نظرات و پیشنهادات درباره ما معرفی کتاب تاریخچه جاسوسی لغات سرخپوستی تاریخ سرخپوستان جنگ جهانی دوم جنگ جهانی اول صفحه اصلی  


 
فصل 1  
فصل 2  
فصل 3  
فصل 4  
فصل 5  
فصل 6  
فصل 7  
فصل 8  
فصل 9  
فصل 10  
فصل 11  
فصل 12  
فصل 13  
فصل 14  
فصل 15  
فصل 16  
فصل 17  
فصل 18  
فصل 19  

 
 

فصل 1  ( قسمت اول )

رفتارشان شایسته و برازنده است

 

اين مطلب برگرفته از كتاب دلم را به خاك بسپار ( فاجعه سرخپوستان آمريكا ) نوشته دی براون می باشد تاريخ سرخپوستان آمريكا تاريخی سرشار از توحش و ويرانگری بر ضد اين قوم ( كه از لحاظ تاريخی گمنام می باشد )بوده و اسباب شرمساری است. تاريخی كه به شكل بسيار جالبی تحريف شده است. آمريكائی ها در نگارش تاريخی خود از فرهنگ خاصی پيروی می كنند.

 

 

 

 

 

 

 


تاينوس ها

به عنوان مثال آنها از پيروزی ابر سرخ ( رئيس يکی از قبايل سرخپوست) بر واحد های تحت فر ماندهی سرهنگ فترمن با عنوان " قتل عام نفرات فترمن " ياد می كنند و در عوض از وحشيانه ترين كشتاری كه نظير آن تا كنون روی نداده است يعنی كشتار " سند كريك " كه از افراد قبيله شايان به رياست سيه ديگ كرده اند مدتها در تاريخ های آمريكا با عنوان ظاهر فريب " ماجرای سند كريك " سخن گفته اند . كشتاری كه در آن سفيد پوستان ، سر بريدند ، مورد تجاوز قرار دادند ، مثله كردند ، پوست سر كندند و در مجموع يك كشتار حسابی ، واقعی و خوفناك راه انداختند . فاجعه سرخپوستان آمريكا با  كشتار  سرخپوستان  قبيله " ناواهو " در قلعه " وينگيت " در سال 1861 آغاز شد و با كشتار افراد قبيله " سيوكس " در سی (30) سال بعد يعنی در سال 1890 در " وانددنی " پايان می پذيرد. در" وانددنی "  تعداد سرخپوستان اعم از زن و کودك و مرد و بچه سيصد و پنجاه (350) نفر بود كه پس از تير باران فقط پنجاه (50) نفر از ايشان باقی ماندند.یکی از باز ماندگان اين فاجعه به نام " لويز لوبليت " می گويد :

سعی كرديم فرار كنيم ولی آنها ( سر بازان ) چنان بروی ما آتش گشودند كه انگار ما گاوان وحشی هستيم . آری سفيد پوستان همان بلائی را كه بر سر بوفالو ها آورده بودند بر سر سرخپوستان آوردند.

 آراواک ها

 به قول آمريكائيان در زمان كشف آمريكا توسط كريستف كلمب تعداد بوفالوها در آمريكا بالغ بر پنجاه ميليون (۰۰۰/۰۰۰/۵۰ ) راس بوفالو بود ولی در سال 1890 چند صد راس بيشتر باقی نمانده بود . اين يك تشابه تراژيك بود كه به حقيقت بسيار نزديك بود . زيرا در سال 1492 بيش از يك ميليون (۰۰۰/۰۰۰/۱)  سرخپوست در آمريكای شمالی زندگی می كرد اما در سال 1890 بيش از سيصد هزار (۰۰۰/۳۰۰) نفر باقی نمانده بود .

 كريستف كلمب

همه چيز با ورود كريستف كلمب ( در 12 اکتبر 1492 ) آغاز شد كه مردم بومی را ايندويوس ناميد. اروپائيان يعنی مردم سفيد پوست به لهجه ها و زبانهای مختلف سخن می گفنتد . چنانكه بعضی اين كلمه را ايندين و برخی اينديانر يا اينديان می ناميدند. اسم سرخپوست بعدها پيدا شد. تاينوس ها يعنی جزاير نشينان سان سالوادور كه بيگانگان را با مهر و محبت پذيرا می شدند بنا به عادت هدايائی به كريستف كلمب ويارانش تقديم كردند و با ايشان به عزت و احترام رفتار كردند. كريستف كلمب به پادشاه و ملكه اسپانيا چنين نوشت : اين مردم به قدری ملايم و مهربان وسليم النفسند كه به اعليحضرتين اطمينان می دهم كه در دنيا ملتی بهتر از ايشان پيدا نمی شود .همنوعان خود را مانند كسان خود دوست می دارند ، گفتارشان همواره شيرين و ملايم و مهرآميز و همراه با لبخند است. گرچه تقريبا لخت وپتی راه می روند ولی رفتارشان شايسته و برازنده است . 

 آرامگاه  كريستف كلمب

بديهی است كه همه اين صفات را اگر نه به حساب بربريت گذاشتند ، لااقل از نشانه های بدويت دانستند.  بدين جهت كريستف كلمب آن مرد شريف و متقی معتقد شد بايد اين ملت را به كار واداشت وبه او آموخت كه در زمين كشت  كند و برای  آنكه راه  و رسم  زندگی را  بياموزد هر كاری   كه لازم است  با او كردطی  چهار قرن   بعد  (1492-1890) چندين ميليون اروپائی و اعقاب ايشان كوشيدند تا راه  و رسم خود را به مردم ينگی دنيا تحميل كنند. كلمب ده تن از ميزبانان مهمان نواز خود را با خود به اسپانيا آورد تا در آنجا با تمدن و آداب و زندگی سفيد پوستان آشنا شوند . یکی از تاينوسها کمی  بعد از رسيدن به اسپانيا جان سپرد اما قبل از مرگش غسل تعميد يافت . اسپانيائی ها از اينكه نخستين بار به يك سرخپوست اذن دخول به بهشت داده اندچنان شاد شدند كه در صدد برآمدند اين خبر خوش را در سر تاسر سرزمين هند غربی بپراكنند .

پا گذاشتن  كريستف كلمب به دنیای تازه

اينوسها و ديگر قبايل آراواك مخالفتی با گرويدن به دين اروپائيان نشان ندادند ، اما وقتی دسته دسته از همين بيگانگان ريشو از ايشان اجازه خواستند كه جزايرشان را به دنبال طلا و سنگ های قيمتی زير و رو كنند ، در برابر ايشان مقاومتی سرسختانه از خود نشان دادند . اسپانيائی ها آباديهای سرخپوستان را تاراج كردند و به آتش كشيدند و صدها مرد وزن و بچه را ربودند و به قصد فروش به زور سوار کشتی های اروپائی كردند تا در اروپا به غلامی بفروشند. مقاومت قبيله آراواك بهانه شد تا سلاح های آتشين و شمشيرها را آزمايش كنند و در نتيجه در دهه های بعد قبايل زيادی از سرخپوستان تماماً قتل عام شدند و صدها هزار سرخپوست به قتل رسيدند .

جزیره سان سالوادور اولین نقطه ای که كلمب در خاک آن قدم گذاشت


 

 

                                                                             نوشته شده در تاریخ : 18/09/87

                                                                                                        نظر بدهید

 

 
 

قسمت اول  
قسمت دوم  
قسمت سوم  
قسمت چهارم  

 


info@Special-History.com

استفاده از مطالب سایت تنها با ذکر منبع مجاز است و تمام حقوق این وب سایت متعلق به مؤلف می باشد.