هورتگن قرار داشت و به نام SOLDATENFRIEDHOF VOSSENACK نامیده میشود به خاک سپرده شد.

 هانس جورج پسر مدل که در فاصله سالهای 1944 تا 1945 در ارتش آلمان خدمت نموده بود پس از جنگ به بوندس وهر ارتش تازه تاسیس آلمان غربی ملحق شد و تا درجه سرتیپی نیز ارتقا یافت.

 کارشناسان و استراتژیست های جنگی فیلد مارشال والتر مدل را بزرگترین و قابلترین ژنرال آلمانی در تاکتیک های دفاعی میدانند.

 

آرامگاه مدل

        

  

                                                                         نوشته شده در تاریخ : 23/10/90

                                                                                                     نظر بدهید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

info@WikiArya.com

استفاده از مطالب سایت تنها با ذکر منبع مجاز است و تمام حقوق این وب سایت متعلق به مؤلف می باشد.