فدور فون بوک

 

 

 فدور فون بوک

 متولد 3 دسامبر 1880 - مرگ 4 ماه می 1945

 فدور فون بوک در تاریخ 3 دسامبر 1880 در شهر کوشترین که دارای قلعه های قدیمی بود در کرانه رودخانه اودر در ایالت براندنبورگ آلمان متولد شد. خانواده او یکی از اشراف زادگان پروتستان پروسی بودند که میراث نظامی آنان به خاندان اشرافی هوهنزولرن می رسید و پدرش کارل موریتز فون بوک فرماندهی یک لشگر در جنگ فرانسه و پروس در سال 1871 را برعهده داشت و به دریافت نشان شجاعت در نبرد سدان مفتخر گردید. پدر پدر بزرگش در ارتش فردریک کبیر خدمت نمود و مادرش اولگا هلن فرانسزیسکا که دارای تبار روس و آلمانی بود هم از طرف مادر و هم از طرف پدر اشراف زاده بود.

 فون بوک در سن 8 سالگی در یک مدرسه نظامی در پوتسدام ِ برلین حضور یافت و به تحصیل مشغول شد. آموزش این مدرسه به سبک پروسی بود و به محصلان آن زبان و ریاضیات و تاریخ آموزش داده می شد و فون بوک می توانست به راحتی زبان فرانسه را صحبت کند و به زبانهای انگلیسی و روسی نیز آشنائی داشت. به دلیل تربیت نظامی در سنین پائین و نیز به دلیل تربیت نظامی پدرش، بوک فراگرفته بود که بدون چون و چرا به حکومت و حرفه نظامی خود وفادار باشد. این تربیت نظامی به او امکان داد تا در زمان جنگ و فرماندهی سربازانش بتواند تصمیمات لازم را اتخاذ کند. او در سن 17 سلگی برای عضویت در هنگ گارد امپراطوری در پوتسدام کاندید شد و یک سال بعد به عنوان افسر کادر منصوب شد.

 او فردی قد بلند و باریک اندام و بسیار خشک بود و به سختی لبخند می زد و به نوعی فردی متکبر و جاه طلب و خود رای بود و در دوره ای که از وجود یک تئوریسین نظامی درخشان خالی بود، بوک به عنوان یک افسر عالی رتبه مشخص بود. او همیشه این موضوع را مطرح می کرد که بزرگترین شکوه برای یک سرباز آلمانی این است که می تواند برای سرزمین مادری خود کشته شود و به دلیل همین عقاید به سرعت نام مستعار آتش مقدس را کسب نمود.

 در سال 1905 بوک با مالی فون رایشنباخ که دختری از یک خانواده متشخص بود ازدواج کرد. آن دو قبلا در برلین ملاقات نموده بودند و با آئین نظامی کامل در پادگان پوتسدام ازدواج کردند. 2 سال پس از ازدواج، آنها صاحب یک فرزند دختر شدند و یک سال بعد نیز فون بوک به آکادمی جنگ برلین رفت. او در این زمان با تعدادی از فسران جوان آلمانی مانند والتر فون براوخیش و فرانز هالدر و گرد فون روندشتت دوست شد و در سال 1908 به درجه ستوان تمامی ارتقا یافت.

 وقتی در سال 1914 جنگ جهانی اول آغاز شد فون بوک دارای درجه سروانی بود. او در ژانویه و فوریه 1916 به عنوان فرمانده گردان در هنگ 4 گارد امپراطوری به خدمت پرداخت و به دلیل شجاعت به دریافت نشان پورله مریت مفتخر شد. او سپس به درجه سرگری ارتقا یافت و به عنوان افسر ستاد در یک لشگر از گروه ارتش روپرخت در جبهه غرب به خدمت پرداخت و تبدیل به یکی از دوستان شاهزاده آلمانی شد 2 روز قبل از اعلام آتش بس او با قیصر در اسپای بلزیک ملاقات نمود و تلاش نمود تا او را به بازگشت به برلین تشویق نماید.

 پس از امضای قرارداد صلح ورسای، آلمان ملزم به کاهش تعداد نظامیانش تا سطح 100 هزار نفر شد اما فون بوک در ارتش ِ تازه تاسیس آلمان موسوم به رایشسوهر باقی ماند. در دهه 1920 او به اتفاق کورت فون شلایخر و اوزن اوت و کورت فون هامراشتین اکورد به عضویت گروهی درآمد که این گروه به طور مخفیانه تلاش می کرد تا ماده 5 قرارداد ورسای را نادیده بگیرد. براساس این ماده آلمان حق نداشت تا بیش از 100 هزار نظامی در اختیار داشته باشد. فدور فون بوک و دیگر افسران عضو گروه یک ارتش در سایه به نام رایشسوهر سیاه تشکیل دادند که این گروه به طور مخفیانه دست به ترور آن دسته از آلمانی هائی می زد که برای متفقین جاسوسی می کردند.

 فون بوک چندین بار به اتهام آمریت در قتل هائی اینچنین به دادگاه احضار شد اما در تمام موارد این اتهام را تکذیب نمود. فدور فون بوک در 1 فوریه 1929 به درجه ژنرال دومی و در 1 فوریه 1931 به درجه ژنرال تمامی ارتقا یافت.

 پس از به قدرت رسیدن هیتلر در سال 1933 توجه ویژه ای به ارتش شد و در سال 1935 هیتلر فون بوک را به عنوان فرمانده گروه ارتش سوم برگزید. او یکی از معدود افسرانی بود که قبل از آغاز جنگ جهانی دوم از پست خود جابجا نشد . او که یکی از طرفداران رژیم سلطتنی بود به طور مکرر با قیصر ویلهلم دوم امپراطور خلع شده آلمان ملاقات می کرد. هیتلر درباره او می گفت:

 هیچ کس در جهان نمی تواند مانند فون بوک به سربازانش آموزش دهد که چگونه بمیرند.

 در مارس 1938 ژنرال فون بوک فرماندهی نیروهای آلمانی در جریان الحاق اتریش به آلمان و سپس فرماندهی نیروهای آلمانی در جریان تصرف سودتلند را برعهده داشت. در تاریخ 25 آگوست 1939 فون بوک به فرماندهی گروه ارتش شمالی که برای حمله به لهستان آماده میشد منصوب گردید. هدف گروه ارتش شمال انهدام نیروهای لهستانی در شمال رودخانه ویستول بود. گروه ارتش شمالی به ارتش سوم تحت فرماندهی جورج فون کلوخر و ارتش چهارم تحت فرماندهی گونتر فون کلوگه اتصال یافت و این عملیات نیروهای آلمانی موجب شد در مناطق جنوب پروس شرقی امکان پیشروی به سمت دالان دانتزیگ فراهم شود.

 

فون بوک و کوخلر در ردیف جلو - اشغال پاریس سال 1940

 

فون بوک و کوخلر در ردیف جلو - اشغال پاریس سال 1940

 

 فقط در زمانی معادل 5 هفته آلمان ها موفق شدند لهستان را از پای درآورند و نیروهای ارتش تحت فرمان فون بوک و ارتش سرخ شوروی در برست لیتوفسک به یکدیگر رسیدند. پس از اتمام نبرد لهستان فون بوک به برلین بازگشت و مشغول تهیه نقشه برای حمله به غرب شد.

 اندکی پس از سقوط لهستان، فون بوک در تاریخ 12 اکتبر 1939 به فرماندهی گروه ارتش B که مرکب از 29 لشگر و از جمله 3 لشگر زرهی بود منصوب شد. این گروه ارتش وظیفه داشت تا از طریق عبور از خاک کشورهای بی طرفی مانند بلژیک و هلند و لوکزامبورگ ارتش متفقین در جبهه شمالی را به محاصره درآورد. گروه ارتش B  مرکب از ارتش 18 و ارتش 6 بود و زمانی که در ماه می 1940 گروه ارتش B ماموریت یافت تا به کشور هلند حمله کند، فون بوک تلاش نمود تا به امپراطور مخلوع آلمان قیصر ویلهلم دوم اطلاع دهد که جنگی در شرف وقوع است اما ناکام ماند.

 پس از تهاجم آلمان به فرانسه و شکست هولناک ارتش متفقین در سال 1940 فون بوک در مراسم امضاء قرارداد ترک مخاصمه شرکت نمود و جزو هیئت آلمانی بود. در 18 جولای 1940 فون بوک توسط هیتلر به مقام فیلد مارشالی ارتقا یافت و قسمت عمده ای از وقت خود را در تابستان 1940 یا در پاریس که مقر فرماندهی ارتش تحت امر او بود و یا در خانه اش در برلین می گذراند اما در پایان ماه آگوست سرفرماندهی ارتش آلمان گروه ارتش B را از فرانسه به پروس شرقی منتقل نمود. در 11 سپتامبر 1940 فون بوک پست فرماندهی خود در منطقه اشغالی فرانسه را به فیلد مارشال فون لیب واگذار نمود زیرا برای آمادگی جهت حمله به اتحاد شوروی فراخوانده شده بود.

 

فون بوک پس از سقوط فرانسه در پاریس

 

 در تاریخ 2 فوریه 1941 فون بوک با هیتلر ملاقات نمود و به او یادآوری نمود که آلمان حتی اگر موفق شود ارتش سرخ اتحاد شوروی را درهم بشکند به دلیل مشکلات ناشی از بدی آب و هوا مجبور به صلح خواهند شد. هیتلر به فون بوک اطمینان داد که منابع آلمان بیش از آنچه لازم است کافیست و این تعیین کننده ترین مسئله در یک نبرد است. در جریان آماده سازی برای عملیات بارباروسا در تاریخ 1 آوریل 1941 گروه ارتش B به گروه ارتش مرکز تغییر سازماندهی داده شد و به لهستان اعزام شد. گروه ارتش مرکز یکی از 3 ارتش اصلی در آرایش تهاجمی به اتحاد شوروی بود. این گروه ارتش شامل ارتش 9 و ارتش 3 و ارتش 2 پانزر و ارتش 2 لوفت وافه بود. در سمت چپ گروه ارتش مرکز گروه ارتش شمال قرار داشت که توسط ویلهلم فون لیب هدایت می شد و در سمت راست گروه ارتش مرکز گروه ارتش جنوب قرار داشت که توسط گرد فون روندشتت هدایت می شد.

 در ساعت 3:15 صبح روز 22 ژوئن 1941 نخستین شلیک ها شروع عملیات بارباروسا را اعلام کرد. مسیر حرکت گروه ارتش مرکز در ابتدا همان مسیری بود که ناپلئون طی نموده بود و هدفش تصرف سریع مسکو بود اما هیتلر نقشه را تغییر داد و به جای آنکه حمله اصلی در مرکز و به سوی مسکو هدایت شود، حمله اصلی را در جنوب و به سمت اکرائین هدایت نمود و این مسئله موجب شد تا اولا ارتش آلمان زمان را از دست داد و در فصل سرد به حومه مسکو رسید و دوما ارتش متلاشی شده شوروی موفق به تجدید سازمان گردید و نیروهای ارتش سیبری را در این فاصله زمانی از شرق شوروی به سرعت به مسکو فراخواند و خط دفاعی مستحکمی برای مقابله با ارتش آلمان نازی ایجاد نمود. فون بوک در ابتدا با این تغییر نقشه مخالفت نمود زیرا می خواست قبل از آغاز فصل سرد مسکو را تصرف کند تا سربازانش در فصل سرد زمستان سرپناهی داشته باشند.

 

نیروهای آلمانی در غرب مسکو زیر بارش سخت برف

 

 با شروع تهاجم، عناصری از تانک های گروه ارتش مرکز تحت فرماندهی هاینز گودریان موفق شد به سرعت خود را به رودخانه باگ رسانده و از شهر برست لیتوفسک عبور نماید و یک دسته دیگر تحت هدایت هرمان هوت نیز خود را به رودخانه نیمن رساند و به این ترتیب امکان فرار ارتش سرخ شوروی را غیرممکن ساخت . گروه ارتش مرکز پس از نابودی نیروهای ارتش سرخ که در گازانبر  حد فاصل رودخانه باگ و نیمن به محاصره افتاده بود تحت هدایت فون بوک موفق شد شهر مینسک مرکز یبلوروسی تسخیر نماید. در تاریخ 3 جولای نیروهای فون بوک به پیشروی خود ادامه دادند و نیروهای زرهی تحت امر هوت موفق شد از رودخانه دونا و نیروهای گودریان نیز از رودخانه برزینا عبور نمودند. چند روز بعد نیز تانک های گودریان از رودخانه دنیپر که آخرین مانع قبل از اسمولنسک بود عبور کرد و سپس موفق به تصرف آن شد.

 

فدور فون بوک و هرمان هوت در حال بررسی نقشه عملیات

 

 در 9 سپتامبر سرفرماندهی ارتش آلمان به فون بوک اطلاع داد که خود را برای حمله نهائی به مسکو تحت نام رمز عملیات طوفان (OPERATION TYPHOON) آماده کند اما این حمله قبل از تاریخ 30 سپتامبر آغاز نشد. بوک در یک نوبت نیز به همراه آلبرت کسلرینگ برای دیدن صحنه عملیات برفراز جبهه مسکو پرواز نمود. در 29 سپتامبر بوک یک کنفرانس به همراه فرماندهان ارشدش ژنرال اشتراس، ژنرال هوت، فیلد مارشال کلوگه، ژنرال ویشسف، ژنرال هوپنر، ژنرال گودریان وفیلد مارشال کسلرینگ، تشکیل داد و در آن کنفرانس گفت که مسکو باید قبل از آنکه زمستان شوروی از راه برسد حداکثر تا تاریخ 7 نوامبر تسخیر شود. روز بعد عملیات تایفون آغاز شد و نیروهای زرهی گودریان و هوت به سوی مسکو حرکت نمودند در حالی که فقط 100 مایل تا مسکو فاصله بود. فون بوک به نیروهایش دستور داده بود که آنان حداکثر 3 و یا 4 هفته مهلت دارند تا مسکو را تصرف کنند اما انتقال نیروهای گروه ارتش مرکز از جبهه مرکزی به سوی جنوب جهت تصرف اکرائین به روسها فرصت داد تا درحد فاصل اسمولنسک و مسکو ارتش های سوم و دهم و سیزدهم و بیستم و عناصری از دیگر ارتش ها را مستقر کنند و در برابر عملیات تایفون دست به پایداری بزنند.

 در تاریخ 3 اکتبر نیروهای گودریان موفق شدند کرانه های رودخانه اورل را تصرف کنند و به سوی مسکو ادامه حرکت دهند همچنین عناصری از ارتش دوم پانزر از بریانسک عبور کرده و به کاراچف رسیدند و دستوری از سرفرماندهی به گودریان ابلاغ شد که به سوی بریانسک و ویاژما حمله کند تا بتوان یک احاطه کامل را تشکیل داد و حجم انبوهی از نیروهای روس را در محاصره افکند. به زودی اما یک سلسله باران های سرد در بخش شمالی جبهه گروه مرکز شروع به ریزش نمود وجاده ها گِل شد و ماشین آلات و تجهیزات نیروهای آلمانی که برای چنین زمینهائی اصلا مناسب نبودند با مشکل روبرو شدند. این مسئله موجب شد تا کامیونها در گِل مستهلک شدند و به سرعت خراب می شدند و سوخت به سرعت رو به پایان رفت. اتمام و یا کمبود سوخت نیز به نوبه خود منجر به کاهش سطح تدارکات و مهمات ارسالی به جبهه ها شد و در طی یکی دو روز پارتیزانها دست به 60 حمله به کاروانهای تدارکات و ریل های راه آهن آلمان ها زدند. به زودی محرز شد که نیروهای فون بوک قادر به بستن حلقه محاصره بریانسک و ویاژما نخواهند بود. او از تاریخ 30 سپتامبر تعداد 35.000 نفر از مردان خود و 250 تانک و مقداری از توپخانه و دیگر وسایل نقلیه خود را از دست داد و سطح مهمات و سوخت به حد نگران کننده ای کاهش یافت اما علیرغم این مشکلات هیتلر همچنان بر دستور خود مبنی بر پیش روی به سوی مسکو تاکید می کرد.

 از دیگر سو با حمله ارتش آلمان به سوی مسکو هزاران نفر از مردمی که در مسیر این پیشروی قرار داشتند به سوی مسکو فرار کردند ولی مقامات روس آنان را به اجبار در واحدهای رزمی شبه نظامی سازماندهی نمودند و در خط دفاعی مسکو مستقر ساختند. در مسکو قانون حکومت نظامی برقرار گردید و مارشال گئورگی ژوکف به فرماندهی دفاع از مسکو منصوب گردید. هر چه پیشروی فون بوک افزایش میافت قدرت دفاعی نیروهای روس افزایش میافت و راه ارتباطی به سوی مسکو زیر آتش شدید توپخانه روسها قرار گرفت. علیرغم این مشکلات در تاریخ 21 اکتبر آلمان ها موفق به تصرف شهر کالینین شدند. با آغاز ماه نوامبر درجه برودت به زیر 20 درجه فارنهایت کاهش یافت و به زودی مشکل گِل حل شد و مشکل یخ آغاز شد. با شروع یخبندان آلمان ها نتوانستند تدارکات مورد نیاز سربازان آلمانی از جمله لباس گرم را برای آنان تامین کنند زیرا عدم وجود سوخت کافی و مشکلات ناشی از استهلاک خودروها همچنان باقی بود. سرما زدگی و اسهال در میان سربازان آلمانی به کرات مشاهده شد.

 

 

 در تاریخ 20 نوامبر فون بوک ستاد فرماندهی خود را به جائی در نزدیکی خط جبهه انتقال داد. او در این زمان از یک پست فرماندهی توپخانه دیدار نمود. این پست فرماندهی در جائی واقع شده بود که به خوبی می توانست با دوربین شهر مسکو را ببیند. چند روز بعد نیروهای آلمانی از کانال   ولگا - مسکوعبور نمودند و به خیمکی (KHIMKI) رسیدند اما به زودی به دلیل پایداری روسها مجبور به عقب نشینی شدند. در 29 نوامبر عناصری از ارتش چهارم زرهی پانزر به حومه غربی مسکو رسیدند و در 4 دسامبر واحدهائی از ارتش دوم موفق به رسیدن به کونتسوو (KUNTSEVO) در حومه غربی مسکو شدند. همچنین چند واحد از نیروهای ارتش گودریان موفق شدند تا به رودخانه مسکو برسند. در همین زمان واحدهای ارتش سوم در خیمکی می جنگیدند و این آخرین نقطه از پیشروی گروه ارتش مرکز تحت فرماندهی فدور فون بوک در جبهه مسکو و برای فتح آن شهر بود.

 در تاریخ 6 دسامبر با افت برودت هوا به 50 درجه فارنهایت، نیروهای تازه نفس روس که از سیبری به مسکو منتقل شده بودند، تحت فرماندهی مارشال ژوکف دست به یک ضد حمله سهمگین زدند. به ناگاه تمام خط جبهه ارتش آلمان فروپاشید و سربازان در حالی که تجهیزات خود را جا گذاشته بودند شروع به عقب نشینی و فرار کردند. چند روز بعد سرفرماندهی ارتش آلمان دستور توقف تمام عملیات تهاجمی را صادر نمود.

 در تاریخ 13 دسامبر نیروهای آلمانی 50 مایل (80 کیلومتر) از مسکو به عقب رانده شده بود و سرانجام در تاریخ 18 دسامبر 1941 فون بوک از فرماندهی گروه ارتش مرکز برکنار شد. در اسناد رسمی ارتش آلمان علت این برکناری مشکلات جسمی اعلام شد اما آنچه قابل ذکر است این که همزمان با او 40 افسر عالی رتبه از پست خود برکنار شدند و علت آن نیز ناکامی در تصرف مسکو بوده است. در ژانویه 1942 او به فرماندهی گروه ارتش جنوب منصوب گردید و علت آن نیز کشته شدن ژنرال رایشنو بر اثر حمله قلبی بود.

 پس از شکست عملیات تایفون و تصرف مسکو هیتلر تصمیم به انجام یک عملیات جدید اما اینبار در جبهه جنوبی گرفت. هدف از این عملیات که به عملیات آبی (OPERATION BLUE) معروف شد، تصرف حوزه قفقاز و دستیابی به نفت آن منطقه بود و برای این منظور ارتش آلمان میبایست از رودخانه دون عبور می کرد و نام آبی اشاره به آبهای این رودخانه بود.  در تاریخ 28 ژوئن 1942 گروه ارتش جنوب تحت فرماندهی بوک به خط جبهه روسها در کورسک حمله کرد و موفق شد آن را شکافته و از آن عبور کند.

 

نیروهای آلمانی در قفقاز

 

 3 ارتش که شامل ارتش دوم و ارتش چهارم و ارتش ششم بود به همراه لشگر 11 زرهی پانزر به سوی ورونژ و کرانه رودخانه دون حرکت نمود و یک لشگر زرهی از ارتش ششم که تحت فرماندهی پاولوس قرار داشت در 5 جولای موفق شد از ورونژ نیز عبور نماید. روسها به سرعت تحت فرماندهی واتوتین که مستقیما از مسکو دستور می گرفت دست به تشکیل یک خط جبهه جدید در ورونژ زدند. بوک تصمیم گرفت تا قبل از آنکه به پیشروی خود ادامه دهد نیروی مقاومت واتونین را درهم بشکند اما هیتلر با این طرح مخالفت نمود زیرا زمان را برای تصرف استالینگراد از بین میبرد بنابراین هیتلر به شدت از بوک انتقاد نمود و او را بازنشسته کرد و فرماندهی گروه ارتش جنوبی را به ماکسیمیلیان فون ویشس داد.

 او که در محافل خصوصی از کشتار غیرنظامیان انتقاد می کرد هرگز به طور مستقیم به هیتلر بخاطر این مسئله اعتراض نکرد. پسر خواهر او به نام هنینگ فون ترشکو چند بار تلاش نمود تا وی را در نهضت مقاومت ضد نازی وارد نماید اما فون بوک نپذیرفت. همچنین زمانی که هیتلر برای بازدید از ستاد گروه ارتش جنوبی به ستاد فرماندهی فون بوک رفت، عده ای از افسران ستاد تصمیم به ترور هیتلر گرفتند اما فون بوک مداخله نمود و مانع این امر شد و از دیگر سو هرگز خائنین را معرفی ننمود.

 گروه ارتش جنوب برای تصرف مناطق نفت خیز قفقاز میبایست حتما شهر استالینگراد را که در مسیر قفقاز بود و کلید فتح قفقاز محسوب میشد، تصرف می کرد. زمانی که ارتش ششم تحت فرماندهی فون پاولوس در نبرد استالینگراد مجبور به ترک مخاصمه و تسلیم گردید یکبار دیگر هیتلر قربانی بهتر از فون بوک نیافت. این مسئله باعث شد تا فون بوک توسط توطئه گران به شرکت در توطئه برضد هیتلر ترغیب شود اما  فون بوک به توطئه گران گفت که هر توطئه ای بدون مشارکت هاینریش هیملر که واحدهای رزمی وافن اس اس را زیر نظر داشت محکوم به شکست است و از مشارکت در توطئه خودداری نمود.

 

نیروهای آلمانی در حال حرکت به سوی استالینگراد

 

 فون بوک تا پایان جنگ دیگر در عرصه نظامی حضور نیافت و سرانجام در آوریل 1945 ارتش سرخ شوروی وارد برلین شد. با ورود نیروهای ارتش سرخ شوروی به برلین هیتلر خودکشی نمود و ادمیرال کارل دونتیز را به عنوان جانشین خود برگزید. با انتخاب کارل دونتیز به عنوان جانشین ِ هیتلر، اریش فون مانشتاین به فدور فون بوک اطلاع داد که دونتیز در شهر هامبورگ دولت جدیدی تشکیل داده است بنابراین فون بوک تصمیم گرفت تا خود را به ستاد فرماندهی کارل دونتیز برساند. او در تاریخ 4 ماه می 1945 و در حالی که تنها یک هفته تا پایان جنگ در اروپا باقی مانده بود سوار بر اتومبیل خود شد تا به سوی مقر فرماندهی دونتیز حرکت کند اما در مسیر راه و در جاده ِ شهر کیل اتومبیل او مورد حمله یک هواپیمای جنگنده - بمب افکن انگلیسی قرار گرفت و در این حمله فون بوک به همراه همسر و دخترش کشته شد.

 فون بوک که در زمان مرگش 64 سال داشت تنها فیلد مارشال هیتلر بود که در جریان یک حمله هوائی کشته شد.

 

  

        

  

                                                                         نوشته شده در تاریخ : 26/10/90

                                                                                                     نظر بدهید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

info@WikiArya.com

استفاده از مطالب سایت تنها با ذکر منبع مجاز است و تمام حقوق این وب سایت متعلق به مؤلف می باشد.