هاسو فون مانتوفیل

 

 

 هاسو فون مانتوفیل

 متولد 14 ژانویه 1897 - مرگ 24 سپتامبر 1978

 هاسو فون مانتوفیل در تاریخ 14 ژانویه 1897 در پوتسدام واقع در برلین و در یک خانواده اشراف زاده متولد شد. او در سال 1908 وارد مدرسه نظامی شد و پس از آغاز جنگ جهانی اول، هاسو فون مانتوفیل در تاریخ 22 فوریه 1916 به عنوان افسر به هنگ هاسر پیوست. خدمت او در جنگ اول جهانی در آوریل 1916 آغاز شد و او در این زمان در اسکادران پنجم هنگ هاسر خدمت می کرد این هنگ جمعی لشگر ششم پیاده نظام پروسی در جبهه غرب بود. در تاریخ 12 اکتبر همان سال او در نبرد با ارتش فرانسه زخمی شد و پس از بهبودی در ماه فوریه 1917 به خدمت بازگشت و در ستاد یک لشگر به انجام وظیفه مشغول شد.

 

مانتوفیل در زمان حضور در ارتش امپراطوری آلمان

 

 با پایان جنگ اول جهانی در نوامبر 1918 انقلاب در آلمان شکل گرفت. در این زمان هاسو فون مانتوفیل به حفاظت از یکی از پلهای رودخانه راین در نزدیکی شهر کلن گمارده شد. او وظیفه داشت از این پل در برابر انقلابیون محافظت کند و موفق شد این وظیفه را به خوبی اجرا نماید. پس از انحلال ارتش امپراطوری آلمان، مانتوفیل در ژانویه 1919 به سپاه آزاد آلمان پیوست و پس از تشکیل جمهوری وایمار، او به ارتش تازه تاسیس جمهوری وایمار موسوم به رایشسوهر پیوست و در ماه می 1919 در هنگ بیست و پنجم سواره نظام در راتنو به خدمت مشغول شد. در اوایل دهه 1920 او به فرماندهی یک اسکادران از هنگ سوم کوهستانی پروسی منصوب شد و اندکی بعد به عنوان آجودان این هنگ انتخاب گردید. در تاریخ 23 ژوئن 1921 با آرمگارد فون کلایست که خواهر زاده اولد فون کلایست بود ازدواج کرد و آنها از این ازدواج صاحب دو فرزند شدند.

 در تاریخ 1 فوریه 1930 او به فرماندهی تاکتیکی اسکادران ارتقا یافت و در تاریخ 1 اکتبر 1932 به هنگ هفدهم کوهستانی باواریا که در بامبرگ مستقر بود منتقل شد و به فرماندهی یک اسکادران منصوب گردید. در تاریخ 1 اکتبر 1934 او به هنگ کوهستانی ارفورت منتقل شد و در تاریخ 15 اکتبر 1935 به فرماندهی گردان دوم موتورسیکلت وابسته به لشگر دوم زرهی پانزر تحت فرماندهی هاینز گودریان منصوب شد. از سال 1936 تا سال 1937 او ابتدا به عنوان سرگرد در ستاد فرماندهی لشگر دوم زرهی پانزر و سپس به عنوان افسر آموزشی دانشجویان افسری خدمت نمود. در تاریخ 25 فوریه 1937 او به عنوان مشاور در سرفرماندهی ارتش آلمان در زمینه واحد زرهی به خدمت مشغول شد و از 1 فوریه 1939 به عنوان استاد ارشد در زمینه آموزش زرهی در دانشکده نظامی در برلین به نام کرامپنیتز (KRAMPNITZ) به خدمت پرداخت. او تا سال 1941 در این موسسه آموزشی باقی ماند.

 در تاریخ 1 ماه می 1941 مانتوفیل به عنوان فرمانده گردان یکم از هنگ هفتم تفنگدار وابسته به لشگر هفتم زرهی منصوب شد. این واحد تحت فرماندهی ژنرال هرمان هوت و در قالب گروه سوم زرهی پانزر در جبهه مرکز در جریان عملیات بارباروسا خدمت می کرد (عملیات بارباروسا حمله آلمان نازی به اتحاد شوروی در تاریخ 22 ژوئن 1941 بود). در تاریخ 25 آگوست 1941 پس از آنکه فرمانده هنگ ششم تفنگدار از لشگر هفتم زرهی در جریان یک نبرد کشته شد، مانتوفیل به فرماندهی این هنگ منصوب شد.

 در 31 دسامبر 1941 او به  دریافت نشان صلیب شوالیه مفتخر گردید و پس از آنکه لشگر هفتم زرهی در جریان نبرد مسکو دچار خسارات و تلفات زیادی شد، در ماه می 1942 مقامات تصمیم گرفتند تا این لشگر را برای احیا به فرانسه منتقل کنند. در تاریخ 15 جولای همان سال مانتوفیل در حالی که لشگر هفتم زرهی همچنان در فرانسه حضور داشت به مقام فرماندهی تیپ هفتم برگزیده شد.

 

 

 در اوایل سال 1943 مانتوفیل به آفریقا فرستاده شد و در آنجا به فرماندهی یک لشگر زرهی که بعدها به لشگر فون بروایش / فون مانتوفیل معروف شد در ارتش پنجم زرهی زیر نظر ژنرال هانس یورگن فون آرنیم خدمت کرد. ارتش پنجم زرهی بخشی از نیروی تحت فرمان اروین رومل در آفریقای شمالی را تشکیل می داد. در این زمان فون مانتوفیل در عملیات دفاع از تونس شرکت کرد و در یک سلسله از عملیات موفقیت آمیز توانست نیروهای متفقین را به شکلی غیر قطعی شکست دهد. او در تاریخ 31 مارس همان سال در میانه یک نبرد سخت بر اثر شدت خستگی از پای افتاد و به همین دلیل به آلمان منتقل شد و در تاریخ 1 ماه می 1943 به دلیل عملکرد خوبش در شمال آفریقا به درجه ژنرال دوم ارتقا یافت.

 او پس از بهبودی در تاریخ 22 آگوست 1943 به فرماندهی لشگر هفتم زرهی منصوب شد و مجددا به جبهه شرق اعزام شد ولی در تاریخ 26 آگوست بر اثر حمله هوائی نیروهای شوروی زخمی گردید و برای مداوا به اکرائین اعزام گردید. در جریان حمله نیروهای شوروی به خارکف و بلگورود و سپس به ساحل رودخانه دنیپر، مانتوفیل موفق شد با موفقیت حملات ارتش سرخ را متوقف نماید. در اواخر نوامبر او موفق شد شهر ژیتومیر را تصرف کند. در جریان تصرف این شهر او با کمک لشگر هشتم زرهی پانزر در شمال این شهر حلقه محاصره ای تشکیل داد و موجب تصرف شهر شد. در 23 نوامبر 1943 او به دریافت برگ بلوط برای صلیب شوالیه خود مفتخر گردید.

 در 1 فوریه 1944 مانتوفیل به فرماندهی لشگر گروس دوشسلند برگزیده شد و در یک سلسله نبردهای دفاعی که غرب کیروفگراد رخ داد از اکرائین به رومانی عقب نشینی کرد و در 22 فوریه همان سال مفتخر به دریافت نشان شمشیر برای صلیب شوالیه خود شد. در اواخر مارس 1944 در رومانی لشگر تحت امر او مجددا تجدید سازماندهی شد. در اواخر جولای لشگر گروس دوشسلند دستور یافت تا به پروس شرقی عزیمت نماید که پس از درهم شکستن گروه ارتش مرکز در جریان عملیات باگراتیون توسط ارتش سرخ شوروی در خطر حمله قرار گرفته بود. او در پروس شرقی موقف شد دست به یک ضد حمله موفقیت آمیز اما پر تلفات به داخل خاک لتونی بزند و خط جبهه خود را تثبیت نماید اما به دلیل محاصره گروه ارتش شمالی در کورلند ((COURLAND این پیروزیهای او بی نتیجه بود.

 

مانتوفیل در لتونی - 12 آگوست 1944

 

 در تاریخ 1 سپتامبر 1944 فون مانتوفیل به درجه ژنرال تمامی ارتقا یافت و به فرماندهی ارتش پنجم زرهی پانزر که در جبهه غرب می جنگید منصوب شد. نیروهای او پس از یک نبرد سخت در لوریان در برابر ارتش سوم ژنرال پاتون به عقب کشیده شدند تا برای نبرد بلژ در آردن تجدید سازماندهی شوند. اگر چه نیروهای او در این نبرد نقش پشتیبانی داشتند اما ارتش پنجم زرهی تحت هدایت او موفق شد در خط دفاعی متفقین عمیقا نفوذ کند که شاخص ترین این نبردها نبرد باستون بود. در تاریخ 18 فوریه 1945 او به دریافت نشان الماس برای صلیب شوالیه مزین به برگ بلوط و نشان شمشیر خود مفتخر گردید.  

 در تاریخ 10 مارس 1945 مانتوفیل به فرماندهی ارتش سوم پانزر در جبهه شرقی منصوب شد. این ارتش   بخشی  از   گروه   ارتش   ویستول    بود   که   تحت  فرماندهی   ژنرال   گوتارد   هینریچی (GOTTHARD HEINRICI) قرار داشت و وظیفه داشت مانع از عبور ارتش سرخ از رودخانه ویستول گردد. ارتش سوم ماموریت داشت از ارتفاعات سیلو در ساحل رودخانه ویستول حفاظت نماید و این ارتفاعات نقش کلیدی در جلوگیری از ورود نیروهای اتحاد شوروی به پومرانی غربی و سپس برلین داشت اما مانتوفیل با حمله ای عظیم و در حجم انبوه که توسط ارتش دوم بیلوروسی به فرماندهی کنستانتین روکوسووسکی هدایت می شد، مواجه گردید. این نبرد یک نبرد تن به  تن واقعی بود و در یک مورد نیروهای ارتش شوروی وارد ستاد فرماندهی ژنرال مانتوفیل شدند و موفق شدند 4 تن از افراد ستاد او را بکشند و 4 تن دیگر را نیز زخمی کردند اما قبل از اینکه بتوانند بقیه را بکشند مانتوفیل شخصا با سلاح کمری خود یکی از آنها را کشت و دیگری را با کارد سنگر زخمی نمود. در تاریخ 25 اوریل ارتش دوم بیلوروسی موفق شد  خطوط  ارتش سوم  مانتوفیل  را در حوالی  اشتتین (STETTIN) درهم بشکند و مانتوفیل مجبور به عقب نشینی به مکلنبورگ شد.

 

 

 در تاریخ 28 آوریل به مانتوفیل پیشنهاد شد که به جای هینریچی به فرماندهی گروه ارتش ویستول قرار گیرد اما دیگر زمانی باقی نمانده بود زیرا در تاریخ 30 آوریل هیتلر خودکشی کرد و فون مانتوفیل در تاریخ 3 ماه می برای اجتناب از دستگیری توسط نیروهای روس خود و ارتش خود را به متفقین غربی تسلیم کرد.

 مانتوفیل تا سپتامبر 1947 در اسارتگاه زندانیان جنگی باقی ماند و سپس آزاد شد. او در اوایل دهه 1950 در توسعه ارتش آلمان غربی موسوم به بوندس وهر فعالیت داشت و از سال 1953 تا 1957  به فعالیت های سیاسی روی آورد و در حزب دموکراتیک آزاد آلمان عضو شد. او هرگز با اتهام جنایات جنگی روبرو نشد و فقط در سال 1959 به اتهام دستور کشتن صحرائی اسرا  در سال 1944 محاکمه شد و به دو سال زندان محکوم گردید. این دادگاه موجب ایجاد مباحثات و جنجال های زیادی در بین سیاستمداران گردید.

 مانتوفیل زبان انگلیسی را به خوبی تکلم می کرد و درجریان بازدیدش از کاخ سفید توسط رئیس جمهور آن کشور دوایت آیزنهاور مورد تقدیر قرار گرفت. او که یکی از مشهورترین فرماندهان آلمانی در زمینه تاکتیک استفاده از تانک بود، در سال 1968 در آکادمی نظامی آمریکا در وست پوینت سخنرانی نمود و در فیلم مستند جهان در جنگ بسیار مورد تحسین واقع شد.

 هاسو فون مانتوفیل در 24 سپتامبر 1978 در جریان یک مسافرت در تیرول اتریش درگذشت.        

  

        

  

                                                                         نوشته شده در تاریخ : 27/10/90

                                                                                                     نظر بدهید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

info@WikiArya.com

استفاده از مطالب سایت تنها با ذکر منبع مجاز است و تمام حقوق این وب سایت متعلق به مؤلف می باشد.