اروین رومل

 

 

 اروین رومل  

 متولد 15 نوامبر 1891 - مرگ 14 اکتبر 1944

 اروین جان اوژن رومل در تاریخ 15 نوامبر 1891 در شهر هایدنهایم در 45 کیلومتری اولم در ایالت وورتمبرگ متولد شد او دومین فرزند پروفسور اروین رومل مدیر مدرسه پرتستان آلن بود و مادرش هلن فون لوز بود. اروین رومل در سن 14 سالگی به همراه یکی از دوستانش اقدام به ساخت یک گلایدر نمود و به وسیله آن  تا مسافتی اندک در آسمان به پرواز پرداخت. او همچنین در مسائل تکنیکی و مهندسی دارای استعداد زیادی بود. براساس آرزوهای پدرش اروین رومل در سال 1910 به عنوان دانشجوی افسری به هنگ 124 پیاده نظام وورتمبرگ پیوست و به دانشکده افسری در دانتزیگ اعزام شد. در 15 نوامبر 1911 او فارغ التحصیل شد و در ژانویه 1912 به عنوان ستوان مشغول بکار شد. او زمانی که در دانشکده افسری مشغول تحصیل بود با همسر آینده خود که دختری 17 ساله به نام لوئیسا ماریا مولین بود و اختصارا او را لوئیز خطاب می کردند آشنا شد. آنها در 27 نوامبر 1916 در دانتزیگ ازدواج کردند و در 24 دسامبر 1928 صاحب یک فرزند پسر به نام مانفرد شدند. مانفرد بعدها به مقام شهرداری شهر اشتوتگارت منصوب شد. برخی مورخین اعتقاد دارند رومل با زن دیگری به نام والبورگا اشتیمر در سال 1913 ارتباط داشت که بعدها از او صاحب یک فرزند دختر به نام گرترود شد.

 با آغاز جنگ اول جهانی رومل در جبهه فرانسه به جنگ پرداخت و سپس به رومانی و ایتالیا اعزام شد. او ابتدا در هنگ ششم پیاده نظام و سپس بیشتر مدت جنگ را در تیپ کوهستانی وورتمبرگ که یکی از اجزای سپاه آلپ را تشکیل می داد به خدمت مشغول شد. او به دلیل یک شجاعت بزرگ به شهرت رسید. او در یک لحظه که دشمن دچار سراسیمگی شدید شده بود یک تصمیم سریع گرفت و موجب یک پیروزی مهم شد. او 3 بار زخمی شد و به دریافت مدال صلیب آهن درجه 1 و درجه 2  نائل شد. او پس از نبرد ایسونزو به دریافت عالی ترین نشان نظامی ارتش پروس (POUR LE MERITE) مفتخر گردید. این نبرد در کوه های غربی اسلوونیا در جبهه سوسا رخ داده بود. رومل در نبرد لانگارون موفق به تصرف کوه ماتاژور (MATAJUR) و انهدام خط دفاعی ارتش ایتالیا گردید. او در این نبرد موفق شد 150 افسر و 9000 سرباز ایتالیائی را به اسارت گرفته و 81 توپ دشمن را به غنیمت بگیرد. در جریان نبرد ایسونزو رومل خط تدارکاتی ارتش ایتالیا را قطع کرد و اجازه داد تا بیشتر نفرات ارتش ایتایا از خط جبهه فرار کنند و سپس آنان را به اسارت گرفت. در میان اسیر شدگان تمام افراد ستاد واحد به اسارت گرفته شده وجود داشتند. زمانی که در جنگ دوم جهانی آلمان و ایتالیا با یکدیگر متحد شدند، رومل نظر خود را درباره سربازان ایتالیائی تعدیل نمود و گفت که عدم کامیابی ارتش ایتالیا در جنگ اول به دلیل نبود افسران و فرماندهان خوب و نبود امکانات و تجهیزات بوده است. رومل بعدها کتابی به نام حمله پیاده نظام نوشت و در آن به تجزیه و تحلیل بیشتر نبردهای خود در جنگ اول جهانی پرداخت. این کتاب در سال 1937 منتشر شد و هم فرماندهان آلمانی و هم فرماندهان متفقین در جنگ دوم جهانی  لازم می دانستند که آن را مطالعه کنند. او به مردان خودش آموزش داده بود تا وقتی به مکانی رسیدند بلافاصله اقدام به حفر سنگر کنند بدون آنکه مدت زمان توفق آنان در آن محل را حائز اهمیت بدانند. (افراد او حتی اگر قرار بود مدتی کوتاه در محلی استقرار یابند میبایست اقدام به حفر سنگر می کردند). این مسئله موجب می شد در بسیاری از مواقع وقتی توپخانه ارتش فرانسه اقدام به شلیک  بر روی موقعیت آنان می کرد، سربازان او در سنگرهایشان فقط شانه هایشان را بالا می انداختند.

 با پایان جنگ و انعقاد پیمان ورسای شغل نظامی رومل در خطر قرار گرفت زیرا براساس این قرارداد آلمان از داشتن ارتش محروم شده بود. رومل از سال 1929 تا سال 1933 با درجه سرتیپی به عنوان استاد در مدرسه پیاده نظام درسدن به کار مشغول شد و در سال 1934 کتابی برای آموزش پیاده نظام نوشت  که نامش وظیفه جنگی جوخه و گروهان بود. از سال 1935 تا 1938 او فرماندهی آکادمی جنگ در پوتسدام را برعهده داشت. در سال 1937 او کتابش به نام حمله پیاده نظام را نوشت که موجب جلب توجه هیتلر گردید و هیتلر او را به وزارت جنگ منتقل نمود. وی همزمان وظیفه داشت تا بر تربیت جوانان هیتلری نیز نظارت کند. او وظایف خود در پست فرماندهی و ورزش در ارتش و سازمان جوانان هیتلری را با انرژی بسیار بالا انجام داد. در سال 1937 او به سخنرانی در کمپ های جوانان هیتلری و بازدید و نظارت بر تعلیمات و ورزش آنان پرداخت. او همزمان با این فعالیت هایش با بالدور فون شیراخ رهبر سازمان جوانان هیتلری برای قبولاندن آموزشهای نظامی در چالش بود.

 در سال 1938 رومل که دارای درجه سرهنگی بود به ریاست آکادمی جنگ وینر نوشتادت برگزیده شد و اندکی بعد به سمت فرماندهی کل نیروهای محافظ شخص آدولف هیتلر منصوب شد. او در هنگام مسافرت هیتلر به مناطق اشغالی چکسلواکی و ممل در لتونی وظیفه سنگین محافظت از قطار هیتلر را برعهده داشت. در طول این ماموریت او با ژوزف گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر دوست شد و این مسئله موجب شد بعدها گوبلز در رسانه های تبلیغاتی رومل را بسیار مورد ستایش و تمجید قرار دهد.

 با حمله آلمان نازی به لهستان در سال 1939 رومل فرماندهی تیم محافظ آدولف هیتلر در بازدید از مناطق اشغالی را برعهده داشت. پس از شکست لهستان رومل به برلین بازگشت و مسئولیت سازماندهی رژه پیروزی برضد لهستان را برعهده گرفت.

 

رومل پشت سر هیتلر در مراسم رژه پیروزی بر لهستان - فرد پشت دوربین و سمت راست هیتلر ژنرال رایشنو میباشد

 

 در جریان نبرد لهستان رومل برای آزادی یکی از خویشان لهستانی همسرش که یک کشیش بود به گشتاپو مراجعه نمود اما گشتاپو به او گفت که چنین شخصی را در اختیار ندارد. اندکی بعد رومل از هیتلر درخواست نمود تا فرماندهی یک لشگر زرهی را برعهده بگیرد. در 6 فوریه 1940 و 3 ماه قبل از آغاز تهاجم به فرانسه رومل فرماندهی لشگر هفتم زرهی پانزر را برعهده گرفت. این لشگر در جریان قضیه زرد (قضیه زرد نام رمز نقشه آلمان برای تهاجم به غرب بود) نقشی اساسی ایفا می کرد. ارتقای این سرتیپ به فرماندهی یک لشگر موجب اعتراض بقیه افسران شد. فرمانده ارتش در ابتدا با استناد به اینکه او فاقد مهارت های فرماندهی لشگر زرهی است و تجربیاتش را در لشگر کوهستانی آلپ بدست آورده است، با انتصاب او مخالفت می کرد. سرانجام رومل این پست را بدست آورد و با علاقه بسیار به انجام تمرینات و مشق برای واحدهای زرهی تحت فرمان خود اقدام نمود. در ماه می 1940 با حمله آلمان به فرانسه و کشورهای کوچک بنلوکس  شامل هلند، بلژیک و لوکزامبورگ، واحد تحت فرماندهی رومل به لقب لشگر ارواح نائل شد زیرا غالبا با پیشروی بسیار زیاد در خط جبهه حتی از خط مقدم ارتش آلمان بسیار دورتر می رفت و این مسئله بارها منجر به قطع ارتباط بین لشگر تحت فرماندهی او با ارتش آلمان می شد.

 در 10 ماه می 1940 سپاه پانزدهم تحت فرماندهی ژنرال هوت به داخل مرزهای بلژیک نفوذ کرد. این سپاه وظیفه داشت تا خود را به رودخانه موس (MEUSE) در نزدیکی والون که از بخش های دینان میباشد برساند. اما زمانی که لشگر هفتم پانزر تحت فرماندهی رومل به کرانه های رودخانه موس رسیدند بر اثر تخریب پل های رودخانه و نیز شلیک باقی مانده تک تیراندازان و توپخانه ارتش بلژیک متوقف شد. نیروهای آلمانی در این زمان فاقد نارنجک های دودزا بودند بنابراین رومل خود شخصا فرماندهی عبور نیروهایش از عرض رودخانه زیر حملات سنگین نیروهای مدافع را برعهده گرفت. او دستورداد تا در محلی که قصد داشت از رودخانه موس عبور نماید چند کلبه را آتش زدند و در پناه دود استتار ناشی از این آتش سوزی به همراه افرادش از عرض رودخانه عبور کرد. نیروهای او سوار برقایق های پلاستیکی از عرض رودخانه عبور کردند. با عبور از عرض رودخانه نیروهای ارتش رومل به سرعت وارد سرزمین های آنسوی رودخانه شدند و بسیار دورتر از جبهه نیروهای خودی به پیش روی ادامه دادند. تکنیک شجاعانه رومل و نادیده گرفتن خطر در جناحین لشگرش و اعتمادش به شوک زده شدن دشمن که از حمله آنان به جناحین او جلوگیری می کرد موجب شد او در جریان پیش روی سریع در فرانسه به کامیابی های زیادی دست یابد. رومل زمانی که با مقاومت نیروهای دشمن مواجه می شد فرمان می داد تا تمام تانک هایش با یکدیگر و همزمان با هم به سوی نیروهای مهاجم شلیک کنند و آنگاه نیروهای دشمن ناچار به تسلیم می شدند. این نوع فرماندهی او موجب شد تا ضعف زره و توپ تانک های آلمانی در مقایسه با تانک های ارتش فراسه که از هر حیث بر تانک های آلمانی برتری داشتند جبران شود زیرا تانک های فرانسوی از حیث قطر زره و کالیبر توپ هایشان بر تانک های آلمانی برتری داشتند. زمانی که لشگر تحت فرماندهی رومل به کامبرای (KAMBRAI) رسید، او به صورت مختصر و مفید به تجزیه و تحلیل شرایط پرداخت. او در فرانسه بود در حالی که رئیس ستاد لشگر وی به همراه بخشی از نیروهای غیر زرهی وی همچنان در بلژیک بودند و هیچ گونه تماس رادیوئی بین آنان به دلیل بعد مسافت امکان پذیر نبود. همچنین نیروهای زرهی وی نیز با کمبود سوخت مواجه شده بودند. او افسر مسئول تدارکاتش را به شدت مورد عتاب قرار داد.

 

رومل در صحنه نبرد در جبهه غرب در حال گوش دادن به گزارشها و تجزیه و تحلیل نقشه های نظامی می باشد

 

 در تاریخ 20 ماه می 1940 تانک های لشگر تحت فرماندهی رومل وارد شهر آراس شدند. رومل تصمیم گرفته بود تا خط ارتباطی ارتش انگلستان را از ساحل دریای مانش قطع کند. گردان شناسائی لشگر او تحت فرمان هانس فون لوک فرماندهی این ماموریت را برعهده داشت. فون لوک ماموریت یفته بود تا به سوی شهر لاباسی حرکت کرده و خط ارتباطی انگلیسی ها را قطع کند. نیروی تحت امر او از حمایت هواپیماهای بمب افکن سبک اشتوکا برخوردار بودند که در صورت ضد حمله انگلیسی ها باید از نیروهای آلمانی حمایت می کردند. نیروهای آلمانی در تاریخ 21 ماه می با نیروهای انگلیسی که مجهز به تانک های ماتیلا بودند مواجه شدند و نبرد با تانک های انگلیسی را دشوار یافتند زیرا توپ های 37 میلیمتری تانکهای آلمانی بر زره قطور تانک های انگلیسی موثر نبود و علاوه بر آن تانک های انگلیسی دارای توپهای 88 میلیمتری بودند. زمانی که لشگر 7 زرهی  آلمان خطر را بسیار سهمگین دید، رومل خود شخصا هدایت آتش را برعهده گرفت. این مسئله موجب شد آلمان ها در این نبرد به پیروزی دسست یابند. پس از این موفقیت هیتلر شخصا به رومل تبریک گفت. وقتی که در جریان تخلیه سربازان انگلیسی از بندر دانکرک هیتلر به رومل دستور توقف حملات را داد، لشگر رومل برای چند روز به استراحت پرداخت و این چیزی بود که به آن بسیار احتیاج داشت. در 26 ماه می به رومل دستور ادامه پیشروی داده شد و او در 27 ماه می به لیل رسید. ژنرال هوت فرمانده رومل دستور داد تا به منظور تصرف لیل یک لشگر زرهی دیگر به نام لشگر زرهی پنجم تحت فرماندهی رومل قرار گیرد و روز بعد نیز خبر رسید که رومل به دریافت نشان صلیب شوالیه مفتخر شده است. او اولین فرمانده تانک بود که در این جنگ به دریافت این نشان مفتخر شد. این مسئله موجب بروز حسادت افسران پائین رتبه گردید زیرا هیتلر به رومل توجه ویژه داشت.

 در 28 ماه می زمانی که رومل آخرین حمله برای تصرف لیل را تدارک می دید لشگر هفتم زرهی پانزر تحت آتش شدید توپخانه فرانسه قرار گرفت. رومل نیروی خود را به پیش راند و لیل را تصرف کرد و موفق شد نیمی از ارتش اول فرانسه را به اسارت بگیرد و لشگر آلمان را از آتش توپخانه فرانسه رهانید. او همچنین راه عقب نشینی نیروهای متفقین به سوی دانکرک را نیز مسدود کرد. لشگر تحت فرماندهی او سپس به سوی دره رود سن حرکت کرد. او ماموریت داشت تا قبل از نابودی پل های رودخانه سن این پل ها را تصرف کند. سرعت پیش روی او در این زمان به 100 کیلومتر در 2 روز رسید که یک رکورد بی نظیر بود اما زمانی که به پلهای رودخانه سن رسید این پلها ویران شده بود. در 10 ژوئن لشگر او به ساحل نزدیک بندر دیپ رسید و این پیام را به سر فرماندهی آلمان مخابره کرد: من در کنار ساحل هستم. در 15 ژوئن لشگر زرهی هفتم تحت فرماندهی او شروع به حرکت به سوی بندر شربورگ در شمالغرب فرانسه نمود و در 17 ژوئن 35 کیلومتر پیش روی نموده بود. در تاریخ 18 ژوئن شهر شربورگ به تصرف لشگر او درآمد و سپس به سوی بندر بوردو که اکنون پایتخت موقت فرانسه بود حرکت کرد تا آنجا را نیز تصرف کند اما به دلیل عقد قرارداد متارکه بین دو کشور آلمان و فرانسه به او دستور توقف داده شد. در ماه جولای او به همراه لشگرش به پاریس اعزام شد تا در عملیات پیاده شدن در خاک انگلستان موسوم به عملیات شیر دریائی شرکت کند اما اندکی بعد این عمیات لغو شد. لشگر هفتم تحت فرماندهی رومل به دلیل سرعت اعجاب آورش در پیش روی به لشگر ارواح ملقب شد و رکوردی معادل 320 کیلومتر پش روی در یک روز را به نام خود ثبت کرد که این طولانی ترین برد عملیاتی تا به آن روز محسوب می شد.

 رومل پس از اتمام نبرد فرانسه ارتقا یافت و در اوایل سال 1941 برای کمک به ایتالیا به فرماندهی سپاه آلمان در شمال آفریقا برگزیده شد زیرا ارتش ایتالیا در شمال آفریقا دچار شکست های سختی از نیروهای انگلیسی شده بود. سپاه اعزامی آلمان به آفریقا که افریکن کورپس (AFRICAN CORPS) نامیده میشد در عملیاتی به نام عملیات سوننبلوم (OPERATION SONNENNBLUME) در لیبی پیاده شد. از آنجائی که نیروی پیاده شده در لیبی شامل فقط 5 تانک آلمانی و تعداد محدودی سرباز بود، رومل برای فریب دشمن دستور اجرای یک رژه را داد که براساس آن تانک های آلمانی پس از عبور از مقابل رومل، در پشت صحنه مجددا شماره گذاری شده و شماره جدیدی دریافت می کردند. این تاکتیک موجب شد تعداد تانک های رومل بسیار بیشتر از آنچه هست به نظر آید. عملیات رومل در شمال آفریقا موجب شد او لقب روباه صحرا را کسب کند. او بلافاصله و در تاریخ 16 فوریه دستور داد تا آفریکن کورپس به حرکت در آید و به کمک نیروهای ایتالیائی بشتابد. رومل تصمیم داشت با نیروی تحت امرش در ماه می به سوی خط ارتباطی ارتش انگلستان بین آگدابیا و بنغازی حمله کند. رومل اعتقاد داشت که خط دفاعی بین این دو شهر فاقد کارائی لازم است و در صورت سقوط این خط دفاعی کل سیرنائیک به تصرف او در خواهد آمد.

 در 24 مارس 1941 رومل دست به یک حمله محدود تنها با لشگر 5 سبک زرهی زد که از حمایت دو لشگر ایتالیائی برخوردار بود. او یک پیروزی کوچک بدست آورد. در ماه می لشگر 15 زرهی پانزر وارد شمال آفریقا شد. اما در این زمان به دلیل حمله ارتش آلمان به یونان، انگلستان مجبور شد مقداری از نیروهای خود در شمال آفریقا بکاهد و این نیروهای را به یونان اعزام کند. نیروهای انگلیسی به همین دلیل مجبور به عقب نشینی به مرسی البرگا شدند و در آنجا دست به ایجاد مواضع دفاعی زدند. رومل تصمیم گرفت برضد این نیروها دست به یک حمله بزند تا مانع تکمیل استحکامات دفاعی آنها گردد. پس از یک روز نبرد سخت نیروهای آلمانی موفق به پیشروی سریع به سوی آگدابیا شدند. ژنرال آرچیبالد وول فرمانده کل نیروهای انگلستان در خاورمیانه که متوجه قدرت نیروهای محور شده بود، در اوایل آوریل به سرعت دستورداد تا نیروهای انگلیسی از بنغازی عقب نشینی کنند تا از قطع خطوط ارتباطی آنان توسط رومل جلوگیری نماید. رومل که متوجه عدم تمایل انگلیسی ها به یک نبرد قطعی شده بود یک تصمیم متهورانه گرفت. او تصمیم گرفت تا دره سیر نائیک را که فقط دارای نیروی اندکی از ارتش انگلستان بود، تصرف کند. او دستورداد تا لشگر زرهی آریت (ARIETE) ایتالیا به تعقیب نیروهای در حال عقب نشینی انگلستان بپردازند و این در حالی بود که لشگر پنجم زرهی سبک آلمان در حال وارد شدن به بنغازی بود.

 ژنرال یوناس اشتریخ فرمانده لشگر پنجم زرهی به این دستور رومل اعتراض کرد زیرا وضعیت ادوات او این اجازه را به او نمی داد اما رومل این اعتراض را رد کرد. از دیگر سو ژنرال ایتالو گاریبالدی فرمانده لشگر زرهی ایتالیائی بطور مکرر تلاش کرد تا رومل را از وضعیت پیشروی خود مطلع کند اما موفق به ارتباط با او نشد. پس از آنکه بنغازی از تصرف انگلیسی ها خارج شد و آنها از سیرنائیک نیز عقب نشینی کردند، شهر غزاله نیز در 8 آوریل به تصرف رومل درآمد. این پیشرفت های سریع موجب عداوت و اعتراض شدید ستاد ارتش ایتالیا برضد رومل شد زیرا تصور می کردند که رومل از اختیارات خود فراتر رقته است. در این زمان  رومل از سرفرماندهی ارتش آلمان دستوری دریافت کرد که به موجب آن او نمی بایست به سوی مرداه پیش روی نماید بلکه باید چشمان خود را بر روی آنچه موجب اعتراض تعدادی از فرماندهان ستادش شده بود باز می کرد. او اعتقاد داشت که یک مسئولیت عظیم برای نابودی نیروهای متفقین در شمال آفریقا و تصرف مصر را برعهده دارد بنابراین تصمیم گرفت تا نیروهای در حال عقب نشینی انگلستان را زیر فشار قرار داده و برضد جناح باز در بندر تبرک دست به ضد حمله بزند. او همزمان و در تاریخ 9 آوریل موفق شد فرماندار نظامی انگلستان در سیرنائیک به نام ژنرال فیلیپ نئام که مشاور نظامی اوکانر نیز بود را به اسارت بگیرد. حمله به تبرک با حمله همزمان نیروهای ایتالیائی در امتداد ساحل و حمله نیروهای تحت فرماندهی رومل به جنوب غربی آن بندر با پشتیبانی لشگر 5 سبک زرهی آغاز شد.

 رومل امیدوار بود بتواند نیروهای متفقین را در این بندر به دام اندازد اما به دلیل مشکلات لجستیکی این حمله نتوانست دارای سرعت لازم باشد و نقشه رومل با شکست مواجه شد. در 11 آوریل حرکت نیروهای آلمانی برای تصرف تبرک آغاز شد و نیروهای دیگری نیز از شرق به بردیا رسیدند و در 15 آوریل محاصره تکمیل شد. پس از این محاصره بندر تبرک به مدت 240 روز در محاصره آفریکن کورپس قرار داشت. لشگر نهم استرالیا تحت فرماندهی ژنرال لسلی مورشد به همراه نیروهای کمکی انگلستان که از طریق بندر تبرک به آن شهر اعزام شده بودند جمعا به تعداد 25 هزار نفر در محاصره رومل قرار گرفتند. رومل که مشتاق پیروزی بود دست به حمله هائی در مقیاس کوچک زد که به سادگی توسط مدافعان استرالیائی دفع شد و این مسئله بعدها موجب انتقاد رومل از فرماندهی عالی ارتش ایتالیا  گردید زیرا اعتقاد داشت ایتالیائی ها به عمد از تسلیم نقشه استحکامات تبرک که در زمان تسلط ایتالیائی ها بر آن بندر ساخته شده بود به او طفره رفته اند. در این زمان فرماندهان ایتالیائی و آلمانی به سختی در خصوص نقشه های جنگی به توافق می رسیدند. ژنرال هاینریش کیرشهایم که بعدها به فرماندهی لشگر پنجم زرهی آلمان رسید و در خصوص این مسئله چنین گفت: من دوست ندارم آن زمان را به یاد بیاورم زیرا خون های زیادی بدون آنکه واقعا نیاز باشد بر زمین ریخته شد (اشاره کیرشهایم به حملات بدون نتیجه رومل به تبروک بود). رومل همچنان به پیروزی قریب الوقوع خوشبین بود. او در دفتر خاطراتش می نویسد که دشمن دستور یافته بود تا به شهر بچسبد و از آن دفاع کند اما در نامه ای که در 16 آوریل برای همسرش نوشت ادعا کرد که دشمن درحال آماده شدن برای ترک شهر از طریق دریا است. اما اندکی بعد ارسال تجهیزات نظامی از طریق دریا به نیروهای مدافع و نیز ارائه نقشه استحکامات شهر توسط ایتالیائی ها رومل را بسیار دلسرد نمود. از دیگر سو ارتباط او با فرماندهان زیر دستش دچار بحران شد و بعضی از آنان مانند ژنرال اشتریخ آشکارا از او انتقاد می کردند و در بسیاری از موارد از اجرای دستورات او اجتناب می نمودند. رومل بلافاصله جندین دادگاه صحرائی تشکیل داد و اینگونه افراد را تسلیم دادگاه صحرائی نمود اما هیچکدام از احکام این دادگاه ها را امضا نکرد. فرمانده ارتش ژنرال والتر فون براوخیش نامه ای برای رومل نوشت و در آن ذکر نمود که به جای دادگاه صحرائی و درخواست جایگزینی افسرانی که تاکنون در جنگ سرآمد بوده اند یک مناظره آرام  میتواند نتایج بهتری داشته باشد.

 رومل نامه ای برای سرفرماندهی ارتش آلمان نوشت و در آن درخواست نیروی کمکی و تجهیزات بیشتری برای تجدید حملات نمود اما به دلیل آنکه ارتش آلمان  برای عملیات بارباروسا آماده می شد نتوانست این درخواست را برآورده سازد. زمانی که ژنرال فرانز هالدر رئیس ستاد فرماندهی ارتش آلمان به رومل نوشت که در حال حاضر برای آلمان امکان تهیه لجستیکی برای یک نیروی بزرگ دیگر وجود ندارد، رومل در پاسخ نوشت: این کبوتر شماست. 

 هالدر در دفتر خاطراتش به طعنه نوشت: اکنون حداقل او متقاعد شده است که اعلام کند نیروهایش آنقدر توانائی ندارند که اجازه دهد او دست به یک پیش روی تمام عیار بزند. هالدر که هرگز از تحسین کنندگان رومل نبود با عجله ژنرال فریدریش پاولوس را به نزد رومل که سربازانش که به گفته هالدر در آستانه جنون بودند فرستاد.

 پاولوس به محض رسیدن به نزد رومل فشار زیادی برای یک حمله دیگر به تبرک بر فرماندهان وارد کرد.  زمانی که حمله در 4 ماه می 1941 آغاز شد چیزی نمانده بود که برای آلمان تبدیل به یک فاجعه شود اما پاولوس دخالت کرد و دستور توقف حمله را صادر کرد. پاولوس همچنین رومل را از حمله جدید به تبروک تا کامل شدن تجهیزات مورد نیاز منع نمود. هیچ گونه حمله جدیدی بدون تصویب سرفرماندهی کل ارتش آلمان نمی بایست انجام بپذیرد. رومل زمانی که مشاهده کرد روح جنگاوری در فرماندهان آلمانی و ایتایائی وجود ندارد بسیار ناراحت شد. رومل تا قبل از دریافت نقشه استحکامات شهر تبروک از هرگونه حمله جدید به آن شهر خودداری نمود و پس از کسب نقشه استحکامات شهر تبروک و آمادگی  لشگر 15 زرهی برای پشتیبانی از حمله، رومل امکان حمله به تبروک را به دست آورد. نیروی لشگر 15 زرهی که اینک به تجربه خوبی در جنگ صحرائی دست یافته بود آماده نبرد بود اما برای ژنرال اشتریخ دیر شده بود و او از فرماندهی لشگر 5 زرهی برکنار شد. وقتی که آن دو برای آخرین بار یکدیگر را ملاقات کردند، رومل به اشتریخ گفت که او  بیش از حد برای رفاه  افراد لشگر 15 زرهی نگران است و اشتریخ به سرعت پاسخ داد: من کلمه ای بهتر از ستایش کردن برای آنان نمی توانم پیدا کنم. پس از آنکه حمله جدید به تبروک برای مدت نامعلومی به تعویق افتاد رومل دستور ساخت یک موضع دفاعی را صادر نمود. براساس دستورات او نیروهای پیاده نظام ایتالیائی در بردیا مستقر می شدند. خط سالوم سیدی عمر که از تبروک محافظت می کرد و نیروهای متحرک آلمانی و ایتالیائی که به عنوان نیروهای ذخیره در صورت هرگونه حمله احتمالی انگلیسی ها از مصر با آنان وارد نبرد می شدند، آرایش دفاعی جدید رومل را تشکیل می دادند. همچنین گذرگاه هلفایا نیز مورد مراقبت و امنیت کامل قرار گرفت.

 اگر چه نیروهای متفقین در تبروک از راه دریا ملزومات و تدارکات مورد نیاز خود را دریافت می کردند، اما افریکن کورپس در دریفت تدارکات با مشکلات زیادی مواجه بود. آلمان ها مراقب بودند که یک ضد حمله از سوی جنوب می تواند نیروهای متفقین را به ال آدم رسانده و خطوط ارتباطی نیروهای محور در بردیا و سالوم و هلفایا را مورد تهدید قرار دهد. ژنرال مورشد فرمانده نیروهای تحت محاصره متفقن از طریق واحدهای اطلاعاتی از این مسئله آگاه شد اما هیچ اقدامی انجام نداد. ژنرال ویول دوبار تلاش کرد تا خط محاصره تبروک را بشکند اما موفق نشد.  یکبار در 15 ماه می 1941 و  در  جریان  عملیات ایجاز (BREVITY) و دیگری در 15 ژوئن 1941 و در جریان عملیات باتل آکس (BATTLEAXE). در هر دو مورد تلاش انگلیسی ها با شکست مواجه شد چرا که نقشه این دو عملیات به دلیل بی صبری چرچیل با عجله تهیه شده بودند. در جریان عملیات BREVITY  گذرگاه مهم و حیاتی هلفایا توسط نیروهای انگلیسی تصرف شد اما آنجا در 27 ماه می مجددا توسط نیروهای تحت فرمان رومل به تصرف درآمد. همچنین در جریان عملیات BATTLEAXE طی مدت 4 روز نیروهای انگلیسی 87 تانک را در مقابل 25 تانک آلمانی از دست دادند.

 در ماه آگوست افریکن کورپس به سپاه پانزر آفریقا تغییر یافت و ژنرال لودویگ کورول به فرماندهی واحدهای زرهی و ژنرال فریتز بایرلاین نیز به ریاست ستاد فرماندهی آن منصوب شد. از دیگر سو پس از شکست های دوگانه انگلستان در نبرد BREVITY و BATTLEAXE ژنرال ویول فرمانده ارتش انگلستان در شمال آفریقا از سمت خود برکنار و ژنرال کلود اوچینلک به جای او به فرماندهی این نیروها منصوب شد و متفقین اقدام به تجدید سازمان نیروهای نظامی خود نمودند. بر این اساس دو سپاه به نامهای سپاه سی ام و سپاه سیزدهم با یکدیگر ترکیب شده و ارتش هشتم انگلستان را تشکیل دادند. این ارتش تحت فرماندهی ژنرال آلن کانینگهام قرار گرفت که اکنون دارای 770 تانک و 1000 هواپیما بود. ژنرال کانینگهام در 18 نوامبر 1941 در جریان عملیاتی به نام کروسادر (CRUSADER) با هدف آزادسازی تبروک به رومل حمله کرد. رومل در این زمان فقط دو لشگر زرهی به نامهای لشگر 15 و لشگر 21 زرهی جمعا به تعداد 260 تانک را در اختیار داشت. همچنین لشگر سبک پیاده 90 و 3 سپاه ایتالیائی و پنج لشگر پیاده و یک لشگر زرهی ایتالیائی نیز در اختیار او قرار داشت که این نیروها  نیز 154 تانک در خدمت داشت اما نیروهای ایتالیائی با او مخالف بودند.

 ارتش هشتم با یک حمله موفق شد عمیقا در خط دفاعی ارتش آلمان در امتداد مرز مصر نفوذ کند و همزمان در جناح جنوبی (جناح چپ) نیز از محور صحرا دست به پیش روی زد. این نیروها به  موقعیتی رسیدند که از آن موقعیت می توانستد هم به سوی تبروک  و هم به سوی خط ساحلی پیش روی کنند. نقشه اوچینلیک این بود که نیروهای افریکن کورپس را با نیروهای زرهی خود درگیرنماید. زمانی که سپاه سی ام اوچینلیک به نیروهای ایتالیائی در بردیا حمله کرد این نیروها را در محاصره خود درآورد اما نقشه عملیاتی انگلیسی ها دارای یک اشکال عمده بود و آن این بود که پیش بینی شده بود وقتی سپاه سی ام انگلیسی به کبر صالح رسید، افریکن کورپس به سوی شرق حمله خواهد کرد و این حرکت به انگلیسی ها اجازه خواهد داد تا افریکن کورپس را به دلیل ضعف در سپاه زرهی به اسارت بگیرد اما رومل هیچ ضرورتی برای انجام این کار نمی دید و به جای حمله به شرق  به منطقه جنوبی سیدی رزق حمله کرد و نقشه انگلیسی ها با شکست مواجه شد.

 در اواخر ماه می رومل تصمیم گرفت تا به نقشه خود مبنی بر حمله به تبروک ادامه دهد. در این حمله   واحدهای ضد تانک و تانک های رومل  صدمات بسیاری به نیروهای زرهی پیش رفته انگلیسی که در عمق مواضع آلمان ها پیش رفته بودند وارد آمد. همچنین نیروی زرهی ایتالیائی مجبور شد به دلیل فشار زیاد و تلفات بالا، منطقه ببیر القوبی را در برابر پیش روی انگلیسی ها تخلیه کند این در حالی بود که لشگر 21 زرهی پانزر برضد نیروهای انگلیسی در کبر صالح دست به یک ضد حمله زده بود. در طی مدت 2 روز نیروهای انگلیسی به فشار خود برای ادامه حملات افزودند و واحدهای زرهی بیشتری را به صحنه عملیاتی ارسال نمودند. وقتی که ژنرال رومل از برتری عددی نیروهای زرهی انگلستان مطلع شد دستورداد تا تمام نیروهای زرهی تحت فرمانش در روز 23 نوامبر دست به یک ضد حمله بزنند. لشگر 21 زرهی پانزر در موقعیت خود در سیدی رزق و نیروهای زرهی ایتالیائی و لشگر 15 زرهی پانزر در جناحین نیروهای زرهی انگلستان را مورد حمله قرار دادند. این نبرد که یکی از بزرگترین نبردهای زرهی در صحنه جنگ های شمال آفریقا بود، موجب تسلیم نیروهای زرهی انگلستان شد. در این نبرد دو سوم تانک های انگلیسی نابود شد و بقیه موفق شدند با نبرد خود را به خارج از حلقه محاصره نیروهای رومل در جنوب در کبر صالح برسانند.

 در 24 نوامبر رومل میخواست از درماندگی نیروهای انگلیسی و نابودی قدرت تهاجمی آنان استفاده کرده و به منطقه مهم تحت نفوذ آنان در شمال آفریقا یعنی مصر حمله کند. این حمله موجب می شد تا خط ارتباطی دشمن نیز قطع گردد زیرا با تصرف کانال سوئز راه تدارکاتی اقیانوس هند به انگلستان به دست قوای محور می افتاد. همچنین در این زمان رومل به این مسئله که به جای حمله به مصر  به نیروهای انگلیسی در تبروک و بردیا حمله کند فکر می کرد زیرا قوای او آنقدر خسته بود که انتظار آغاز یک عملیات جدی از آنان بی مورد بود. ژنرال کانینگهام فرمانده انگلیسی به نیروهای خود دستور عقب نشینی به سوی مصر داد اما ژنرال اوچینلیک از قاهره با صدور دستوری وی را به توقف عقب نشینی ملزم نمود. رومل که در این زمان  فقط 100 تانک عملیاتی برای او باقی مانده بود سپس دستور حمله را صادر نمود اما این حمله با مقاومت شدید نیروهای انگلیسی مواجه شد. ضد حمله ارتش انگلستان موجب نگرانی رومل و افسران  ستادش گردید زیرا همزمان با این حمله ارتش کشورهای مشترک المنافع نیز در امتداد خط ساحلی در شرق تبروک  دست به حمله زده بود. این مسئله موجب شد تا باقی مانده تانک های رومل در خطر نابودی قرار بگیرد. این حمله بی فایده موجب خون ریزی بی دلیل نیروهای آلمانی شد و انتقاد ها از رومل را افزایش داد. زمانی که ژنرال رومل دستور ورود نیروهایش را به مصر داد، باقی مانده نیروهای کشورهای مشترک المنافع در شرق تبروک متوجه شدند که خط دفاعی نیروهای محور در این زمان آسیب پذیر شده است زیرا رومل برای چند روز نمی توانست به کمک آنان بشتابد. فرمانده ستاد ارتش رومل به لشگر 21 زرهی دستورداد تا به کمک نیروهای محاصره کننده در تبرک بشتابند.

 در 27 نوامبر  ارتش انگلستان به تبروک حمله کرد تا با شکافتن خط محاصره نیروهای آلمانی با نیروهای مدافع ارتباط یابد. دراین حمله نیروهای رومل دچار تلفات زیادی شدند که امکان جایگزینی آنها غیرممکن بود. این تلفات به قدری زیاد بود که برای حمله به مصر نیاز به تجدید سازماندهی نیروها بود. در 6 دسامبر افریکن کورپس در معرض خطر جدی قرار گرفت و در 7 دسامبر رومل دستورداد تا نیروهایش  به خط دفاعی غزاله در غرب تبروک بازگشت و در این زمان نیروهایش تحت یک حمله سنگین هوائی از طرف RAF قرار گرفت همزمان ارتباط نیروهای ایتالیائی در بردیا و در مناطق مرزی مصر با دیگر نیروهای قوای محور قطع گردید.

 متفقین فشار کمی بر نیروهای رومل در غزاله وارد کردند زیرا نیروهای آنان نیز همانند نیروهای رومل خسته بودند. رومل نیز در تلاش بود تا در تمام خط جبهه به موقعیت قبلی خود باز گردد و در تاریخ 30 دسامبر نیروهایش به العقیلا رسیدند. مهمترین مشغله او در ین زمان این بود که از سوی جنوب محاصره نشود و برای این منظور افریکن کورپس را در سمت جنوب مستقر نمود و دست به عقب نشینی زد ولی بر خلاف سال 1940 متفقین دست به حمله برای محاصره ارتش قوای محور در سمت جنوب نزدند. از دیگر سو ارتش ایتالیا در بردیا که ارتباطش با قوای محور قطع شده بود در تاریخ 2 ژانویه 1942 خود را تسلیم نیروهای متفقین نمود.

 

رومل در سال 1942 در حال مطالعه نقشه

 

 تسخیر مجدد غزاله

 در تاریخ 5 ژانویه 1942 تعداد 55 تانک و همچنین تدارکات جدید به نیروهای رومل تحویل داده شد و رومل شروع به تهیه یک نقشه جدید برای حمله نمود. در تاریخ 21 ژانویه حمله آغاز شد. این حمله موجب خساراتی معادل  تعداد 110 تانک و دیگر تجهیزات نظامی بر متفقین گردید. نیروهای محور پس از این نبرد موفق به بازپس گیری بندر بنغازی در 29 ژانویه و تیمیمی در 3 فوریه گردیدند. نیروهای متفقین که تحت فشار زیادی قرار داشتند شروع به احداث یک خط دفاعی جدید در غزاله کردند. در طول این نبرد که به عملیات صلیبی نامگذاری شده بود رومل و فرماندهانش بارها موفق شدند از پشت نیروهای متفقین سر درآورند. در یک مورد او یک بیمارستان صحرائی متعلق به نیروهای نیوزلندی را مشاهده نمود که همچنان تحت کنترل متفقین بود. این بیمارستان نیازمند به تجهیزات و لوازم پزشکی بود و رومل به انگلیسی ها قول داد تا به آنان تجهیزات مورد نیازشان را بدهد و این کار را انجام داد و به آنان تجهیزات و لوازم پزشکی مورد نیاز را اهدا نمود.  در آوریل 1942 مارشال کسلرینگ یکی از بلند پایه ترین فرماندهان لوفت وافه موفق شد برتری هوائی در مقابل مداففعان ایجاد نماید و این مسئله موجب گردید جریان ارسال تدارکات و منابع حیاتی به لشگرهای زرهی افریکن کورپس برای چند ماه تداوم یابد. با دریافت این تدارکات رومل شروع به تهیه نقشه برای فشار بیشتر بر نیروهای متفقین در تابستان نمود. او احساس نمود که میتواند مواضع بسیار قدرتمند ارتش انگلستان در اطراف غزاله را دور زده و از پشت سر آنها سر درآورد. انگلیسی ها نیز برای یک ضد حمله تابستانی به جای دفاع آماده میشدند. انگلیسیها در این ناحیه دارای 900 تانک بودند که تعداد 200 عدد از این تانک ها از نوع تانکهای جدید گرانت بود و در مقابل ارتش آلمان دارای 320 تانک بود که تعداد 50 دستگاه از این تانکها از نوع پانزر 2 و 240 دستگاه تانک ایتالیائی (تانک های ایتالیائی از تانک های پانزر2 پست تر بودند) بود. اما رومل دارای تعدادی توپ 88 میلیمتری بسیار قابل اعتماد بود که قادر به نابودی و انهدام تانک های انگلیسی بود. همچنین رومل از نظر توپخانه و نیروی پیاده نظام نیز بسیار توانمند بود زیرا نیروهای پیاده نظام و توپخانه او در مقایسه با سال 1941 بسیار قوی تر بودند. نیروی هوائی تحت فرمان او نیز کمو و بیش دارای برتری نسبت به متفقین بود.

 در تاریخ 26 ماه می 1942 نیروهای رومل دست به یک حمله گازانبری کلاسیک با استفاده از جنگ برق آسا زدند و به غزاله حمله نمودند. پیاده نظام ایتالیا به استحکامات غزاله حمله کرد. این حمله به منظور متقاعد نمودن متفقین به اینکه حمله اصلی میباشد، با همراهی عناصری از واحدهای زرهی همراه بود در حالی که قسمت های عمده و اصلی قوای موتوریزه در جناح جنوبی مستقر بودند. روز بعد رومل جناح جنوبی را قطع نمود و به شمال حمله کرد اما در این روز متحمل تلفات سنگین قوای زرهی خود شد و هر دو جناح ارتش او تلفات سنگینی دادند. تلاش برای احاطه غزاله با شکست مواجه شد و آلمانها یک سوم تانک های سنگین خود را از دست دادند. صبح روز بعد و در تاریخ 28 ماه می  رومل دستور تجدید حمله را صادر نمود و دستورداد تا حملات بر انهدام واحدهای جداگانه زرهی انگلستان متمرکز گردد. ضد حمله سنگین نیروهای انگلیسی رومل را به اتخاذ تدابیر دفاعی و عدم پیشروی مستقیم به سوی شمال مجبور نمود. در 30 ماه می او به سوی شرق حمله کرد تا با عناصری از سپاه دهم ایتالیا که مسیر خود را از یک میدان مین باز کرده بودند اتصال یابد.

 در تاریخ 2 ژوئن لشگر سبک 90 زرهی و لشگر تریست وابسته به ارتش متفقین تسلیم شدند و موقعیت قدرتمند متقین در بئر حکیم را تضعیف نمودند. در 11 ژوئن بئر حکیم به تصرف ارتش انگلستان درآمد. رومل اینبار به سوی شمال حمله کرد و انگلیسی ها را وادار به عقب نشینی نمود. انگلیسی ها عقب نشستند و برای محافظت از جناح چپ خود به میدان مینی که در آن ناحیه تعبیه شده بود اعتماد نمودند. در 14 ژوئن انگلیسی ها با شتاب به سوی شرق عقب نشینی نمودند تا از افتادن درمحاصره کامل اجتناب نمایند. در 15 ژوئن نیروهای محور به ساحل رسیدند و راه فرار نیروهای مشترک المنافع از غزاله را بستند. با بسته شدن حلقه محاصره غزاله رومل برای تصرف بندر تبروک که اکنون تنها مانده و محاصره شده بود آماده شد. تبروک اکنون تنها شهری بود که بین قوای محور و مصر واقع شده بود. نیروهای مدافع تبروک شامل لشگر دوم پیاده نظام آفریقای جنوبی و چند واحد از سازمان افتاده که از جنگ غزاله باقی مانده بودند، می شد. در تاریخ 21 ژوئن 1942 پس از یک نبرد تند و سریع شهر به همراه 33 هزار تن از مدافعانش تسلیم گردید. فقط در جریان تسخیر شهر سنگاپور در همان سال توسط نیروهای ارتش امپراطوری ژاپن تعداد بیشتری از نیروهای مشترک المنافع به اسارت گرفته شدند و در نتیجه این پیروزی رومل، هیتلر او را ترفیع داد و به درجه فیلد مارشالی ارتقا داد.

 

                                                                                                                                  قسمت بعد  

  

                                                                              نوشته شده در تاریخ : 12/09/90

                                                                                                         نظر بدهید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

info@WikiArya.com

استفاده از مطالب سایت تنها با ذکر منبع مجاز است و تمام حقوق این وب سایت متعلق به مؤلف می باشد.