نظرات و پیشنهادات درباره ما معرفی کتاب تاریخچه جاسوسی لغات سرخپوستی تاریخ سرخپوستان جنگ جهانی دوم جنگ جهانی اول صفحه اصلی  
 

 

 
 

نبرد تاننبرگ

 

 نبرد تاننبرگ

 تاريخ: 23 تا 30 آگوست 1914

 مكان: پروس شرقی واقع در لهستان فعلی

 طرفين درگير:

 متفقين: روسيه

 اتحاد مركز: آلمان

 فرماندهان طرفين:

 روسيه: الكساندر سامسونف ، پل فون رننكامپف

 آلمان: پل فون هيندنبورگ ، اريش لودندورف ، ماكس هوفمان

 قوای طرفين:

 روسيه: ارتش اول شامل 210 هزار نفر، ارتش دوم شامل 206 هزار نفر

 آلمان: ارتش هشتم شامل 166 هزار نفر

 تلفات طرفين:

 روسيه: 78 هزار كشته و زخمی، 92 هزار اسير، 500 توپ

 آلمان: 5 هزار نفر كشته و 7 هزار نفر زخمی

 نتيجه: پيروزی قطعی آلمان

 پيشينه: نقشه متفقين قبل از آغاز جنگ بر اين اساس استوار بود كه ارتشهای فرانسه و انگلستان در غرب آنقدر آلمان را معطل نمايند تا ارتش عظيم و انبوه روسيه بتواند سازماندهی يافته و به جبهه اعزام شود. متفقين می پنداشتند كه روسيه در كمتر از يك ماه 10 ارتش كامل را كه بسيار بيشتر از ارتش آلمان ميباشد، به جبهه اعزام خواهد كرد و اين مسئله منجر به شكست ارتش آلمان خواهد شد. اما با وجود برتری 16 به 9 ارتش روسيه در نبرد تاننبرگ، آلمانها موفق به درهم شكستن اين ارتش شدند. آنچه اين برتری عددی را بی اثر نمود فقدان يك راه آهن برای حمل و نقل سريع در روسيه و نيز عدم تطابق استاندارد ريل های راه آهن روسيه با راه آهن آلمان بود. به عبارت  بهتر  نه  روسها می توانستند از لكومتيو های روسی در خط آهن آلمان استفاده كنند و نه آلمانها امكان استفاده از لكوموتيو آلمانی در خط آهن روسيه را داشتند.

 روسيه بسياری از ارتش هايش را از نقاطی كه از مرز آلمان بسيار دورتر بود به جنگ اعزام كرده بود و بسرعت تصميم گرفت يك نقشه برای تصرف پروس شرقی كه یکی از ايالات آلمان بود، به اجرا گذارد. از ديگر سو براساس طرح شلايفن ارتش آلمان ميبايست در سريعترين زمان ممكن ابتدا فرانسه را شكست داده و سپس ارتش آلمان را با استفاده از راه آهن و ترن به مصاف ارتش روسيه اعزام نمايد. بنابراين به دليل مشغوليت در جبهه غرب فقط ارتش هشتم آلمان در اختيار ستاد فرماندهی اين كشور قرار داشت و ارتش نهم ميبايست در مركز آلمان مستقر می گرديد تا در شرايط بحرانی بتواند به هر يك از دو جبهه غرب يا شرق نيرو اعزام كند. آلمان ها به منظور به تاخير انداختن هرچه بيشتر ارتش روسيه، استحكامات نظامی در كونيگسبرگ را با يك رشته از موانع صحرائی (احتمالا مانند خندق و گودال) تركيب نمودند. ارتش هشتم آلمان در حنوب غربی كونيگسبرگ قرار گرفت تا بتواند موقعیتی مناسب برای مواجه شدن با دو ارتش روسيه در شرق و جنوب را داشته باشد.

 ژنرال پل فون رننكامپف تصميم داشت به عنوان يك هدف اوليه كونيگسبرگ را تصرف نمايد. ارتش دوم روسيه تحت فرماندهی الكساندر سامسونف كه در جنوب استقرار داشت به سمت غرب حركت نمود و در اطراف درياچه ماسوريان مستقر شد تا راه ارتباطی ارتش آلمان را قطع نمايد. اگر اين نقشه درست اجرا ميشد آلمانها ميبايست تسليم ميشدند اما با شروع جنگ از ابتدا همه چيز مطابق با ميل آلمان ها پيش ميرفت. آلمانها نیمی از ارتش هشتم را كه توسط نفرات مستقر در پادگانهای كونيگسبرگ تقويت ميشدند را در شرق كونيگسبرگ و نزديك مرز قرار دادند. در نبرد اشتال اوپونن سپاه اول آلمان تحت فرماندهی ژنرال هرمان فون فرانكوئيس به يك پيروزی دست يافت اما فرمانده آلمانی ژنرال ماكسيميليان پريتويتز علی رغم پيروزی و به دليل ترس از ارتش انبوه روسيه، دستور عقب نشینی به سمت گامبينن را صادر نمود.

 ضد حمله 20 آگوست يك شانس خوب برای يك پيروزی خوب بود اما فرانكئيس كه پس از پيروزی در جنگ اشتال اوپونن احتياط را از دست داده بود در نبرد گامبينن مجبور به عقب نشینی شد. او با استفاده از راه آهن ارتش خود را به جنوب كونيگسبرگ انتقال داد. شكست در اين نبرد از يك سو و پيشروی ارتش دوم روسيه از سمت جنوب پريتويتز را مجبور به صدور فرمان عقب نشینی به سمت رود ويستول نمود. ژنرال مولتكه رئيس ستاد ارتش آلمان بلافاصله پريتويتز را از فرماندهی بركنار نمود و او را به برلين احضار كرد و به جای او پل فون هيندنبورگ را كه بازنشسته شده بود به خدمت فراخواند تا فرماندهی ارتش هشتم را بر عهده بگيرد و هيندنبورگ نيز اريش فون لودندورف را كه یکی از قابل ترين فرماندهان آلمانی بود به رياست ستاد خود برگزيد.

 آنها پس از يك ارزيابی متوجه شدند اوضاع آنچنان كه به نظر می آيد خطرناك نيست. سامسونف و رننكاپف هر دو با يكديگر اختلاف اساسی داشتند و رننكاپف به قصور در كمك به سامسونف در جريان نبرد موكدن در سال 1905 متهم بود. در ستاد ارتش آلمان همگی اتفاق نظر داشتند كه دو ژنرال روس هدفی جز تصرف ايستگاه راه آهن ندارند اما اين نظريه اشتباه از آب در آمد. همچنين رننكامپف علاقه ای برای كمك به سامسونف نداشت مگر آنكه شرايط ايجاب مينمود. علاوه بر موارد فوق الذكر پيشروی سامسونف موجب ايجاد مشكل در ارسال آذوقه و تداركات جنگی را موجب شد. بنا به دلیلی ناشناخته سامسونف از سازماندهی مجدد ارتش خود پس از نبرد گامبينن خود داری نمود مورخين علت احتمالی اين مسئله را تصور اشتباه سامسونف مبنی بر تصميم ارتش آلمان برای يك حمله ديگر حدس ميزنند. علی رغم تمام اين مسائل ارتش روسيه از لحاظ تعداد بر ارتش آلمان برتری داشت و ميتوانست از دو ارتش خود بطور متناوب استفاده كند اما ارتش آلمان نميتوانست در يك زمان مقابل هر دو ارتش روسيه را بگيرد.

 سامسونف دستور داد جناح چپ ارتش دوم در جنوب غربی حركت نموده و اين جناح بدون هيچ مزاحمتی به پيشروی خود ادامه داد. تنها واحدهائی كه آلمانها برای جلوگيری از اين پيشروی در اختيار داشتند عبارت بودند از سپاه يكم و سپاه هفدهم و سپاه يكم ذخيره. در اين لحظه خطر قطع ارتباط ارتش آلمان را بطور جدی تهديد ميكرد.

 برنامه ريزی آلمان:

 فرمانده عملياتی ستادِ ژنرال پريتويتز به نام سرهنگ ماكس هوفمان از وجود اختلاف بين دو فرمانده روس به خوبی مطلع بود و ميدانست آنها چگونه می انديشند و چه نقشه ای دارنداو حدس زد كه هر دو ارتش تحت فرماندهی فرماندهان خود، بطور جداگانه به عمليات خواهند پرداخت.

 

سرهنگ ماكس هوفمان. او تنها کسی بود که می دانست چگونه از اختلاف بین دو ارتش روسیه بهترین بهره برداری را نماید

 

 هوفمان پيشنهاد نمود كه به جز قوای آلمان كه در شرق برای دفاع از كونيگسبرگ مستقر ميباشند بقيه ارتش آلمان به جنوب غربی انتقال داده شوند و سپاه يكم با قطار به سمت چپ ارتش سامسونف اعزام شود ارتش هفدهم و سپاه يكم ذخيره به سمت جنوب پيشرفته و با سپاه ششم در سمت راست ارتش سامسونف به جنگ بپردازند و لشگر يكم سواره نظام آلمان به عنوان مدافع كونيگسبرگ در شرق در جنوب شرق برای مواجهه با ارتش رننكامپف باقی بمانندقوای دفاعی كونيگسبرگ در شرق تنها بخشی از ارتش بود كه نيروی انسانی آن دست نخورده باقی مانده بود و جبهه جنوب كونيگسبرگ تماما بی دفاع باقی مانده بود.

 

ارتش آلمان در شرق كونيگسبرگ استحکامات دفاعی ایجاد نمود اما جنوب این شهر بدون استحکامات و بدون دفاع ماند

 

 اين نقشه بسيار خطرناك بود زيرا اگر ارتش سامسونف به جای حمله مستقيم به سمت جنوب غرب، برای حمله به كونيگسبرگ مستقيما به سمت غرب حمله ميكرد در اين صورت در سمت چپ ارتش هشتم قرار ميگرفت و ميتوانست هم به ارتش هشتم حمله كند و هم با چرخش به سمت شمال به جنوب كونيگسبرگ كه بی دفاع مانده بود حمله نمايد. نظر به اينكه جنوب كونيگسبرگ بی دفاع بود حمله سامسونف ميتوانست برای آلمان فاجعه به بار آورد. اما هوفمان از درستی نقشه خود كاملا آگاه بود زيرا از طريق ارتباطات راديوئی بدون رمز از دستورات فرماندهان روس مطلع شده بود.

 در 23 آگوست هيندنبورگ و لودندورف از نقشه روسها مطلع شدند و عقب نشینی را متوقف نموده و نقشه هوفمان را در دستوركار خود قرار دادند. پريتويتز قبل از احضار به برلين دستورداده بود ارتش با قطار به عقب برگردد ولی لودندورف دستور داد افراد پياده شده از قطار به دوتش ايلائو نقل مكان كنند. تا جناح چپ سپاه دهم را بپوشانند. اين سپاه قبل و بعد از نبرد گومبينن در خط جبهه قرار داشتند. هوفمان هم دستوراتی مشابه صادر نمود. ارتش آلمان تله خود را به خوبی تدارك ديده بود.

 

ارتش هشتم آلمان بمنظور مقابله با ارتش دوم روسیه مجبور به نقل مکان از كونيگسبرگ به سمت جنوب شرقی این شهر شد

 

 از ديگر سو ژنرال مولتكه سه سپاه از جبهه غرب به شرق اعزام نمود. وقتی لودندورف از اين تصميم مولتكه مطلع شد به اين تصميم او اعتراض كرد زيرا اعتتقاد داشت اين كار موجب كاهش قدرت تهاجمی ارتش آلمان در بلژيك خواهد شد اما مولتكه  كه نگران پروس شرقی  بود، اين اعتراض  را  وارد  ندانست (و اين امر منجر به فاجعه مارن شد).

 شروع حركت:

 در 22 آگوست قوای ژنرال سامسونف در تمام طول خط جبهه به ارتش آلمان حمله كرد و در چند نقطه موفق به عقب راندن ارتش آلمان شد. در روز 23 آگوست روسها به سپاه بيستم آلمان حمله كردند و اين سپاه را در شامگاه همان روز مجبور به عقب نشینی به خط دفاعی اورلائو - فرانكن آئو نمودند. در اين نقطه سپاه بيستم آلمان در خندق های حفر شده بطور موقت در برابر ارتش روسيه ايستادگی نمود ولی يكبار ديگر به منظور جلوگيری از محاصره احتمالی توسط ارتش خصم عقب نشست. سامسونف در اين لحظه تصميم گرفت از موقعيت استفاده نموده و خط ارتباطی سپاه بيستم را قطع نمايد زيرا تا آنجا كه او ميدانست دو جناح ارتش او آزاد بودند و هيچ حریفی در مقابل آنان قرار نداشت.

 او دستور داد قسمت عمده ارتش او به سمت ويستول حركت كنند و فقط سپاه ششم برای ادامه حركت به سوی شهر سيبورگ باقی بماند. اين مانور بسيار اهميت داشت. لودندورف تصميم گرفت تا به فرانكوئيس كه اكنون فرماندهی سپاه يكم را بر عهده داشت دستور بدهد در 25 آگوست به سمت چپ سامسونف در اوسدائو حمله كند. فرانكوئيس به دليل آنكه هنوز توپخانه ارتشش در راه بود و هنوز به موقعيت تعيين شده نرسيده بود از انجام اين دستور اجتناب نمود. بنابراين لودندورف و هوفمان مجبور شدند برای وادار نمودن فذانكوئيس به اجرای دستورات، پس از طی چند كيلومتر به مقر فرماندهی فرانكوئيس بروند. در اين ملاقات اگر چه فرانكوئيس از فقدان مهمات مربوط به توپخانه خود شكايت كرد اما ملزم به اجرای دستورات و مشاركت در حمله شد. لودندورف و هوفمان به او گفتند اگر لازم شد سربازانش ميبايست با سرنيزه بجنگند.

 در هنگام بازگشت هوفمان يك پيام راديوئی ديگر را كه نشان می داد رننكامپف به ارتش خود دستور حمله به غرب در روز بعد را صادر كرده و سامسونف را ناديده گرفته است را دريافت نمود. اين همان چيزی بود كه هوفمان آرزوی آن را داشت زيرا هيچ چيزی نقشه آنها در جنوب را تهديد نميكرد. نقشه سامسونف به روشنی آشكار بود و او تصميم گرفته بود به پيشروی خود به سمت شمال غرب ادامه دهد و اين طور تصور ميكرد كه آلمانها تصميم به ادامه عقب نشینی تا تاننبرگ را دارند. اين مسئله در ستاد ارتش هشتم موجب بروز بدبینی در ميان فرماندهان شد. لودندورف و هيندنبورگ پيشروی جناح راست ارتش دوم روسيه به سمت شمال غرب را يك حيله تصور ميكردند و نسبت به اين مسئله بسيار بدبين بودند. آنان هرگز نمی توانستند تصور كنند اين ژنرال روس دست به اين عمل زده باشد. همچنين آنان نسبت به ارسال پيام راديوئی بدون استفاده از سيستم رمز توسط فرماندهان روس بسيار مشكوك بودند. سرانجام آنان متقاعد شدند كه همه چيز درست است و نقشه را اجرا نمودند.

 سپاه اول در 25 آگوست به جناح چپ ارتش روسيه حمله كرد و اين شروع يك نقشه تاکتیکی مصيبت بار برای روسها بود. همزمان سپاه هفدهم به سمت جنوب حركت نمود و به جناح راست ارتش سامسونف حمله كرد. فرماندهان آلمانی دستور حمله سريع برای وارد آوردن فشار را صادر نمودند ولی فرانكوئيس يك بار ديگر خواستار عقب افتادن زمان حمله برای رسيدن مهمات توپخانه شد و لودندورف و فرانكوئيس يك بار ديگر مشاجره نمودند و سرانجام فرانكوئيس يك بار ديگر موفق به تاخير در اجرای عمليات تا 27 آگوست شد.

 در سپيده دم روز 26 آگوست ارتش اول به فرماندهی رننكامپف به سمت غرب و شهر كونيگسبرگ پيشروی نمود و با مقاومت اندکی مواجه شد. ارتش آلمان در اين جبهه آرایشی فرماليته و صوری داشت و با آغاز جنگ به سمت جنوب عقب نشست و به جنگ با جناح راست ارتش دوم به فرماندهی سامسونف پرداخت. به دليل وجود اختلاف بين دو فرمانده روس اين حركت ارتش آلمان بسيار خطرناك بود. بنابراين به سرفرماندهی ارتش روسيه وضعيت خطرناك جبهه گزارش شد ولی در شب 25 آگوست به فرمانده ارتش اول (رننكامپف) دستورداده شده بود كه به حركت خود به سوی كونيگسبرگ برای تصرف آن شهر ادامه دهد و خط ارتباطی آلمان ها را قطع نمايد. از سوی ديگر به دليل تعلل فرانكوئيس در شروع جنگ سپاه هفدهم بطور جداگانه جنگ را شروع نمود و به سپاه ششم كه از جناح راست ارتش سامسونف جدا شده بود در نزدیکی سيبورگ و بيشوف حمله كرد و آنان را با بی نظمی به عقب نشینی وادار نمود بنابراين جناح راست ارتش روسيه اينك بدون حفاظ و آسيب پذير بود.

 در همين زمان پيشروی ارتش روسيه به سمت تاننبرگ با مقاومت سپاه بيستم آلمان متوقف شد و فقط در مركز سپاه سيزدهم موفق به پيش روی به سمت آلنشتين بدون هيچ مقاومتی شد. فرانكوئيس در 27 آگوست به جناح چپ ارتش دوم روسيه جائيكه سپاه يكم روسيه قرار داشت حمله كرد. توپخانه او كار را به شکلی قاطعانه تمام نمود و تا شب ارتش روسيه شكست خورد. سامسونف به منظور حفظ خط جبهه دستور داد سپاه سيزدهم كه در مركز قرار داشت و موفق به كسب پيروزی شده بود، پس از تسخير آلنشتين به سمت جنوب غرب حركت كرده و به كمك جناح چپ در تاننبرگ بشتابد. در اين لحظه مانور نظامی آلمان ميرفت تا به نقطه اوج خود نزديك شود زيرا يك حجم انبوه از ارتش دوم روسيه در تاننبرگ قرار داشتند اين حجم عظيم عبارت بود از سپاه دوازدهم، سپاه پانزدهم و يك قسمت عمده از سپاه سيزدهم روسيه.

 در شب 28 آگوست وسعت و دامنه خطر برای روسها آشكار شد. سپاه اول در سمت چپ و سپاه ششم در سمت راست هر دو به عقب رانده شدند و مركز ارتش دوم در محاصره قرار گرفت. اين ارتش تجهيزات و امكانات نظامی لازم برای حمله و يا دفاع موثر را در اختيار نداشت سامسونف تنها يك راه چاره داشت و آن اين بود كه به سمت جنوب شرقی عقب نشینی نمايد تا بتواند با تجديد سازماندهی ارتش خود نزديك مرز از فروپاشی آن جلوگيری كند. او همچنين از رننكامپف درخواست نمود تا به جای حمله به كونيگسبرگ به سمت جنوب غربی و برای كمك به او حركت كند اما ديگر بسيار دير شده بود. در اين لحظه ارتش فرانكوئيس در يك خط به سمت شرق بين نيدنبورگ و ويلنبرگ حركت كرد. همزمان سپاه هفدهم در شمال به سمت جنوب غرب حركت نمود و با سپاه فرانكوئيس اتصال يافت. روز بعد ارتش روسيه كه در مركز زمين گير شده بود اين دو سپاه آلمانی را در مقابل خود ديد و پی برد كه چاره ای جز تسليم ندارد.

 در اين جا در شرق تاننبرگ و نزديك فورگنوا، يك جيب نظامی ايجاد شده بود كه ارتش روسيه در آن جيب نظامی توسط توپخانه فرانكوئيس در تمام مدت روز 29 آگوست مورد گلوله باران وسيع قرار گرفت. (جيب نظامی به تله ای گفته ميشود كه ارتش دشمن در آنجا تحت محاصره قرار گيرد و زمين گير شود) تلاش ارتش اول برای كمك به ارتش دوم بسيار دير انجام شد زيرا سواره نظام ارتش آلمان به ارتش اول حمله كرد و اين حمله موجب ايجاد تاخير در كمك به ارتش دوم گرديد. از طرف ديگر در شمال غرب جنگ بين سپاه هفدهم آلمان و ارتش ششم روسيه جريان داشت. اين جنگ در محدوده ای به وسعت 45 مايل مربع (70 كيلومتر مربع) در نقطه ای قرار داشت كه تله اصلی ارتش دوم در آنجا واقع شده بود. ديگر واحدهای ارتش دوم روسيه به سمت كونيگسبرگ و به شکلی پراكنده به عقب نشستند. ارتش رننكامپف نيز مجبور به ترك منطقه خطر گرديد. در 30 آگوست جنگ به پايان رسيدارتش سامسونف نابود شد و 92 هزار سرباز روس اسير شدند كه برای انتقال آنان نياز به 60 قطار بود و ارتش روسیه 78 هزار كشته و زخمی را متحمل شد. همچنین 500 عراده توپ به غنيمت ارتش آلمان در آمد.

 

در جنگ تاننبرگ 92.000 سرباز روس به اسارت ارتش هشتم آلمان درآمد

 

برای انتقال 92.000 اسیر روس نیاز به 60 قطار بود. در این عکس انتقال اسرای روس از جبهه تاننبرگ به آلمان را مشاهده می کنید

 

 سامسونف كه توان حضور در پيشگاه تزار را در خود نمی ديد برای رهائی از سرافكندگی در نزد تزار با شليك گلوله ای به پيشانی، خودکشی نمود. ارتش هشتم آلمان پس از شكست ارتش دوم به جنگ با ارتش اول روسيه رفت و در جنگ اول درياچه ماسوريان موفق شد ارتش رننكامپف را نيز به سختی شكست دهد و آن را به پشت مرزهای دو كشور عقب براند. ارتش روسيه تا سال پايانی جنگ دوم جهانی (1945) ديگر نتوانست به خاك آلمان قدم گذارد.

 هيندنبورگ و لودندورف هر دو به عنوان قهرمانان ملی مورد تجليل قرار گرفتند اما هوفمان مورد بی توجهی قرار گرفت. اگرچه جنگ اصلی در آلنشتين رخ داده بود، لودندورف بنا به تقاضای هوفمان كه درخواست نموده بود اين جنگ نبرد تاننبرگ نام نهاده شود با اين مسئله موافقت نمود. علت پيشنهاد هوفمان اين بود كه در سال 1410 شواليه های توتنی (آلمانی) در تانبرگ از ارتش پادشاهی لهستان شكست خورده بودند و هوفمان ميخواست اين شكست تاریخی را جبران نمايد. بنابراين لودندورف در گزارش خود به ستاد ارتش آلمان نوشت كه ژنرال هيندنبورگ درخواست مينمايد اين جنگ به نام نبرد تاننبرگ شناخته شود و نامی از هوفمان نبرد. اين درخواست از طرف ستاد ارتش پذيرفته شد. لودندورف در سال 1925 به لقب تانبرگ باند ملقب گرديد و آلمانها در سال 1927 يك بنای ياد بود در منطقه نبرد بنا نهادند كه در سال 1945 و در حين عقب نشینی ارتش آلمان از مقابل ارتش شوروی به منظور جلوگيری از بی حرمتی ارتش شوروی اين بنا توسط ارتش آلمان ويران شد.

 

در سال 1927 برای گرامیداشت یاد و خاطره نبرد تاننبرگ در این محل یک بنای یادبود احداث گردید که تا سال 1945 در آن محل پا برجا بود

 

در سال 1945 ارتش آلمان برای آنکه از تخریب بنای یادبود تاننبرگ توسط ارتش روسیه جلوگیری کند خود اقدام به تخریب بنا نمود. در عکس بالا مکانی را که زمانی بنای یادبود در آنجا احداث شده بود و امروز فقط یک گودال از آن به یادگار مانده است مشاهده می شود

 

برای دیدن عکس در سایز بزرگ کلیک کنید

برای دیدن عکس در سایز بزرگ کلیک کنید

نقشه عملیات تاننبرگ در شرق که در نقشه اول محل استقرار واحدهای نظامی طرفین مشخص گردیده است

 

                                                                              نوشته شده در تاریخ : 04/07/88

                                                                                                         نظر بدهید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

info@Special-History.com

استفاده از مطالب سایت تنها با ذکر منبع مجاز است و تمام حقوق این وب سایت متعلق به مؤلف می باشد.