مانوئلا سائنز

 

 

 

 مانوئلا سائنز

 او اخبار و اطلاعاتی را که از زبان افسران اسپانیائی می شنید را مخفیانه به سیمون بولیوار انتقال می داد.

 متولد 27 دسامبر 1795 - مرگ  23 نوامبر 1856

 مانوئلا سائنز در تاریخ 27 دسامبر 1795 در شهر کیتو پایتخت فعلی کشور اکوادور متولد شد. او فرزند نامشروع ماریا ژاکوئینا آیزپورو بود. مادرش با یک اسپانیائی سرشناس به نام سیمون سائنز ورگارا ازدواج نمود. پس از تولد مانوئلیتا مادرش به همراه فرزند خود همسرش را ترک نمود و آن دو به صومعه سانتا کاتالینا رفتند. در اینجا بود که مانوئلیتا موفق به فراگیری خواندن و نوشتن گردید. او در سن 12 سالگی و پس از آنکه توسط یک افسر ارتش اسپانیا به نام فاستو دی الهویار فریب خورد و مورد تجاوز قرار گرفت، مجبور به ترک صومعه شد. او برای چندین سال با پدرش زندگی کرد و در سال 1817 با یک بازرگان ثرتمند انگلیسی به نام جیمز تورن که دو برابر سن او را داشت، ازدواج کرد. این زوج پس از مدتی به شهر لیما پایتخت پرو نقل مکان نمودند و در اینجا بود که آنان با برگزاری مجالس عمومی با اشراف و سیاستمداران و افسران بلند مرتبه آشنا شدند. میهمانان نظامی با او در خصوص انقلاب در حال پیشرفت صحبت می کردند. در سال 1819 که سیمون بولیوار موفق شد بخشی از مستعمرات اسپانیا در نیو گرانادا را به چنگ آورد، مانوئلا بر ضد جودی لا سرنا هاینوجوسا نایب السلطنه اسپانیا در پروشروع به انجام اقدامات مخفیانه و جاسوسی نمود. او اخبارو اطلاعاتی را که از زبان افسران اسپانیائی می شنید را مخفیانه به سیمون بولیوار انتقال می داد.

 در سال 1822 مانوئلا همسر خود را ترک نمود و به کیتو مسافرت کرد و در آنجا سیمون بولیوار را ملاقات کرد. آن دو بلافاصله احساس علاقه به یکدیگر نمودند و این علاقه تا 8 سال بعد نیز ادامه داشت. آن دو نامه های عاشقانه به یکدیگر می نوشتند و زمانی که بولیوار از منطقه ای به منطقه دیگر می رفت با یکدیگر ملاقات می کردند. آنها همچنین به گردآوری اطلاعات و انتشار رساله هائی در حمایت از انقلاب و اعتراضیه هائی در خصوص حقوق زنان اقدام میکردند. مانوئلا به عنوان یکی از اولین بانوان به دلیل خدمت به انقلاب نشان خورشید را دریافت کرد. او در ماه اول سال 1825 و در ماه های فوریه تا سپتامبر 1826 در نزدیکی لیما با بولیوار زندگی کرد اما به دلیل شرایط جنگی بولیوار مجبور به ترک لیما شد و مانوئلا نیز به همراه او به بوگوتا (پایتخت فعلی کشور کلمبیا) رفت.

 در 25 سپتامبر 1828 افسران شورشی سعی نمودند تا بولیوار را ترور کنند اما مانوئلا به او کمک کرد تا فرار کند و به همین دلیل مانوئلا به لقب نجات دهنده آزادی ملقب شد. در سال 1830 بولیوار در حالی که در حال مسافرت برای رفتن به تبعید بود به دلیل ابتلا به مرض سل در سانتا مارتا در فقر و فلاکت درگذشت و هیچ سرمایه ای نداشت تا برای مانوئلا باقی بگذارد. مانوئلا برای فرانسیسکو دی پائولا سانتاندر که جانشین بولیوار شده بود موجب ناراحتی شد بنابراین فرانسیسکو دی پائولا وی را به جامائیکا تبعید کرد. زمانی که در سال 1835 مانوئلا تلاش کرد تا به اکوادور بازگردد ویسنته روکافوئرته رئیس جمهور اکوادور پاسپورت او را باطل نمود بنابراین مانوئلا به عنوان فردی آواره به شمال پرو مهاجرت نمود و در یک شهر کوچک ساحلی به نام پایتا سکونت کرد. او برای مدت 25 سال به عنوان یک بینوای رانده شده به فروش تنباکو و ترجمه نامه های ملوانان آمریکای شمالی که به معشوقه های خود در آمریکای لاتین نامه می نوشتند پرداخت (توضیح اینکه مانوئلا به دلیل زندگی با یک انگلیسی به زبان انگلیسی آشنا بود و معشوقه های ملوانان که در آمریکای لاتین زندگی می کردند دارای زبان اسپانیائی بودند). مانوئلا در این شهر با نویسنده آمریکائی به نام هرمان ملویل و انقلابی معروف ایتالیائی به نام گاریبالدی ملاقات نمود.

 در سال 1847 همسر سابق انگیسی مانوئلا درگذشت و 8 هزار پزو برای وی به میراث گذاشت اما مانوئلا از پذیرفتن آن خودداری کرد. مانوئلا پس از سقوط از پله های خانه اش ناتوان شد و در 23 نوامبر 1856 در پایتا براثر بیماری دیفتری که اپیدمی شده بود، درگذشت. جنازه او در یک گور دسته جمعی به خاک سپرده شد و مایملک او سوزانده شد. سیمون بولیوار در بستر مرگ از آجودان مخصوص خود دانیل اولاری درخواست کرد تا جسدش و تمامی نامه ها و نوشته هایش را بسوزاند ولی اولاری از سوزاندن نامه ها و نوشته های وی خودداری نمود و این نامه ها به تاریخ نگاران کمک کرد تا بفهمند به کمک اطلاعات جاسوسی مانوئلا بود که بولیوار موفق شد انقلاب را به پیروزی برساند. مانوئلا نیز اندک زمانی قبل از مرگش نامه های نوشته شده توسط سیمون بولیوار را به دانیل اولاری سپرد.

 در 5 جولای  2010 دولت ونزوئلا یک بنای یاد بود برای مانوئلا ساخت که برفراز آرامگاه مجازی او ساخته شده بود زیرا مانوئلا در یک گور دسته جمعی دفن شده بود و چیزی از جنازه او باقی نمانده بود.

 

 

                                                                                    نوشته شده در تاریخ : 15/10/91

                                                                                                               نظر بدهید

 

 

 

 

info@Special-History.com

استفاده از مطالب سایت تنها با ذکر منبع مجاز است و تمام حقوق این وب سایت متعلق به مؤلف می باشد.