گونتر بلومنتریت

 

 

 گونتر بلومنتریت

 متولد 10 فوریه 1892 - مرگ 12 اکتبر 1976

 گونتر آلوئیس فریدریش بلومنتریت در تاریخ 10 فوریه 1892 در شهر مونیخ متولد شد. پدرش گونتر بلومنتریت یک مشاور و مستشار خصوصی بود و مادرش لینا راکارت نام داشت. او در سال 1911 به ارتش پیوست و در سال 1912 به درجه ستوانی ارتقا یافت و در همان سال در آکادمی جنگ دانتزیگ حضور یافت.او همچنین در سال 1912 در دانشکده جنگ دانتزیگ حضور یافت و اندکی بعد به درجه ستوانی نائل شد.

 با آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914 بلومنترین در این جنگ شرکت نمود و در سال اول جنگ ابتدا در نامور در مقابل ارتش بلژیک و فرانسه به نبرد پرداخت ولی بیشتر مدت را در جبهه شرق و در پروس شرقی خدمت کرد و در سال 1918 در جریان یک نبرد زخمی شد و مفتخر به دریافت نشان سیاه زخمی شدگان در جنگ گردید. بلومنتریت در پایان جنگ دارای درجه ستوان تمامی بود و پس از پایان جنگ در ارتش باقی ماند. او در 20 فوریه 1919 برای اولین بار در یک هنگ به فرماندهی منصوب شد. تجربه او در جریان جنگ اول جهانی به او می گفت که سربازان روس باید مورد احترام قرار گیرند. او که این تجربه را در جبهه شرق بدست آورده بود به افسران زیردست خود نیز این آگاهی را می داد که سربازان روس بسیار سرسخت هستند. او درباره سربازان روس می گفت:

 سربازان ارتش امپراطوری روسیه در دفاع بسیار سرسخت و سمج بودند و سرآمد سربازان همه کشورها در ایجاد استحکامات دفاعی در سریعترین زمان هستند. سربازان روس نشان دادند که دارای مهارت بسیار زیادی در عملیات های شبانه هستند و در نبردهای تن به تن عالی عمل می کنند. آنها دارای نیازهای فیزیکی بسیار کمی هستند (با مقدار کمی غذا به خوبی می جنگند) و قابلیت آنها در پایداری و مجازات تجاوزگر حقیقتا گیج کننده است.

 در 1 اکتبر 1919 او به هنگ 22 تفنگدار پیوست و سپس به عنوان افسر ستاد در چندین پست به خدمت مشغول شد. در 1 آوریل 1926 او به عنوان افسر فرمانده عملیاتی در ستاد لشگر ششم به خدمت مشغول شد و در سپتامبر 1933 به درجه سرگردی ارتقا یافت. بلومنتریت در اکتبر 1935 به عنوان مدرس و آموزگار تاکتیک به خدمت پرداخت و در اکتبر 1938 به درجه سرهنگی ارتقا یافت. او سپس به همراه دوست خود اریش فون مانشتاین به عنوان افسر ستاد زیر نظر ویلهلم ریتر فون لیب به خدمت مشغول شد.

 در تاریخ 7 ماه می 1939 بلومنتریت یک نقشه برای تهاجم به لهستان را به مقامات ارشد خود تسلیم نمود. او در این زمان به عنوان یک افسر در سرفرماندهی ارتش آلمان موسوم به OKH  منصوب شد و به همراه فون مانشتاین و گرد فون روندشتت یک ستاد برای اصلاح نقشه حمله به لهستان ایجاد نمودند. او نقشه ای بنام قضیه سفید (به زبان آلمانی FALL WEISS) تسلیم مقامات نمود. این نقشه که یک نقشه ابتدائی بود اندکی تغییر داده شد و تبدیل به نقشه اصلی برای تهاجم به لهستان گردید.

 در تاریخ 1 سپتامبر 1939 حمله ارتش آلمان نازی به لهستان آغاز شد و بلومنتریت در تاریخ 2 سپتامبر 1939 به ستاد کل گروه ارتش جنوب در سیلیسیا که یکی از 2 گروه ارتش آلمان بود منتقل گردید. این گروه ارتش زیر نظر گرد فون روندشتت قرار داشت. این سرآغاز یک همکاری بلند مدت بین او و روندشتت بود و بلومنتریت ریاست عملیات ستاد و اریش فون مانشتاین ریاست ستاد را برعهده داشت. بلومنتریت از بسیاری جهات با روندشتت دارای تضاد بود و این تضادها حتی در ظاهر آنها نیز دیده می شد. برای مثال بلومنتریت یک فرد کوتاه و سبزه بود اما روندشتت فردی قد بلند و سفید. روندشتت پروسی و پروتستان بود اما بلومنتریت یک باواریائی و کاتولیک. همچنین بلومنتریت فردی مهربان و دارای روابطی دوستانه و پرحرف بود و توانائی زیادی در دیپلماسی داشت و می توانست از فون روندشتت به خوبی تعریف کند. این خصوصیات او را تبدیل به افسر ستاد نمونه می کرد.

 نبرد لهستان اگر چه در ابتدا با اشکالاتی جزئی مواجه شد اما یک عملیات موفق نظامی از آب درآمد و در تاریخ 6 اکتبر 1939 با تسلیم رسمی لهستان به اتمام رسید.

 در سال 1940 بلومنتریت به عنوان افسر عملیاتی ستاد کل گروه ارتش A  که تحت فرماندهی کل گرد فون روندشتت قرار داشت به همراه اریش فون مانشتاین در تهیه نقشه حمله به فرانسه مشارکت نمود. این نقشه که به نقشه داس درو (SICKLE CUT) مشهور بود پس از تهیه مقدماتی به نقشه یا طرح مانشتاین تغییر نام داده شد و با نام رمز قضیه زرد نامگذاری گردید. پس از حمله آلمان نازی به فرانسه و فروپاشی سریع ارتش فرانسه حتی مقامات آلمانی نیز از کارائی بالای این نقشه متحیر و متعجب گردیدند. اگر چه ارتش آلمان در آستانه یک پیروزی کامل قرار داشت اما بلومنتریت و روندشتت توسط سرفرماندهی ارتش آلمان از ادامه پیشروی برای درهم شکستن نیروهای به دام افتاده متفقین در دانکرک منع شدند و هیتلر تا 3 روز به آنان اجازه پیشروی نداد و این مسئله به نیروهای انگلیسی اجازه داد تا از دانکرک تخلیه شوند. بلافاصله پس از اشغال فرانسه از بلومنتریت و روندشتت و دیگر افسران خواسته شد تا نقشه حمله به انگلستان را طرح ریزی کنند. این عملیات به عملیات شیر دریائی معروف شد و بلومنتریت در تهیه جزئیات آن کمک نمود و چند تمرین آمادگی برای اجرای آن انجام شد اما بلومنتریت اعتقاد اشت که این طرح  انتخاب اصلی آلمان ها نیست یا اگر انتخاب اصلی بود اکنون دیگر هیتلر از انجام آن صرف نظر نموده است. بلومنتریت بعدها گفت که در پایان جولای یا آگوست فیلد مارشال روندشتت که در برلین بود صراحتا از هیتلر شنید که عملیات شیر دریائی فعلا یک اولویت نیست و در پایان ماه سپتامبر آشکار شد که حمله به انگلستان منتفی شده است.

 در سال 1941 بلومنتریت که تحت فرمان فیلد مارشال گونتر فون کلوگه قرار داشت به ریاست ستاد ارتش چهارم منصوب شد و به درجه ژنرال تمام ارتقا یافت. او سپس در تهیه نقشه حمله به اتحاد شوروی موسوم به عملیات بارباروسا شرکت نمود. او در دفتر خاطراتش می نویسد:

 ممکن است نیروهای روس قصد داشته باشند حقیقتا با آلمان ها در محدوده ای بین مرزهای غربی و رودخانه دنیپر بجنگند، امری که مطلوب ماست حتی فرماندهان ارتش امپراطوری روسیه نیز همتای فرماندهان آلمانی نبودند و فرماندهان روس امروزه دارای کمبودهای زیادی هستند. کمبودها در سطوح میانی فرماندهان روس حتی از فرماندهان عالی نیز بیشتر است. تاثیرات سلاح های آلمانی در جریان نبرد یوگسلاوی حیثیت ما را ارتقا داد و روسها این مسئله را به زودی احساس خواهند نمود.

 در جریان عملیات بارباروسا بلومنتریت به عنوان فرمانده ستاد ارتش چهارم بخشی از نیروهای آلمانی را که به گروه ارتش مرکز وابسته بودند هدایت و فرماندهی می کرد. ارتش چهارم تحت فرماندهی فیلد مارشال گونتر فون کلوگه در نبرد مسکو موفق شد علی رغم تلفات بسیار زیاد از حلقه محاصره ارتش شوروی بگریزد و از نابودی رهائی یابد. پس از آنکه بلومنتریت در ژانویه 1942 هشدار داد که عملیات بارباروسا شکست خواهد خورد، به آلمان احضار شد و به ریاست سر رشته داری کل سرفرماندهی ارتش آلمان موسوم به OKW  منصوب شد. اندکی بعد در همان سال او به مقامات مافوقش پیشنهاد نمود نیروهای آلمانی از استالینگراد عقب نشینی نمایند. این پیشنهاد از حمایت  ژنرال فرانز هالدر رئیس ستاد OKW نیز برخوردار بود اما هیتلر هرگونه عقب نشینی ارتش ششم از استالینگراد را رد کرد.

 در سپتامبر 1942 بلومنتریت به ریاست ستاد ارتش آلمان در غرب منصوب شد. فرماندهی کل این نیروها با فیلد مارشال روندشتت بود و او به عنوان فرمانده کل ارتش آلمان در فرانسه منصوب شده بود و وظیفه داشت تا طرح های لازم برای دفاع در برابر حملات متفقین به فرانسه را تهیه نماید. در سال 1943 او یاداشتی برای سرفرماندهی آلمان ارسال نمود و در آن متذکر شد تهی سازی نیروهای آلمانی از پشت دیوار اتلانتیک به منظور اعزام آنها به جبهه شرق ادامه اخاذی از منابع جبهه غرب میباشد.

 با حمله متفقین به نرماندی در 6 ژوئن 1944 بلومنتریت و فرمانده او (روندشتت) از پیاده شدن متفقین در شبه جزیره شربورگ متعجب شدند.

 در تاریخ 2 جولای 1944 فون روندشتت به دلیل آنکه پیشنهاد تسلیم به متفقین را کرده بود از پست خود توسط هیتلر برکنار شد و فون کلوگه به جای او به فرماندهی کل جبهه غرب منصوب شد. بلومنتریت در طول تهاجم نیروهای کانادائی - انگلیسی به کائن و محاصره فلیس به عنوان رئیس ستاد فون کلوگه خدمت نمود. اگر چه به دلیل آنکه نشانه ها حکایت از همکاری فون کلوگه و بلومنتریت با توطئه گران برضد هیتلر داشت و هر دو تن از مقام خود عزل شدند و فون کلوگه با سیانور خودکشی نمود اما بلومنتریت به دلیل آنکه هیتلر شخصا اعتقاد داشت که او بی گناه است از تصفیه خونین افسران جان به در برد و حتی مفتخر به دریافت نشان شوالیه برای صلیب آهن خود شد.

 پس از ترور ناموق هیتلر، بلومنتریت به عنوان رابط بین ورماخت و اس اس منصوب شد. رابطه بین ورماخت و اس اس پس از آنکه در جریان کودتای پس از توطئه  برعلیه هیتلر، ژنرال کارل هاینریش فون اشتولپیناگل فرماندار نظامی فرانسه بیش از 1.000 افسر اس اس را در پاریس بازداشت نمود، تیره شده بود. در میان این بازداشت شدگان کارل اوبرگ فرمانده کل اس اس در فرانسه و هلموت ناخن (HELMUT KNOCHEN) رئیس اداره امنیت اس اس پاریس نیز وجود داشتند. پس از آنکه مشخص شد که هیتلر زنده است بلومنتریت دست بکار شد و موجبات رهائی اوبرگ و ناخن را فراهم نمود و این مسئله موجب شد تا نقش بسیاری از توطئه کنندگان در پاریس هرگز افشا نشود.

 اندک زمانی بعد بلومنتریت به پست قبلی خود در ستاد کل فرماندهی در جبهه غرب بازگشت. در این زمان فرماندهی کل نیروهای آلمانی در جبهه غرب را فیلد مارشال فون مدل برعهده داشت و سپس فیلد مارشال فون روندشتت مجددا به فرماندهی کل جبهه غرب برگزیده شد. در این زمان پست بلومنتریت از ریاست ستاد فرماندهی کل به فرماندهی یک واحد رزمی تغییر یافته بود. او ابتدا به فرماندهی ارتش سی و ششم و سپس به فرماندهی سپاه هفتم پانزر منصوب شد. ارتش آلمان در غرب ابتدا تحت فرماندهی فیلد مارشال مدل و سپس تحت فرماندهی روندشتت آنقدر عقب نشینی نمود که سرانجام به پشت دیوار دفاعی زیگفرید رسید. در این زمان بلومنتریت و نیروهای تحت فرمانش در شمال خط زیگفرید (و نه پشت آن) یک خط جبهه به طول 35 کیلومتر را پوشش می دادند اما زمانی که نیروهای متفقین در جریان نبرد بلژیک موفق شدند در جنوبِ نیروهای بلومنتریت به پیروزی دست یابند، توجه خود را به سمت شمال و موقعیت بلومنتریت معطوف نمودند. در این زمان در جریان عملیاتی به نام عملیات باقرقره سیاه (OPERATION BLACKCOCK) نیروهای  انگلستان دست به حمله زدند و تلاش بلومنتریت برای حفظ منطقه روهر تریانگل با شکست مواجه شد.

 

یک نمای هوائی از خط دفاعی زیگفرید

 

 در تاریخ 29 ژانویه 1945 بلومنتریت به فرماندهی ارتش بیست و پنجم و تمام واحدهای رزم زمینی و هوائی و دریائی در هلند منصوب شد. او دستور داشت هلند را به دلیل اهمیتش حفظ کند. بلومنتریت به روندشتت پیشنهاد کمک داد و تقاضا نمود که هلند را تخلیه کرده و پس از عبور از راین به آلمان عقب نشینی کند اما هیتلر با این پیشنهاد او مخالفت نمود و این مسئله موجب شد بعدها هلند بدون هیچگونه نبردی به دست متفقین بیافتد.

 اندکی بعد نیروهای متفقین موفق شدند آلمان ها را به روهر عقب برانند و بعدها بلومنتریت به تاکتیک و استراتژی متفقین در جبهه غرب ایراد گرفت و این گونه استدلال می کرد که طبیعت احتیاط آمیز آلمان ها همراه با  لشگر زرهی تضعیف شده آنها در برابر 12 لشگر زرهی متفقین و نیز این که سر برنارد مونتگمری نیروهای زرهی را به جای آنکه در یک جبهه متمرکز نماید در نقاط مختلف جبهه پخش کرده بود می توانست در صورت یک حمله متمرکز موجب شکافته شدن جبهه آلمان ها به تکه های جداگانه شود و جنگ را در زمستان 1944 به اتمام برساند.

 بلومنتریت در 27 مارس 1945 پست فرماندهی در هلند را به ژنرال بلاسکوویتز تحویل داد و به فرماندهی ارتش یکم پانزر که به شدت روحیه اش را از دست داده بود منصوب شد و از 8 آوریل به فرماندهی گروه ارتشی منصوب شد که به گروه ارتش بلومنتریت مشهور شد. این گروه ارتش که یک گروه ارتش به شدت نقصان یافته محسوب می شد از هاملن تا کرانه های دریای بالتیک به دفاع از آلمان مشغول بود. او تا پایان جنگ در این سمت باقی ماند و وظیفه داشت تا پیشروی قوای مشترک انگلستان - کانادا را با تاخیر مواجه نماید و تا جائی که امکان دارد بنادر ساحلی در بالتیک را باز نگه دارد تا پناهندگان آلمانی که از مقابل ارتش سرخ می گریختند امکان فرار داشته باشند. در تاریخ 30 آوریل 1945 هیتلر در پناهگاه زیرزمینی کاخ صدارت اعظمی خودکشی نمود و در تاریخ 2 ماه می بلومنتریت به افرادش دستورداد تا از مقاومت بیشتر دست بردارند. او در اوایل ماه می با اعزام یک مامور سری به مونت گمری پیشنهاد کرد تا نیروهای آلمانی در شمال غرب آلمان را تسلیم وی نماید.

 در تاریخ 25 ماه می 1945 بلومنتریت و افرادش در شلویگ - هلشتاین به ارتش دوم انگلستان تسلیم شدند و توسط انگلیسی ها به سرعت خلع سلاح شدند و به عنوان اسیر جنگی شناخته شدند. او در سال 1946 در دادگاه افسران عالی رتبه آلمانی محاکمه شد ولی در این دادگاه کسی برعلیه او شهادت نداد و تبرئه شد. او سپس به کمپ اسرا که توسط ارتش آمریکا ایجاد شده بود منتقل شد و از 6 نوامبر 1947 تا ژانویه 1948 در آن کمپ بود و به تحقیقات تاریخی ارتش آمریکا در آلمان کمک می کرد.

 در اوایل دهه 1950 او به توسعه ارتش تازه تاسیس آلمان غربی به نام بوندس وهر کمک نمود و چندین کتاب نیز چاپ نمود.  

 ژنرال بلومنتریت در تاریخ 12 اکتبر 1967 در شهر مونیخ درگذشت.

        

  

                                                                         نوشته شده در تاریخ : 29/10/90

                                                                                                     نظر بدهید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

info@WikiArya.com

استفاده از مطالب سایت تنها با ذکر منبع مجاز است و تمام حقوق این وب سایت متعلق به مؤلف می باشد.